خانه / سفرنامه / سفرنامه بالی (سفر به بالی روز اول )

سفرنامه بالی (سفر به بالی روز اول )

سفر به بالی روز اول

این سفرنامه رو تقدیم میکنم به همسفرانم که آشنایی با اونها باعث شد سفری به مراتب خاطره انگیز تر و بهتر داشته باشم.

سفر ما در روز چهارشنبه ۲۸ مهر با پرواز ایر لاین قطری در ساعت ۲۲:۳۰ به سمت دوحه آغاز شد. با توجه به اینکه از قبل صندلیهای خودمون رو در پرواز رزرو کرده بودیم خیالمون راحت بود که مشکل سفر پارسال رو نخواهیم داشت و از این بابت راحت بودیم  ، در سفر سال قبل که با هواپیمایی قطر داشتیم هنگام گرفتن کارت پرواز متوجه شدیم که صندلی های ما کنار هم نیست و اکثراً از قبل رزرو شده و برای اینکه در مسیر دوحه به پوکت در کنار هم باشیم کلی وقت صرف مجاب کردن همسفر کناریم برای تعویض صندلی کردیم.

بگذریم بعد از یک وقفه ۲ ساعته در دوحه در حدود ساعت ۳صبح  هواپیما بسمت فرودگاه دنپاسار بالی به پرواز در آمد

 

و پس از طی ۹ ساعت پرواز و با احتساب ۵/۴ ساعت اختلاف تهران با بالی در ساعت ۵ بعد از ظهر به وقت محلی به بالی رسیدیم

 

بر خلاف مطالب سفرنامه ها و اطلاعاتی که داشتم برخورد مامورین مهاجرتی اندونزی بسیار عالی و دوستانه بود مامور کنترل پاسپورت به شوخی گفت نمیخوای از اینجا با قایق به استرالیا بری؟ بهش گفتم اگر میخواستم از تهران با پرواز میرفتم چون به قایق و دریا حساسیت دارم کمی جدی شد و پاسپورت رو مهر کرد و تحویلم داد. نکته ای که همه رو کلافه کرده بود تاخیر ۴۵ دقیقه ای تا دریافت چمدانها بود.

بعد از تحویل بار بسمت خروج و جایی که تور لیدرها بودند به راه افتادیم. تور لیدر همه رو یکجا جمع کرد و سیم کارتها رو تک تک به هر نفر میداد و اسمش رو یادداشت میکرد. در پایان هم خودش رو معرفی کرد ** آنیتا ** برام جالب بود در سفرنامه ها اسمش رو زیاد شنیده بودم.

کلاً ۸ نفر ایرانی بودیم که با یک ون بسمت هتل به راه افتادیم نکته جالب هم این بود که همگی در هتل بالی رانی اقامت داشتیم

 

به محض رسیدن به هتل آنیتا گفت که وسایل رو در اتاق قرار بدید و در لابی جمع بشید همه خسته و داغون ولی ظاهراً چاره ای نبود،وسایل رو در اتاق گذاشتیم لباس هامون رو عوض کردیم و اومدیم پایین و آنیتا شروع به صحبت کرد و طبق معمول همه تور لیدرها شروع کرد به معرفی تورهای خودش و مدام هم میگفت تورهای بیرون ارزون تر هست ولی خطرناکه اگر کسی از این تورها بگیره مشکل براش پیش میاد و از این حرفها.  همسفرها نظرشون بر این بود برای اینکه آنیتا دلخور نشه بهش بگیم حالا شما تور شهری فردا رو هماهنگ کن ما هم تا فردا فکرهامون رو میکنیم بهت جواب میدیم. آنیتا هم قبول کرد و قرار رو برای ساعت ۹ صبح فردا گذاشتیم. ساعت تقریباً ۸:۳۰ شب بود و ماهم برای شناسایی اطراف و تبدیل پول به راه افتادیم. طبق پرس و جویی که در سایتها و سفرنامه ها داشتم بهترین نرخ تبدیل و مطمئن ترین جا BMC بود

 

که با تابلوهای آبی مشخص هست و از قضا چند قدم بیشتر با هتل فاصله نداشت، به اونجا رفتیم و تقریباً هر ۱۰۰ دولار یک ملیون و سیصد هزار روپیه اندونزی میشد. یک حسن خوبی هم که داشت کمیسیون نمیگرفت در تمام نقاط تابلوهایی برای تبدیل پول هست که نرخ بهتری رو پیشنهاد میکنن اما بعد از محاسبه کمیسیون نرخشون بشدت پایین میاد. از اونجاییکه مرکز خرید دیسکاوری

 

چند قدم تا هتل فاصله داشت به اونجا رفتیم و شام رو هم در پیتزا هات که در ورودی مرکز خرید دیسکاوری بود خوردیم،

 

بهترین پیتزایی که تا حالا در شرق آسیا خورده بودیم همین بود. به هتل برگشتیم. از امکانات و موقعیت هتل به نسبت قیمتش بسیار راضی بودیم.

 خیس از شرجی هوا خواستم دوش بگیرم دیدم در اتاق حوله نیست کلی شاکی شدم و زنگ زدم مسئول خدمات هتل اون هم مدام توضیح میداد که در همه اتاقها حوله هست و احتمالاًدر اتاق شما حوله رو تخت هست. من هم که حواسم نبود کلی توپ و تشر میزدم به اون بنده خدا که دیدم بانو داره میخنده و میگه بابا راست میگه روی تخته حداقل قبل از اینکه زنگ بزنی از من سوال میکردی از اونور خط پرسید که مشکل حل شد بهش توضیح دادم که حواسم نبوده که حوله هامون رو تبدیل به قو کردن و کلی خندید. اینقدر از مدت پرواز و ترانسفر خسته بودیم که نفهمیدیم کی خوابمون برد. قرار با همسفران برای فردا  ساعت ۹ در لابی بود برای تور شهری.

نوشته شده توسط : وبلاگ سفرنامه

همچنین ببینید

نراق

نراق نراق را دوست دارم.به خاطر کوچه های باریک کاهگلیش.به خاطر سنگ فرشهای قدیمیش.به خاطر …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *