خانه / سفرنامه / سفرنامه خارجی / سفرنامه کشور های آسیایی / سفرنامه تایلند / سفرنامه بانکوک / خاطرات سفر به آسیا(۲۰۱۴)– بانکوک- در مسیر بانکوک- گشت شبانه شهری(تایلند)

خاطرات سفر به آسیا(۲۰۱۴)– بانکوک- در مسیر بانکوک- گشت شبانه شهری(تایلند)


 بانکوک- در مسیر بانکوک- گشت شبانه شهری(تایلند)

صبح یک روز پاییزی، همون اول صبح قرار بود سرویس فرودگاه بیاد دنبالمون و خدارو شکر زیاد حرصمون ندادن و سر ساعت جلوی هتل منتظرمون بودن! به جهت سوار کردن بقیه مسافرها مسیر اونقدر طولانی بود که قبل از رسیدن به فرودگاه فرصت جبران کسر خواب روزهای قبل رو تا حدی داشته باشیم!

فرودگاه پوکت نسبت به جمعیت جزیره نسبتا بزرگ و مجهزه اما ما چون زود رسیده بودیم تا باز شدن کانتر مربوطه هنوز دقایقی وقت بود که ترجیح دادیم بیشتر به کند و کاو در گوشه و کنار سالن بپردازیم.

http://s2.picofile.com/file/8264016942/20141202_083810.jpg

طراحی فرودگاه زیبا است و انواع امکانات رو برای مسافران فراهم می کنه.

http://s2.picofile.com/file/8264016968/20141202_084252.jpg

تو این بین دیدن پیرمردهای از کار افتاده اروپایی و آمریکایی در کنار لیدرهای جوون اختصاصیشون بیشتر از قبل جلب توجه می کرد! متاسفانه این همون آثار استثماریه که به جهت تفاوت ارزش پول کشورها اونا با حقوق نه چندان بالای بازنشستگیشون می تونن هر کاری دلشون می خواد تو این کشورهای فقیر بکنن و تاسف بارتر اونکه کشورهایی مثل تایلند که به واقع از نگاه طبیعی چیزی کم و کسر از بهشت ندارن می بایست به جهت فقرشون با اکراه تن به این موضوعات بدن! در هر حال این روی سکه دیگه سرزمین تایلنده که متاسفانه در گوشه و کنار این کشور زیاد به چشم می یاد و یجورایی این کشور زیبا رو اونقدر بدنام کرده که خیلی ها با تصورات غلط عطای دیدنش رو به لقاش ببخشن!

برای پروازهای ایرآسیا ماشین های صدور کارت پرواز کار رو راحت کردن اما برای اکثر ایرلاین ها همون سیستم سنتی اعمال می شه.

http://s1.picofile.com/file/8264016976/20141202_093629.jpg

دقایقی بعد کانتر نوک ایر باز شد و ماهم به راحتی کارت پرواز کاغذیمونو تحویل گرفتیم. جالب اونکه جلوی کانتر یه تبلت هم گذاشته بودن که هر مسافر می تونست میزان رضایتمندیش رو از خدمات شرکت و پرسنل مربوطه به صورت آنلاین اعلام کنه!

نمی دونیم نوک NOK تو تایلندی چه معنا و مفهومی داره اما جالب اونکه آرم و لوگوی شرکت دقیقا مشابه نوک و منقار یک پرنده است!

http://s1.picofile.com/file/8264017042/20141202_113410.jpg

ساعتی بعد تو سالن ترانزیت منتظر اعلام پرواز بودیم که یکدفعه خونواده هندی همسفرهای تور دیروز جلومون ظاهر شدن و این بهانه ای شد برای شروع صحبت که بعدا فهمیدیم تا حدی هدف دار هم بوده!

چون خانوم هندی پرسید کدوم هتل می رین و بعد هم بلافاصله گفت که چون پروازشون به هند آخرشبه آیا می شه ساکهاشون رو نزد ما به امانت بزارن و برن شهر رو بگردن؟ ما هم که جا خورده بودیم و از طرفی نمی خواستیم تند برخورد کنیم با یک چرخش حرفه ای گفتیم که راستش ما هتلمون اونطرف شهره و از طرفی تا برسیم هتل ساک ها رو می ذاریم و می ریم بیرون و آخر شب بر می گردیم هتل و اینجوری واسشون سخته و ممکن از پرواز جا بمونن! بعد هم پیشنهاد دادیم بهتر همین الان ساکاشونو ببرن و تو خود فرودگاه بین المللی بانکوک امانت بزارن و بعد با خیال راحت برن شهر رو بگردن!

http://s2.picofile.com/file/8264017018/20141202_113253.jpg

ساعتی بعد سرانجام پرواز نه چندان طولانی شرکت نوک ایر انجام شد و در طول پرواز یه اسنک کوچولو هم به عنوان تغذیه رایگان بهمون دادن!

http://s1.picofile.com/file/8264017176/20141202_121010.jpg

http://s1.picofile.com/file/8264017200/20141202_121227.jpg

با بلند شدن هواپیما یک به یک زیبایی های مسیر آشکار شد!

http://s2.picofile.com/file/8264017068/20141202_120224.jpg

http://s2.picofile.com/file/8264017092/20141202_120333.jpg

http://s2.picofile.com/file/8264017134/20141202_120529.jpg

http://s2.picofile.com/file/8264017118/20141202_120350.jpg

ساعتی بعد شهر زیبا و بزرگ بانکوک از بالا نمایان شد.

http://s2.picofile.com/file/8264017276/20141202_130148.jpg

http://s1.picofile.com/file/8264017292/20141202_130645.jpg

با فرود در فرودگاه دوم شهر بانکوک با نام دن موئنگ Don Muang که به پروازهای داخلی اختصاص داشت اول همه نگران بودیم چون ایستگاه مترو نداره شاید رسیدن به هتل کمی سخت باشه اما خوشبختانه دفتر راهنمای توریستی اونجا خیلی خوب راهنمایی کرد و گفت با اتوبوس جلوی فرودگاه می تونین تا پیوجیت برین و از اونجا هم مترو و تراموا به راحتی در دسترس هست.

http://s2.picofile.com/file/8264017326/20141202_131545.jpg

http://s2.picofile.com/file/8264017342/20141202_133928.jpg

لحظاتی بعد اتوبوس هم اومد و ماهم سوار شدیم. دقایقی بعد خانوم متصدی فروش بلیط اومد در کسری از ثانیه بلیط اتوبوس و باقی پول خردمون رو تحویل داد و راحتر از اونچیزی که تصور می کردیم به ایستگاه اصلی تراموای هوایی BTS که با نام موچیت شناخته میشه رسیدیم. این همون ایستگاهیه که نزدیک شنبه بازار بزرگ و معروف بانکوک که با نام چاتوچاک شناخته میشه قرار داره! در واقع چاتوچاک تشکیل شده از چندصدتا دکه چوبی که روزهای شنبه هر هفته هرچی که تصورش بکنین تو این بازار اونم با قیمت های مناسب فروش می ره!

http://s1.picofile.com/file/8264017368/20141202_134809.jpg

حیف که نشد روز شنبه بانکوک باشیم و در نتیجه تو روزهای وسط هفته بازارم باز نبود که ببینیمش!

از اینا که بگذریم کلا شبکه مترو و تراموای هوایی بانکوک در عین طراحی و عالی و کاربردیش یکم پیچیده است. و هرکدوم با نام های BTS و MRT و … شناخته میشه. مترو زیر زمینی با همون نام فرانسویش مترو نامیده میشه اما شبکه اصلی و راهگشای حمل و نقل شهر ترن هوایی پیشرفته و مدرن اونه که با نام BTS شناخته می شه. این ترن هوایی دارای دو خط قرمز و صورتیه که خط صورتی که تا فرودگاه بزرگ و بین المللی شهر هم می رسه سریع السیر تر هست! نکته مهم اینکه بلیط هرکدوم از این سیستم ها جداست و فرضا با خرید تراموای هوایی نمیشه سوار مترو زیرزمینی شد!

http://s1.picofile.com/file/8264017926/Bangkok_Sky_Train_Map.jpg

http://s1.picofile.com/file/8264016850/891.jpg

از پله ها که بالا رفتیم اول همه برای خرید بلیط یکم گیج زدیم! چون برای خرید باید از دستگاه مقصد نهایی رو مشخص می کردی و بعد برای پرداخت دفقط سکه می انداختی! واسه همینم اگه سکه نداشتی باجه مذکور بهت بلیط نمی فروخت و فقط اسکناس هات رو خرد می کرد و سر همین موضوع ما یکم هنک کردیم که چرا خانومه پول رو که دادیم بهمون بلیط تحویل نداد!!!

http://s1.picofile.com/file/8264016792/722.jpg

http://s1.picofile.com/file/8264017376/20141202_141256.jpg

معمولا برای مترو و ترن هوایی بسته به هر مسیر بطور متوسط ۳۰ تا ۴۰ بت باید پرداخت می کردید. البته مسیرهای نزدیکتر ارزونتر بود! نکته مهم اینه که قیمت بلیط بر مبنای ایستگاه مقصد حساب می شه و شما باید شماره ایستگاه مربوطه رو انتخاب کنین و اگه بخواین ایستگاههای بعد از اون پیاده بشین با ژتون بلیطی که خریدین درب خروجی باز نمی شه و دستگاه آلارم می ده!

http://s2.picofile.com/file/8264017392/20141202_141304.jpg

از اونجا که ما هتلمون رو با قیمت مناسب ۵۰ دلار برای ۳ شب در نزدیکی ایستگاه BTS انتخاب کرده بودیم که تا فرودگاه هم خیلی نزدیک بود، خیلی راحتتر از تصورمون به ایستگاه مربوطه رسیدیم.

بعد از عبور از پله های برقی مجهز ایستگاه که واسه خودش عظمتی داشت به راحتی نمای بزرگ هتل ۲۵ طبقه هویدا شد و ماهم سریع وارد شدیم.

http://s1.picofile.com/file/8264017876/20141204_092726.jpg

همه چیز هتل حکایت از بزرگی و عظمت اون داشت که طبیعتا تا اینجای کار ما رو از انتخاب راضی می کرد. جالب اونکه اتاق طبقه ۲۰ رو هم بهمون دادن اما راستش وقتی اتاق رو دیدیم کیفیتش در مقایسه با خود هتل چندان بالا نبود. البته از نظر تمیزی مشکلی نداشت اما نسبتا کوچیک و جمع و جور بود. در واقع انگار سیاست هتل اتخاذ استراتژی تبعیض قیمت و داشتن طبقات مختلف با قیمت های متفاوت بود!

http://s1.picofile.com/file/8264017818/20141204_092628.jpg

بدتر از همه اونکه اینترنت هم مجانی نبود برای هر ساعت ۱۰۰ بت (حدود ۳ دلار)درخواست می کردن!  تو اتاق هرچی دنبال سیف باکس گشتیم یافت نشد که نشد! واسه همینم موضوع رو به رسپشن منتقل کردیم و اونم گفت با ودیعه ۱۰۰ دلاری می تونین یه صندوق امانی تو همون سالن همکف کنار رسپشن بگیرین!

http://s2.picofile.com/file/8264017426/20141202_152418.jpg

با این همه از بالا می شد شهر بانکوک رو بهتر دید. به خصوص ساختمون هایی که صاحبان خوش ذوقشون با گل تزئین کرده بودند.

http://s1.picofile.com/file/8264017676/20141203_080329.jpg

http://s1.picofile.com/file/8264017700/20141203_105948.jpg

http://s1.picofile.com/file/8264017892/20141204_094637.jpg

در سالن هتل دستگاهی هم گذاشته بودن تا بجای رسپشن ها توریست ها رو راهنمایی کنه! یعنی دیگه مزاحم رسپشن ها نشین! انصافا دستگاهشون هم اطلاعات کاملی داشت.

http://s1.picofile.com/file/8264017768/20141204_092422.jpg

عصر بعد از یه استراحت کوتاه هتل رو ترک کردیم و با تراموا به منطقه پچ بوری Phetchaburi که یجورایی قلب تپنده بانکوک و مراکز خریدش شمرده میشه رفتیم.

دست فروش های گوشه خیابون، بازار خرید و فروش رو حسابی گرم کرده بودن.

http://s2.picofile.com/file/8264017526/20141202_201453.jpg

http://s2.picofile.com/file/8264017550/20141202_201556.jpg

سرانجام گشت و گذار در خیابون ها و مراکز خرید که سهم خریدارای ایرونی هم تو این میون کم نبود ما رو به میدون سیام رسوند.

http://s1.picofile.com/file/8264017442/20141202_192654.jpg

مراکز خرید مجلل بانکوک از سیام پاراگون گرفته تا پلاتینیوم پر بود از مشتری های رنگ و وارنگ!

  با دیدن MBK یاد تبلیغ مجله داخل هواپیما ایرآسیا افتادیم که گفته بود اگه از این تبلیغ عکس بگیرین و پیش ما بیارین بهتون یه تیشرت مجانی هدیه می دیم! البته این موضوع رو دوستان خوبمون عسلی و بام هم در وبلاگ سفرجویان تعریف کرده بودن که ماهم خوشبختانه باهاش مواجه شدیم.

http://s1.picofile.com/file/8264016892/20141128_210105.jpg

با مراجعه به متصدی مربوطه که یه جایی در طبقه ۵ یا ۶ فروشگاه نشسته بود و نشون دادن عکس و ارائه پاسپورت بی معطلی ۲ تا تیشرت سفید خوش رنگ- البته با کیفیت متوسط – تحویل گرفتیم.

http://s2.picofile.com/file/8264017468/20141202_195455.jpg

هرچند خود فروشگاه MBK بیشتر اجناس لوکس و گرون داشت که خیلی به کار ما نمی اومد! حتی قیمت غذای رستوران هاشم چندان ارزون نبود! واسه همینم خیلی اونجا وقت نگذروندیم و زدیم بیرون.

http://s1.picofile.com/file/8264017484/20141202_201445.jpg

کل پیاده رو مملو بود از دکه های اغذیه فروشی کنار خیابونی و کلی توریست رنگ و وارنگ خارجی که داشتن با غذاهای سنتی تایلندی حال می کردن.

http://s1.picofile.com/file/8264016926/20141201_203648.jpg

http://s2.picofile.com/file/8264017592/20141202_201804.jpg

اگه قبلا از ما می پرسیدن محال بود رضایت بدیم و بریم از دکه غذا بخریم! اونم تو تایلند که سفر قبلی حتی تحمل بوش هم سخت بود اما این بار ماهم با دیدن این صحنه ها تحریک شدیم و دل به دریا زدیم و از یه دکه که توسط مادری با دختر و پسر کوچیکش اداره می شد چند تیکه مرغ شنیسل گرفتیم. انصافا مزه اش خوب بود و همین شد که دوباره یه چندتا دیگه خریدیم که دختر نوجوون فروشنده به همراه برادر کوچیکترش با یک نگاه تشکر آمیز مرغ رو بهمون تحویل دادن!

http://s1.picofile.com/file/8264017642/20141202_202103.jpg

http://s2.picofile.com/file/8264017634/20141202_201816.jpg

آخرشب با کمی گشت و گذار در خیابون های اطراف و بازارهای خرید پلاتینیوم و پت و نم که خیلی هم به مذاقمون خوش نیومد به هتل برگشتیم تا گشت و گذار نهایی شهر به فردا موکول بشه.


بانکوک-گشت شهری در اطراف رودخانه چائوپرایا (تایلند)

 صبح یه روز آفتاب قشنگ اولین مقصدمون ایستگاه مرکزی قایق های عمومی در رودخانه چائوپرایا با نام  Saphan Taksinبود. خوشبختانه با تراموا و مترو مستقیم می شد به اونجا رسید.

http://s2.picofile.com/file/8265333826/20141203_104209.jpg

اول همه خواستیم تا از کشتی های تفریحی گشت شب رودخونه اطلاع حاصل کنیم اما متاسفانه خیلی اطلاع رسانی قوی اونجا وجود نداشت. مسئول گیشه فروش بلیط قایق های توریستی که طول رودخانه رو می رفتن و بر می گشتن هم خیلی خوش برخورد نبود و نهایتا فعلا ترجیح دادیم تا با پرداخت نفری ۴۰ بت شرایط سوار شدن بر قایق رو فراهم کنیم.

http://s2.picofile.com/file/8265333842/20141203_104720.jpg

قایق که دارای چند ردیف از صندلی های فایبر گلس بود پر شد از توریست های خارجی و بعد از لحظاتی در دل رودخونه به حرکت دراومد.

جدا از کشتی های تفریحی زیبا که به نظر می رسید بیشتر برای گشت شب بازار دارن ، دو طرف ساحل  با بناهای لوکس و هتل و رستوران مجلل احاطه شده بودن.

http://s2.picofile.com/file/8265332976/727.jpg

 http://s1.picofile.com/file/8265333884/20141203_110149.jpg

http://s1.picofile.com/file/8265333926/20141203_110434.jpg

وحتی معبد در کنار رودخونه و برج های مدرنش!

http://s1.picofile.com/file/8265332942/723.jpg

البته همه جا هم خیلی لوکس و مدرن نبود!

http://s2.picofile.com/file/8265332950/724.jpg

والبته تصویر پادشاه و ملکه هم با اونکه نماد تشریفاتی هستند در برخی جاها خودنمایی می کرد.

http://s1.picofile.com/file/8265333942/20141203_110543.jpg

تو این میون بلندگوی قایق هم گه گاه یکسری اطلاعات توریستی رو به مسافرها عرضه می کرد.

http://s1.picofile.com/file/8265332992/728.jpg

نسیم خنک هوای دسامبر بانکوک صورتمون رو نوازش می داد و هرچی بیشتر پیش می رفتیم زیبایی های اطراف رودخونه بیشتر هویدا می شد.

دقایقی بعد بنای زیبای معبد Wat Arun یا همون Tempel of Dawn نمایان شد. بنای عظیم و زیبا که یجورایی برخلاف معابد روتین و جدید تایلندی بیشتر شبیه معابد اینکاها و … بود!

http://s2.picofile.com/file/8265333026/731.jpg

اولین ایستگاه کشتی کمی بالاتر از معبد و طرف مقابل رودخونه بود که ما ترجیح دادیم همونجا کشتی رو ترک کنیم.

بعد هم با پرداخت نفری ۳ بت با شناوری که این بار مملو از توریست های رنگ و وارنگ بود و حتی جای سوزن انداختن نداشت، به اسکله معبد رسیدیم.

http://s2.picofile.com/file/8265333442/786.jpg

http://s1.picofile.com/file/8265333076/738.jpg

http://s2.picofile.com/file/8265333950/20141203_112818.jpg

با ورود به محوطه معبد از همون ابتدا طراحی شگفت انگیز اون آدمو میخکوب می کرد و تو این میون بساط عکس های پانارامایی و سلفی حسابی گرم بود.

http://s2.picofile.com/file/8265333184/747.jpg

http://s2.picofile.com/file/8265333118/742.jpg

با پرداخت نفری ۵۰ بت بلیط ورودی مجموعه رو خریدیم. هر چند نمی دونیم چرا با ورود به محوطه اصلی کسی بلیطمون رو چک نکرد!

http://s1.picofile.com/file/8265333134/746.jpg

نفس زنان از پله های سنگی هرم مخروطی بالا رفتیم و هرچقدر که از زمین ارتفاع می گرفتیم زیبایی های اطراف بیشتر نمایان می شد.

http://s2.picofile.com/file/8265334068/20141203_113947.jpg

http://s2.picofile.com/file/8265334092/20141203_114259.jpg

http://s1.picofile.com/file/8265333218/750.jpg

معماری زیبا با توجه ویژه به جزئیات و تقارن ها در تک تک مجسمات و نقش و نگارها.

http://s1.picofile.com/file/8265334200/20141203_115555.jpg

http://s1.picofile.com/file/8265334034/20141203_113927.jpg

دیگه وقتی به بلندترین نقطه هرم رسیدیم از بالا کل منطقه اطراف نمایان بود. با این حال از پس پله ها تند و مرتفع بودن دیگه نفسمون در نمی اومد! آخه ناسلامتی حدود ۸۰ متری از زمین فاصله داشتیم!

http://s1.picofile.com/file/8265334226/20141203_115625.jpg

http://s1.picofile.com/file/8265333376/773.jpg

http://s1.picofile.com/file/8265333284/764.jpg

نمای زیبایی از رودخانه چائوپرایا و دورنمای زیباتری از قصر سلطنتی و معبد بودای خوابیده!

http://s2.picofile.com/file/8265334242/20141203_115633.jpg

http://s1.picofile.com/file/8265333292/766.jpg

http://s1.picofile.com/file/8265334168/20141203_115232.jpg

ارزش زیبایی این بنا و ارتفاع بلندش وقتی بیشتر نمایان میشه که بخاطر بیاریم قدمت این معبد زیبا به اواسط قرن هفدهم می رسه!

http://s2.picofile.com/file/8265333334/769.jpg

جالب اونکه بخشی از مسیر برای رفت و طرف دیگر آن برای برگشت اختصاص داده شده بود تا اینجوری ازدحام توریست های بازدید کننده مانع نشه!

http://s1.picofile.com/file/8265333276/758.jpg

ساعتی بعد بالاخره دل کندیم و از پله ها پایین اومدیم. اما تخلیه شدن انرژی در مسیر بالا و پایین واسمون چاره ای نذاشت تا نفری یه نارگیل خنک رو اونم با قاشق های فلزی نوش جان کنیم.

http://s1.picofile.com/file/8265334000/20141203_113745.jpg

http://s1.picofile.com/file/8265333418/782.jpg

http://s2.picofile.com/file/8265333426/783.jpg

محوطه معبد نیز جذابیت های خودش رو داشت. حتی برای خرید توریست ها!

http://s1.picofile.com/file/8265333976/20141203_113731.jpg

علائم راهنمایی حتی در سرویس بهداشتی هم کار فرهنگ سازی رو رها نمی کردن!

http://s2.picofile.com/file/8265333384/781.jpg

لحظاتی بعدبا خرید بلیط ۳ بت از کانتر مربوطه که کاغذی با ادبیات نامناسب در پاسخ به پرسش احتمالی مراجعین رو شیشه اش چسبونده بود دوباره به طرف مقابل رودخونه برگشتیم.

http://s2.picofile.com/file/8265333468/788.jpg

با عبور از دل یه بازار کوچک سنتی که دکه های اطراف بیشتر کالاهای مورد طرفدار توریست ها و میوه های استوایی رنگارنگ رو می فرختن لحظاتی بعد دومین مقصد گردشگری امروز نمایان شد.

http://s1.picofile.com/file/8265333476/789.jpg

http://s1.picofile.com/file/8265333518/790.jpg

هرچند قبل رسیدن به معبد اصلی هم در گوشه و کنار معابدی کوچک رو ترتیب داده بودن تا توریست های علاقمند رو جذب کنند!

http://s2.picofile.com/file/8265333542/793.jpg

http://s2.picofile.com/file/8265333584/794.jpg

بازم یه معبد زیبا و دیدنی که در ادبیات آشنای ما با نام معبد بودای خوابیده شناخته میشه اما اسم واقعی اش معبد  Wat Pho است.

جالب اونکه قدمت ساخت این معبد از پایتخت شدن شهر بانکوک  بیشتره و در واقع قدیمیترین معبد شهر به حساب می یاد!

با ورود به محوطه و پرداخت ۵۰ بت بلیط ورودی رو دریافت کردیم. اولین و مهمترین بخش بازدید به همون مجسمه اصلی غول پیکر بودای خوابیده اختصاص داشت.

http://s2.picofile.com/file/8265334276/20141203_125310.jpg

با درآوردن کفش ها اونا رو به سبک مساجد خودمون تو یه کیسه پارچه ای همراهتون حمل می کنین!

http://s1.picofile.com/file/8265333668/797.jpg

و بعد از قسمت سر طلایی مجسمه که خودش ارتفاعی در حدود ۱۵ متر داره تا انتهای سالن و در واقع انتهای بدن خوابیده بودا ۴۰ -۵۰ متری پیش می رین. جالب اونکه کلا این بودایی ها عاشق مجسمه هایی شبیه این هستن که بوداشون یه جا لم داده باشه!

http://s2.picofile.com/file/8265333734/808.jpg

http://s2.picofile.com/file/8265333768/814.jpg

تو این بین بساط عکس های سلفی و تکی از مجسمه و با مجسمه هم حسابی گرمه، هرچند آخر کار هم تنگی فضا اجازه نمی ده عکس تموم و کاملی گرفت!

http://s1.picofile.com/file/8265333692/803.jpg

http://s1.picofile.com/file/8265334318/20141203_125523.jpg

در مسیر برگشت از پشت مجسمه حالا دیگه آداب انداختن سنگ ها و روشن کردن عود در کوزه های مختلف تا انتهای سالن جلب توجه می کرد.

http://s2.picofile.com/file/8265334350/20141203_130408.jpg

http://s1.picofile.com/file/8265333792/815.jpg

با خروج از سالن و تحویل تکه ای از بلیط نفری یه بطری آب یخ از دکه گوشه محوطه تحویل گرفتیم و در این هنگام یه دکه دیگه که خدمات اینترنت WI FI ارائه می کرد توجهمون رو جلب کرد و ما هم که یکی دو روزی ارتباطمون با جهان تکنولوژی قطع شده بود با ثبت نام در اونجا یه یوزر پس رایگان گرفتیم و واسه دقایقی هم که شده هم خستگی رو در کردیم و هم با دنیا کانکت شدیم!


بانکوک-گشت شهری،کاخ سلطنتی و خیابون کاسانرود(تایلند)

بعد استراحتی کوتاه در حیاط معبد بودای خوابیده، حالا دیگه نوبت سیر و سیاحت در محوطه زیبای اطراف معبد بود. واسه همین هم از اینجا به بعد می بایست به بخش های دیگه معبد سرک می کشیدیم!

http://s6.picofile.com/file/8267057650/20141203_131800.jpg

 http://s7.picofile.com/file/8267057450/868.jpg

با عبور از دروازه ابتدایی نگو انگار تازه داریم معابد خوش رنگ و تراش تایلندی رو کشف می کنیم!

http://s6.picofile.com/file/8267057184/833.jpg

http://s6.picofile.com/file/8267057326/844.jpg

یه باغ بزرگ که جابجای اون پر بود از بناهای خوش نقش و نگار تایلندی.

http://s7.picofile.com/file/8267057834/20141203_145144_Copy.jpg

http://s6.picofile.com/file/8267057818/20141203_144246.jpg

معابدی با سقف های چند ردیفی آجری و کاشی های لعابی رنگارنگ و تزئینات از سنگ و چوب که یادآور حیوانات افسانه ای بود.

http://s7.picofile.com/file/8267057668/20141203_131952.jpg

http://s7.picofile.com/file/8267057684/20141203_142312.jpg

http://s7.picofile.com/file/8267057400/855.jpg

این تایلندی ها هم به طلاکاری و ستون های تذهیب شده با طلا شدیدا علاقه دارند.

داخل بنای معابد هم معمولا با موزاییک هایی از شیشه رنگی و مینا کاری هایی با صدف مروارید، تزیین شده بود.

http://s6.picofile.com/file/8267057742/20141203_142930.jpg

http://s6.picofile.com/file/8267057142/823.jpg

انگار تو این بخش مسابقه معماری گذاشته باشن. تا دلتون بخواد ساختار منار گونه معابد در کنار همون سقف های آشنای رنگ و وارنگ با مدل شاخ گاوی خودنمایی می کرد.

http://s6.picofile.com/file/8267057384/852.jpg

http://s6.picofile.com/file/8267057084/819.jpg

http://s6.picofile.com/file/8267057276/841.jpg

بازهم مراسم دعا و نیایش با کلی تشریفات مخصوص.

http://s7.picofile.com/file/8267057350/847.jpg

اونقدر زیاد که دیگه آخر کار نه تنها چشمون عادت کرده بود، بلکه دیگه یکم اور دوز هم شده بود!

http://s7.picofile.com/file/8267057118/821.jpg

http://s7.picofile.com/file/8267057234/839.jpg

http://s6.picofile.com/file/8267057300/842.jpg

http://s7.picofile.com/file/8267057484/869.jpg

با خروج از محوطه معبد قار و قور شکم هامون به یادمون انداخت که دیگه وقت نهاره! یه مرکز خرید بزرگ و طبقه فوقانیش که تشکیل شده بود از فود کورت با چند تا رستوران مختلف هندی، چینی و تایلندی که می تونست انتخاب خوبی باشه!

http://s6.picofile.com/file/8267057500/872.jpg

با یه نگاه به منوهای موجود زرق و برق غذاهای هندی واسمون بیشتر بود و نهایتا خودمون رو آماده کردیم تا با یه غذای تند مواجه بشیم!

http://s6.picofile.com/file/8267057518/875.jpg

اما خوشبختانه غذایی که سفارش دادیم اونقدر هم تند نبود!

http://s7.picofile.com/file/8267057842/20141203_160439_Copy.jpg

با صرف نهار و بازگشت انرژی، مقصد بعدی کاخ پادشاهی یا گراند پلاس تایلند بود. جایکه هنوز هم محل اقامت خانواده سلطنتی و شخص پادشاه به شمار می یاد!

http://s6.picofile.com/file/8267057868/20141203_170647_Richtone_HDR_Copy.jpg

http://s7.picofile.com/file/8267058200/IMG_0503.jpg

قدمت این بنای تاریخی به اواسط قرن ۱۸ میلادی می رسه و البته در طول سال ها بر وسعت و زیبایی هاش اضافه شده!

http://s9.picofile.com/file/8267276576/bangkok_grand_palate_10.jpg

http://s8.picofile.com/file/8267277000/Grand_palace_bangkok.jpg

عکس از اینترنت

برای ورود به محوطه کاخ حتما باید حجاب نیمه اسلامی رو رعایت کرد! یعنی نمی ذارن با شلوارک و دامن کوتاه وارد این محوطه شد! که البته بخشی از اون هم از نگاه مذهبی مقدسه و به معبد بودای زمردین اختصاص داره!

با این حال چاره این کار این بود که پارچه رنگی می دادن تا مردم دور کمرشون ببندن!

http://s7.picofile.com/file/8267058126/IMG_0487.jpg

خوشبختانه ما که پوششمون کامل بود و این شد که با عبور از محوطه زیبای چمنکاری شده وقتی به محوطه اصلی معابد قدم گذاشتیم به یکباره از ترکیب رنگ های شاد و براق در کنار معماری زیبای بناها به وجد اومدیم! انگار همه چیز می درخشید!

http://s9.picofile.com/file/8267277200/wat_pra_keaw_bangkok.jpg

http://s7.picofile.com/file/8267058150/IMG_0491.jpg

http://s7.picofile.com/file/8267058076/IMG_0478.jpg

رنگ سلطنتی تایلندی ها زرده و از اونجایی کلا برای تایلندی ها هر روز با یک رنگ خاص نامگذاری شده، این رنگ ها بر حسب روزهای هفته عبارتند از: شنبه ارغوانی، یکشنبه قرمز، دوشنبه زرد، سه شنبه صورتی، چهارشنبه سبز، پنجشنبه نارنجی و جمعه آبی. و اتفاقا پادشاه که در روز دوشنبه به دنیا اومده، حالا دیگه زرد شده رنگ سلطنتی و محبوب تایلندی ها!

جالب اون بود که خیلی از تایلندی ها رنگ لباسشون رو بر اساس رنگ روز ست می کردن و ما هم که چند روزی تلاش کردم این موضوع رو رعایت کنیم با استقبال و احترام بیشتر مردم محلی مواجه می شدیم!

از اینا که بگذریم با عبور از بخش اول محوطه قصر، در وسط حیاط سالن بودای زمردین سبز رنگ می رسین که در اینجا با تشریفات خاص زائران بودایی داخل بنای پر زرق و برق اون می شدن و در سکوت محض دعا می کردن! اما در داخل اجازه عکس و فیلم گرفتن نداشتین و چندتا راهب بودایی حسابی حواسشون به همه جا بود!

http://s9.picofile.com/file/8267277168/IMG_4131_2_1024x834.jpg

مجسمه بودای زمردین از جنس یشم ساخته شده است و بر اساس افسانه ها این مجسمه ای که ادعا می شه عمرش بیش از ۲۰۰۰ ساله مسیر پر ماجرایی رو طی قرن ها از هند، کامبوج و لائوس طی کرده تا نهایتا به تایلند رسیده و از حدود ۲۵۰ سال پیش تو مکان فعلیش در این کاخ نگهداری میشه!

در محوطه داخلی معبد کاسه زرین مسی پر آب با گل های درونش برای تبرک زوار فضای روحانی بیشتری رو القا می کرد!

http://s6.picofile.com/file/8267058042/IMG_0475.jpg

حجره های کناری حیاط هم با نقش و نگارهای برجسته داستان های حماسی و افسانه ای دنباله داری رو به صورت مصور به تصویر کشیده بودن که با کمی تامل میشه به نظم منطقی این روایت ها پی برد.

در کنار حیاط هم موزه هم بود که ما کمتر فرصت کردیم به تماشای اون بخش بپردازیم!

http://s6.picofile.com/file/8267057700/20141203_142535.jpg

بخش های دیگری از محوطه بزرگ قصر با گل و سبزه کاری زیبایی طراحی شده بود که در نگاه اول هارمونی بسیار زیبایی داشت.

نکته مهم اینکه مسیر رو جوری طراحی کرده بودن که از هر مرحله که عبور می کردی دیگه امکان برگشت نداشتی و فقط باید به جلو می رفتی!

تا رسیدیم به نزدیکی محل اقامت پادشاه و اینجا بود که سرباز سلطنتی با دیسیپلن خاص با توریست ها عکس می گرفت.

http://s6.picofile.com/file/8267058118/IMG_0484.jpg

از بس چپ و راست زده بودیم با خروج از کاخ سلطنتی دیگه نای راه رفتن نداشتیم! اینجا بود که دل به دریا زدیم و بر اساس جهت GPS موبایل سوار یه اتوبوس شهری شدیم! اما ترافیکی بود که نگو و نپرس!

http://s6.picofile.com/file/8267057568/877.jpg

بلیط رو داخل اتوبوس از کمک راننده ای که به سراغتون میاد میشه خرید و جالب اونکه اونم یه صندوقچه ای از سکه های ریز و درشت داره که تا آخرین سنت پولتون رو بهتون بر می گردونه!

خوشبختانه اتوبوس تا نزدیکی میدون دموکراسی رفت و از اونجا که مقصد بعدی ما خیابون کاسانرود بود همونجا پیاده شدیم.

http://s6.picofile.com/file/8267057876/20141203_171140_Copy.jpg

خیابان کاسانرود در نزدیکی میدون دموکراسی قرار داره و تا اونجا که ما سرچ کردیم هیچ  ایستگاه مترو یا  BTS از نزدیکش نمی گذره و بیشتره توریست ها ترجیح می دن با توک توک اونجا بیان اما ما که کلا حوصله سر و کله زدن با راننده های دندون گرد توک توک رو نداشتیم و از طرفی ترجیح می دادیم تا با وسایل عمومی مثل اتوبوس و مترو بیشتر با فرهنگ واقعی مردم آشنا بشیم قید استفاده از توک توک رو زدیم!

از اینا که بگذریم زمانیکه ما رسیدیم کاسانرود هوا هنوز غروب نکرده بود و برخلاف انتظار از موسیقی و تحرک زنده مورد انتظاری که شنیده بودیم خبری نبود! هرچند فروشنده های دوره گرد و رستوران سرباز که پیاده ها رو هم به تسخیر خودشون درآورده بودن سخت در جذب مشتری تلاش می کردند!

http://s7.picofile.com/file/8267057900/20141203_172420_Copy.jpg

بازهم همون غذاهای نامتعارف سوسک و عقرب در گوشه و کنار به چشم می اومد.

 البته توریست های خارجی هم تا حدودی خیابون رو پر کرده بودن !

http://s7.picofile.com/file/8267057918/20141203_172434_Copy.jpg

با این حال کاسانرودی که ما دیدیم بیشتر کاریکاتوری به مراتب ضعیفتر از خیابون وان فو جینگ پکن بود! حداقل جذابیتش اونقدر نبود که از اون سر بیای این سر شهر!

http://s6.picofile.com/file/8267057934/20141203_173920_Copy.jpg

در هر حال وقتی به انتهای خیابون رسیدیم دیگه هوا تاریک شده بود و ما هم مطابق نقشه می بایست خودمون رو به رودخونه چائوپرایا می رسوندیم تا هرجوری هست مناظر زیبای مسیر برگشت عرض رودخونه زیبا رو در شب هم از دست نداده باشیم.

با یه دوپینگ نوشیدنی میوه ای ارزون که قند خونمون رو یکم سرجاش آورد و چند دقیقه پیاده روی به ایستگاه کشتی های توریستی رسیدیم.

http://s7.picofile.com/file/8267057950/20141203_181609_Copy.jpg

 و بلافاصله با خرید بلیط و انتخاب یه جای مناسب در صندلی های نسبتا خالی کشتی، طول رودخونه رو  که حالا دیگه با درخشش نور بناهای اطرافش و یا کشتی های تفریحی مجلل نورپردازی شده روشن بود تا ایستگاه انتهایی پیش رفتیم.

http://s6.picofile.com/file/8267057592/880.jpg

http://s6.picofile.com/file/8267057784/20141203_143056.jpg

تو این بین برخورد مسئول کنترل بلیط با برخی مسافرا خیلی جالب نبود و حتی سر اینکه بلیط خریدن یا نه؟ با یکی دوتاشون دعوای سختی داشت که ما چهار شاخ موندیم این یارو چرا اینجور برخورد می کنه!

http://s7.picofile.com/file/8267057984/20141203_183020_Copy.jpg

معبد وات آرون و قصر سلطنتی در شب ابهتی خاصی پیدا کرده بود.

http://s6.picofile.com/file/8267057992/20141203_183613_Copy.jpg

http://s6.picofile.com/file/8267058000/20141203_183945.jpg

و البته قایق های تفریحی حالا دیگه فرصت پیدا کرده بودند تا با تورهای گرونشون سطح رودخونه رو به اشغال دربیارن!

http://s7.picofile.com/file/8267057634/890.jpg

با ترک کشتی با مترو و BTS به سمت هتل برگشتیم و وقتی اونجا رسیدیم دیدیم ای دل غافل چه بساطی پایین ایستگاه مترو نزدیک هتلمون پهنه!

 با این حال آخر شب دیگه نایی واسمون نمونده بود و  تقریبا وقتی به اتاق رسیدیم، نیمه بیهوش افتادیم!


بانکوک-گشت شهری،فلوتینگ مارکت و سافاری(تایلند)

صبح روز بعد با انرژی مضاعف می بایست از آخرین ساعت های حضورمون در بانکوک لذت ببریم.  خوشبختانه بانکوک شهر بزرگی هست که برای انواع سلیقه ها تفریحات مناسبی داره! از معابد زیبا و آثار باستانی گرفته تا تورهای فرهنگی شوهای محلی و حتی فلوتینگ مارکت معروف (Damnernsaduak Floating Market) که نمایشی است از فرهنگ بازارهای قدیمی شناور روی آب که با قایق داخل رودخونه شکل می گرفت. از طرف دیگه انتخاب هایی مانند سافاری پارک و حتی نمایش فیل ها و تمساح ها (Crocodile and Elephents Theme Show) یا حتی شهربازی (Dream World) می تونه واسه کسانیکه که بچه کوچیک دارن فوق العاده باشه!

http://s8.picofile.com/file/8268514592/DSC00025.jpg

از اونجا که یکیمون در سفر سال ها قبلش به تایلند همه این تورها رو تجربه کرده بود و از طرفی نفر دیگه که شاید حدس زدن اینکه کدوم یکیمون  هست خیلی سخت نباشه بیشتر ترجیح می داد در بازارهای پرآوازه بانکوک غرق بشه، نهایتا تصمیم بر این شد که امروز رو بیشتر صرف گردش داخل شهری کنیم!

اما قبل از اون بد نیست یه شرح مختصری از برخی تورهایی که اسم بردیم داشته باشیم.البته این تجربیات به سالهای گذشته بر می گرده!

اولین تور یا مکانی که معمولا تو صدر فهرست جاذبه های بانکوک قرار داره، بازار فلوتینگ مارکت معروف (Damnernsaduak Floating Market) که نمایشی است از فرهنگ بازارهای قدیمی شناور روی آب که در واقع با مجموعه ای از قایق های داخل رودخونه تشکیل شده!

http://s9.picofile.com/file/8268515434/IMG_0394.jpg

http://s8.picofile.com/file/8268515492/IMG_0408.jpg

این تور که معمولا صبح های خیلی زود (حدود ۷ صبح) آغاز میشه در منطقه ای در اطراف بانکوک طراحی شده و شما بعد ازیه تجربه قایق سواری روی رودخونه، وسط یک عالمه قایق های دراز و سنتی که هر کدوم محصولاتی از میوه های رنگ و وارنگ برای فروش دارن قرار می گیرید!

http://s9.picofile.com/file/8268515534/IMG_0421.jpg

این تصویر چندان واستون بیگانه نیست و تو فیلم های قدیمی چینی و …، این نوع قایق ها با آدم هایی که کلاه حصیری رو سرشونه و قایق پر بار کردن خیلی به چشم آشناست!

فروشنده ها هم از میوه های رنگ و وارنگ استوایی گرفته تا صنایع دستی سنتی تایلند رو به توریست عرضه می کنند. البته طبیعتا قیمت ها بالاتر از بازارهای داخل شهره!

http://s9.picofile.com/file/8268515584/IMG_0422.jpg

تور سافاری انتخاب مناسب دیگه ای برای یک گردش روزانه در شهر بانکوک به شمار می یاد که معمولا یه برنامه واسه کل روز هستش. به خصوص اگه بچه کوچیک دارید این تور می تونه خیلی برای بچه ها جذاب باشه.

با ورود به محوطه پارک ابتدا با نمایشی باغ وحش گونه از برخی حیوانات نسبتا اهلی تر! جالب اونکه این نوع حیونات تو فضای قفسی که انتظار داریم نیستن! از صبح تا ظهر هم ۳ تا شو تفریحی با زمانبندی مناسب هم در داخل پارک برگذار میشه که عبارتند از شوی نمایش فوک ها، شوی نمایش دولفین ها.

http://s8.picofile.com/file/8268514642/DSC02521.jpg

http://s8.picofile.com/file/8268514668/DSC02524.jpg

http://s8.picofile.com/file/8268515192/IMG_0308.jpg

http://s9.picofile.com/file/8268515150/IMG_0302.jpg

و همچنین یه شوی طنز کابویی که دکورسازی فوق العاده ای هم داره!

http://s9.picofile.com/file/8268514734/DSC02526.jpg

http://s8.picofile.com/file/8268514784/DSC02527.jpg

بعد از صرف نهار هم برای عصر  سوار بر اتوبوس مخصوص وارد قلمرو حیوانات وحشی داخل جنگل می شین و این بار به جایی که اونا محصور باشن این ما هستیم که داخل اتوبوس محصور از کنارشون رد می شیم!

http://s9.picofile.com/file/8268515242/IMG_0332.jpg

بانکوک

http://s9.picofile.com/file/8268515376/IMG_0351.jpg

http://s9.picofile.com/file/8268515392/IMG_0353.jpg

هرچند بگذریم که گرمای هوا موجب میشه برخی از این حیوون ها بی حال به استراحت بپردازند!

بانکوک

از دیگر برنامه های جذاب برای توریست ها گردش در باغ رز و نمایش شو فرهنگی تایلندی (ThaiCulture Show) است. در این برنامه بعد از گردش در باغ های زیبا و رنگارنگ  شاهد نمایش کاملی از مسابقه کیک بوکسینگ، انواع رقص های محلی و از همه مهمتر رقص معروف چوب تایلندی میشین و نهایتا یه برنامه عروسی سنتی تایلندی رو با شاخ و برگ زیاد براتون اجرا می کنن!

برنامه دیگری که معمولا برای توریست ها جذابه نمایش فیل ها و تمساح ها است. (Crocodile and Elephents Theme Show).

برنامه جذاب از نمایش تاریخی فیل ها و بعد هم فوتبال بازی کردن فیل ها و سایر حرکات نمایشی.

http://s9.picofile.com/file/8268515650/IMG_0431.jpg

http://s9.picofile.com/file/8268515726/IMG_0432.jpg

http://s8.picofile.com/file/8268515742/IMG_0435.jpg

تا شعبده بازی که کله اش رو داخل سر کروکودیل بزرگ و وحشی می کنه!

http://s8.picofile.com/file/8268514834/DSC02573.jpg

http://s8.picofile.com/file/8268514984/DSC02578.jpg

والبته تفریحاتی مانند بغل کردن و عکس گرفتن با حیوانات!

http://s9.picofile.com/file/8268514818/DSC02567.jpg

http://s9.picofile.com/file/8268515118/IMG_0282.jpg

شهربازی Dream World هم یه شهر بازی بزرگ و مفرحه که می تونه واسه بچه ها جذابیت بیشتری داشته باشه! هرچند به جز چندتا دکور زیبا، خیلی باب دندون ما نبود!

http://s9.picofile.com/file/8268514476/Copy_of_IMG_0116.jpg

http://s8.picofile.com/file/8268515042/IMG_0117.jpg

اگه اهل آثار باستانی هم باشین شهر سوخته باستانی آیوتهایا  هم می تونه انتخاب مناسبی باشه که البته خارج از شهره و معمولا با کروز می رن اونجا!

با همه این ها ما به دلیل محدودیت وقت به همون دلایلی که گفتیم قید همه این جاها رو زدیم و یه برنامه گشت آزاد شهری رو در دستور کار قرار دادیم! برای این کار کجا می تونست بهتر  باشه از خیابون پچبوری و مرکز  خرید معروفش پتونم!

http://s8.picofile.com/file/8268514600/DSC00038.jpg

پِتونم یه بازار سطح متوسط و شایدم یکم سطح پایین با قیمت های ارزونه! البته توقعتون از کالاها و کیفیتشون هم باید در همین حد باشه! چندین طبقه با صدها غرفه کوچیک و بزرگ! ما که چندان قصد خرید نداشتیم چیز دندون گیری هم نصیبمون نشد!

با خروج از اونجا تا ظهر در کوچه های اطراف سرگرم بودیم. تا دلتون بخواد دستفروش و دکه و خلاصه اجناس نه چندان قابل اعتماد. برای نهار بازم به طبقه فوقانی پِتونم برگشتیم این بار از  غرفه غذاهای حلال رستوران غذایی تا حدی مشابه ذائقه مردم خاورمیانه رو تست کردیم.

http://s9.picofile.com/file/8268514076/20141204_125844.jpg

عصر بیشتر بازار پلاتینیوم و اطرافش رو گشتیم. مراکز خرید Krung Thong و Metro Fashion  و City Complex  همه کنار هم تقریباً روبروی همون بازار پلاتینیوم هستند!

http://s9.picofile.com/file/8268514000/896.jpg

باز هم کالاها چنگی به دل نمی زدن و البته کاهش ارزش پول ملی و دلارهای ۳۳۰۰ تومانی هم چندان برای خرید جذابیت ایجاد نمی کرد.

http://s8.picofile.com/file/8268513868/892.jpg

http://s9.picofile.com/file/8268513926/894.jpg

با این حال دیدن زندگی عادی مردم و حتی بچه مدرسه ای ها با لباس های فرمشون چندان خالی از لطف نیست!

http://s8.picofile.com/file/8268513826/871.jpg

طرفهای غروب که از فرط خستگی روپا بند نمی شدیم به هتل برگشتیم. اولش خواستیم یکم استراحت کنیم اما بعد گفتیم این شب آخری رو نباید از دست داد و با همون خستگی زدیم بیرون.

http://s9.picofile.com/file/8268514150/20141204_193658.jpg

بازم کنار ایستگاه مترو یه بازار سیار و شلوغ شکل گرفته بود و ما هم این بار دل به دریا زدیم از یه خانوم مسلمون که غذای ترکیبی گیاهی می فروخت یه کاسه غذای سنتی تایلندی گرفتیم. وسط کار که داشت غذا رو آماده می کرد یکی از بخش های ترکیبی که واسمون عجیب اومد رو مورد پرسش قرار دادیم و اونم که معلوم بود خیلی زبون بلد نیست با کلی مکث و  …، گفت که اینا چیکن هست!!! ما هم که هرجوری فکر کردیم ظاهر اون مواد به مرغ نمی خورد! گفتیم احتمالا خانومه حالیش نیست و خواسته یه چیزی بپرونه! اما بعد که محتویات کاسه رو تا نیمه رسوندیم و یکی دوتیکه از اون ماده لزج رو تو دهن گذشتیم به یکباره هردومون همزمان فریاد زدیم و گفتیم ای وای اینا که پای مرغه! خلاصه گلاب به روتون!

http://s8.picofile.com/file/8268514042/899.jpg

http://s8.picofile.com/file/8268514218/20141204_195332.jpg

http://s8.picofile.com/file/8268514184/20141204_194524.jpg

بعد از اون هرجوری بود با یه بستنی نارگیلی خوش طعم  که فروشنده با ذوق و هنر فراوون اون رو تو پوست نارگیل که گوشت هم داشت عرضه می کرد، مزه دهنمون رو عوض کردیم!

  http://s9.picofile.com/file/8268514326/20141204_200722.jpg

دقایقی بعد دیگه اون بازارچه کوچیک چیز زیادی برای سرگرمی ما نداشت! واسه همینم چون دیدیم ته جیبمون یکم بت تایلندی هنوز مونده گفتیم بریم بازار اصلی تا جیبمون سبک بشه!

http://s9.picofile.com/file/8268514368/20141204_204243.jpg

در تاریکی هوا تو همون کوچه های سوخوم ویت یکسری صنایع دستی از پوست نارگیل توجهمون رو جلب کرد و هنوز خوب برندازشون نکرده بودیم که یه صدای آشنای فارسی گفت در خدمتم!

ای بابا فروشنده که هنرمند سازنده این کالاها بود ایرونی از کار دراومد و گفت که برادرش تو سمت شرق تهرون هم یه فروشگاه بزرگ دارن که این نوع کالاها رو براشون از اینجا می فرسته!

http://s9.picofile.com/file/8268514400/20141204_210733.jpg

خلاصه بعد اونکه محتویات جیبمون رو براش رو کردیم اونم با یه تخفیف حسابی یه آویز لوستری رو بهمون با قیمت مناسب داد!

آخر شب نهایتا به هتل برگشتیم تا با بستن ساکهامون آماده حرکت برای صبح زود فردا بشیم!

خوب یا بد سفرمون به تایلند دیگه داشت به پایان می رسید و کم کم باید فکر بازگشت به خونه می افتادیم. با این حال مطمئنا دلمون برای زیبایی های تایلند تنگ میشه! حتی اگه خیلی ها تایلند رو دوست نداشته باشند و بیشتر بخوان از جنبه های منفی و خصوصا آزادی های خاص اون تصویری نه چندان خوشایند از تایلند ارائه بدن! اما تایلندی که ما دیدیم بدون اینکه بخوایم واقعیت های اون رو انکار کنیم، بیشتر بر طبیعت زیبا و مکانهای گردشگری یونیکش تمرکز داره! نمی دونیم چرا؟! اما واقعیت اینه که که حتی زشتی های تایلند هم تو این سفر کمتر سر راهمون سبز شد! شایدم چون نخواستیم اون بخش تایلند رو ببینیم و زیاد سمت یه جاهایی از شهر و خیابون هایی که پاتوق اینجور چیزاهاست نرفتیم به این موضوع به عنوان مشکل به هیچ وجه بر نخوردیم!

نوشته شده توسط شیما و علی در ۸:۳۴ ق.ظ

همچنین ببینید

IMG_5732

کاخ بزرگ بانکوک تایلند

کاخ بزرگ بانکوک تایلند رامای نهم، پادشاه فعلی تایلند مانند هشت رامای قبلی، همچنان همان …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *