به نام خداوند بخشنده و مهربان

دلا رفیق سفر بخت نیکخواهت بس                           نسیم روضه شیراز پیک راهت بس

با عرض سلام به همه سفر دوستان و با تشکر از سایت خوب لست سکند که امکان انتقال تجربیات و خاطرات سفر های ما ایرانیان را به یکدیگر از طریق زبان شیرین پارسی فراهم کرده است. سفرنامه دیگرم به کشور مالزی و شهر کوالا لامپور را برایتان می نویسم و امیدوارم که نکات آن راهنمای خوبی برای مسافران به این شهر باشد.

با برنامه ریزی قبلی در تهران , سفر من به کشور مالزی بعد از سفر به کشور تایلند صورت گرفت و پروازم بعد از ظهر از  شهر بانکوک به سمت فرودگاه شهر کوالا لامپور ( KLIA ) انجام شد. بعد از انجام کارهای خروج و طی مسافتی حدود یک ساعت با ماشین و عبور از اتوبان در شب به هتل محل اقامت رسیدم. هنگام انجام کارهای اتاق مبلغ ۳۰ رینگیت مالزی به عنوان مالیات از من گرفته شد و می گفتند از اول ماه به صورت قانون درآمده و آن جا متوجه شدم که هزینه ها در مالزی بیشتر از تایلند خواهد بود. با توجه به خستگی روز و تاریک بودن هوا در هتل استراحت کردم و در اینترنت مشغول بدست آوردن اطلاعات در مورد شهر و دیدنی های آن شدم.

k3hSfYJsLWi7AnNvbq4E8yIve4r0x1sEIFtdiABV.jpeg

روز دوم

بعد از صرف صبحانه حدود ساعت ۹ صبح از طرف شرکت برگزار کننده تور برای تور نیم روز رایگان شهری رفتیم. در ابتدا ما را به معبد چینی ها به نام تین هو ( Thean Hou Temple) بردند که دو مجسمه در ابتدای ورودی آن وجود داشت و داستان هایی از آن برای ما تعریف کردند و بعد وارد معبد شدیم و در آن محل مشغول عکس و صحبت با همسفران شدیم. ناگهان تعدادی هواپیمای جنگی و بعد چند هلیکوپتر با آرایش خاصی از بالای سر ما عبور کردند و متوجه شدیم که سفر من با روز استقلال و جشن آن ها مصادف شده است و خود این موضوع برای من از معبد بیشتر جذابیت داشت. از بالای معبد دید خوبی به شهر داشت که نسبتا جالب بود.

58WRydAUDJpMDHDIOCP9l4JiV0mmhB8P2SvNQMoW.jpeg

Yzu5LSZ9aGBGduP3Xx1fFEeCGCbAFMq6TnOGPvB2.jpeg

نمای پانارومیک شهر از بالای معبد

1DKrQsvCaf1i9KT0gF4FDWSFM3JKD76ZhjxLUrvb.jpeg

پس از بازدید از معبد به سمت مقصد بعدی به نام (National Monument) یا یادبود ملی بردند. در آنجا بنای یادبودی از کسانی که برای آزادی مالزی در برابر ژاپنی ها کشته شده بودند وجود داشت که در کنار باغی زیبا بود و عکس یادگاری گرفتیم. این بازدید حدود ۴۵ دقیقه زمان برد.

MW5tw3gwgM3vhm9Q2HmMzCoZUCvxgW5P7c1AIJd3.jpeg

بعد از سوار شدن در اتوبوس به همراه سایر همسفران به سمت کارخانه شکلات سازی کوچکی رفتیم به امید دیدن روند تولید اما چیزی بیش از یک فروشگاه نبود. به جای نشان دادن مراحل تولید فقط محصولات را نشان دادند و کمی نسکافه تست کردیم. به نظرم شکلات های ایران خوشمزه تر هستند و قیمت آن ها مناسب نبود. قشنگ ترین چیزی که توجه مرا به خود جلب کرد تعدادی قوری قدیمی بود.

pyy2Ldf1zTq6yt0cwm4SbygopgkLNoSaPxiTvZQy.jpeg

mJIzJiIaHTtJ2zCDsY2aH6H6TxqZGe2d6nPxpz4M.jpeg

بعد از دیدن فروشگاه شکلات به رستورانی ایرانی رفتیم و جوجه کباب بسیار خوبی خوردیم و این گشت حدود ساعت  سه و نیم ظهر به پایان رسید. بعد پیاده از رستوران به سمت خیابان اصلی رفتم و از یک سوپری یک سیم کارت خریدم و آنرا شارژ کردم. شروع به قدم زدن در خیابانی نسبتا شلوغ که بالای سرم محل عبور ترن هوایی بود کردم و مغازه ها و فروشگاه های زشت و زیبای زیادی کنار هم می دیدم که در میان برج های بلند احاطه شده بودند. و در مسیر برگشت به هتل که از روی گوگل مپ آن را مشاهده می کردم نوشیدنی های محلی که اغلب خیلی شیرین بودند و رنگ های مختلفی داشتند را امتحان می کردم. سپس به هتل رفتم و در استخر آن شنا کردم و شب را به پایان رساندم.

VJPLAItv5f4U0uiCYWmP8PqIB4noaF1l1ufEsCWx.jpeg

روز سوم

بعد از صرف صبحانه در هتل و با توجه به اطلاعاتی که در اینترنت به دست آورده بودم , به سمت نزدیک ترین ایستگاه اتوبوس های گردشگری به نام هاپ آن هاپ آف (Hop on Hop off) که حدود ۱۵ دقیقه پیاده زمان برد حرکت کردم. این اتوبوس ها دو طبقه و خوش رنگ هستند و در تمام مکان های دیدنی که حدود ۲۳ ایستگاه است توقف می کنند. قیمت این بلیط ها ۴۵ رینگیت بود و با توجه به زمانی که روی بلیط درج شده از ۲۴ ساعت تا ۴۸ ساعت می توانید از آن استفاده کنید. فاصله زمانی بین اتوبوس ها حدود ۳۰ دقیقه بود و بعد از تهیه بلیط و سوار شدن و رفتن به طبقه دوم اتوبوس و دیدن نقشه بازدید از شهر آغاز شد. در هنگام عبور از مکان های توریستی توضیحاتی از طریق بلند گویی که در تصویر می بینید به زبان انگلیسی برای توریست ها داده می شد.

jKSO0rqu89ZLZirRagyhJW0ynCjDqBBAT7f7nDCk.jpeg

نقشه ساده ایستگاه های اتوبوس های گردشگری که امیدوارم براتون مفید باشه

6fn8yr8HbSG248B8c2D7advSFWin39saSUN3krBd.jpeg

ابتدا در ایستگاه KLCC که برج های معروف پتروناس در آن محل قرار داشت رفتم . مهم ترین هدف سفرم دیدن این برج دو قولو و شکوه آن بود. برج ها ۴۵۲ متر ارتفاع در ۸۸ طبقه هستند که با یک پل میانی در طبقه ۴۱ به یکدیگر متصل می شوند و با خریدن بلیط می توانید روی آن بروید و عکس های زیبایی به خصوص در تاریکی شب از شهر بگیرید. رو به روی برج استخر کوچکی بود که فضای این محل را لطافت داده بود. در پایین برج مرکز خرید سوریا وجود داشت که به دلیل قیمت های بالا محل مناسبی برای خرید من نبود.

hPXWja7RpjFBB72m7vZxvhH8okzedKqtgCZA6Zri.jpeg

پس از بازدید برج های پتروناس سوار اتوبوس شدم و به  ایستگاه KL Tower رسیدیم.در این ایستگاه برجی بلند شبیه برج میلاد ساخته شده بود و به آن برج کی ال گفته می شد و به گرفتن عکس های یادگاری از داخل اتوبوس بسنده کردم.

Hvein8yd5CHMuMeHR5qk8p3pmWojcQcyn881svTu.jpeg

بعداز عبور از چند ایستگاه در ایستگاه China Town یا پتالینگ استریت پیاده شدم. امیدوار بودم که در این محل با توجه به اسم آن با فرهنگ چینی های مقیم مالزی آشنا بشوم اما دریغ از دیدن حتی یک فرد چینی در این محل. این محل مانند دو خیابان است که مانند چهار راه یکدیگر را قطع کرده اند و بازاری پر از هندی ها , دکه ها  و مغازه هایی است که کالاهای بنجل و نسبتا ارزان می فروشند. هوای آن هم زیاد جالب نبود و بسیار گرم و شرجی. این چیزی نبود که من از یک محله قدیمی انتظار داشتم. با این وجود دیدن هر جایی برای یک بار خالی از لطف نیست.

0KpcLXZZaAZX2X5uihy68ZY7otpMcn5wE22b2UjV.jpeg

بعد از حدود یک ساعت و نیم در این محله سوار اتوبوس شدم و بعد از عبور از چند ایستگاه مانند ایستگاه قطار  و مترو و موزه ملی به ایستگاه کاخ پادشاهی رسیدم و از شانس بد اجازه ورود به توریست ها را به دلیل حضور پادشاه ندادند و خسته به سمت ایستگاه اتوبوس برگشتم.

hEj99MfsgwIZVngB9PdIQgeyIQ9pPcEvhvqpLhQx.jpeg

ناگهان تصمیم گرفتم که از فرط خستگی بازدیدها را متوقف کنم و به سمت هتل برگردم و برای نهار به رستورانی نزدیک هتل رفتم و یک غذای تند همانند چلو ماهیچه خودمون به قیمت ۲۲ رینگیت با نوشیدنی خوردم که بسیار هم لذیذ بود. غذاهای مالزی به دلیل اکثریت مسلمان اغلب حلال هستند و غذای اصلی آن ها هم برنج می باشد که با افزودن ادویه های مختلف رنگ و طعم آن تغییر می کند و جلوه زیبایی دارند. اغلب غذا ها هم تند هستند و باید به این نکته توجه کنید.

0ZOqgx7U6lTCic9lfN7UmzDoaO5sDuIBYdGACjdp.jpeg

بعد از ناهار که عصر خوردم به سمت  هتل برگشتم . بعد از استراحت , دوباره در خیابان های اطراف که پر از هندی بود مشغول گشت و گذار شدم و بعد از خرید میوه و نوشیدنی کافی به هتل رفتم و برای فردا برنامه ریزی کردم.

Ii86nRIvGwBmz0GtxBVjqpAej3jvi2uA9aY7GaQg.jpeg

روز چهارم

با توجه به اینکه هنوز ۲۴ ساعت از بلیط اتوبوس گردشگری وقت باقی مانده بود , بعد از صرف صبحانه در هتل به سمت ایستگاه آن حرکت کردم و باید مکان هایی را که دیروز فرصت دیدن آن ها را نداشتم را بازدید می کردم. اولین مقصد امروزم Little India یا همان محله هند کوچک بود. پس از پیاده شدن از اتوبوس از یک دروازه کوچک که مجسمه های فیل روی آن بود و در وسط دو لاین خیابان قرار داشت عبور کردم و به سمت دیگر خیابان رفتم. این محله یک خیابان دو طرفه داشت که در پیاده روی دو طرف رستوران های هندی و بسیار شلوغ و نسبتا کثیف قرار داشت و همچنین مغازه هایی که پارچه ها و پیراهن های نخی یا دست فروشانی که شیرینی می فروختند زیاد بودند. در قسمتی از خیابان بازارچه ای کوچک هم بود که در آن گل ها را تزیین میکردند و بوی عود یا چنین چیزی در آن محل به مشامم می خورد. حدود یک ساعت در این محل مشغول بازدید و دیدن سوغاتی ها بودم. این محله جذابیت خاصی نداشت و اگر به دنبال چیز خاص هستید بهتر است در این ایستگاه وقت تلف نکنید.

zwj83WW4c8evEtleX0yDnR8RIhxZFXy8g7TitOkH.jpeg

OhiD4Gl0fv89ANSH6sMPQ7pdOxjoMHSzWHwYZk4U.jpeg

nS52hgtRFJURjSw6k9mkWxloo83FP2bI6JtiaZyt.jpeg

بعد از بازدید از هند کوچک به ایستگاه برگشتم و با آمدن اتوبوس به سمت ایستگاه Lake Garden ( باغ دریاچه ای) و Orchid Garden ( باغ ارکیده ها) رهسپار شدم و باز هم از کلی مکان های توریستی دیگه عبور کردم تا به این ایستگاه رسیدم. تعدادی از توریست های خارجی هم بعد از صحبت با من در این ایستگاه پیاده شدند. چند قدمی که راه رفتیم یک ماشین قطار مانند کنار ما توقف کرد و به ما گفت اگر تمایل داریم با خرید بلیط آن به ارزش ۲۰ رینگیت می توانیم بین استگاه های این باغ بزرگ به وسیله آن به صورت     نا محدود تردد کنیم. وقتی دیدم توریست ها پشت سر من جمع شدن و تعداد ما ۷ نفر است از او تخفیف گرفتم و قرار شد نفری ۱۵ رینگیت بدهیم. در این لحظه به ذهنم رسید که به او بگویم من لیدر هستم و نباید از من پول بگیرد و با شوخی و خنده قبول کرد و از من پولی دریافت نکرد.

بعد از ۵ دقیقه به باغ ارکیده ها رسیدیم و عکس های زیبایی گرفتیم و حدود یک ساعت در این پارک مشغول بودیم.

vJKXVxzUFOlPzeR9qeRVes8avVxTve7G7eLidk7w.jpegQULNfqwjhMhmCNQRgkQbWPi8LOsp4bLywYKIvpQa.jpeg

بعد از بازدید از پارک ارکید منتظر آمدن ماشین قطار مانند شدیم و با آن به سمت پارک دریاچه رفتیم. جای زیبایی بود و در آن جا گونه های مختلفی از گیاهان و درختان را نگه داری می کردند. عروس و داماد هایی هم دیدم که در آنجا مشغول فیلم برداری و عکاسی بودند و محیط روحبخش و دل نوازی داشت. دریاچه کوچکی هم در آن بود که یکی دو قایق کوچک هم در آن بود و هیچ کس از آن ها استفاده نمی کرد. حدود دو ساعت در این پارک مشغول گشت و گذار شدیم.

yMxXqoXk9cj3CBXL9H4mXU3MBuR7K1jbxMJZ97jh.jpegwry2itp3K1jz9HdH06qRlWNoyvJlXavE72Yi7UAq.jpeg

بعد از این پارک به سمت ایستگاه بعدی که مسجد ملی ( National Mosque) بود رفتم. در این مسجد باید لباس مناسب داشته باشید که به دلیل گرم بودن هوا من با خود به همراه نداشتم. در قسمت ورودی لباس مناسب که شبیه دامن بود به من دادند و نحوه بستن آنرا به من آموزش دادند و با آن از پله ها بالا رفتم و وارد صحن آن شدم. تعدادی نماز گزار مشغول عبادت بودند و من حدود یک ساعت را در این محل زیبا و مقدس سپری کردم. وقتی در مسجد نشسته بودم یک گنجشک کنارم آمد و کنارم ماند و یکی از روح نواز ترین لحظات زندگیم در آنجا را برایم رقم زد.

pNI9JsqjzPIGiq1GsAWHnom5IUbExkYjmm7AVT4K.jpeg

9hzuXJ1qB73sTyKytfnGs7wu4UbcOViOLH7kVphn.jpeg

بعد از خروج از مسجد و با توجه به زمان باقی مانده از بلیط اتوبوس گردشگری ,  حدود ۱۵ دقیقه و با نوشیدن یک آب میوه به ارزش ۵ رینگیت منتظر اتوبوس شدم و در ایستگاه بعد که Dataran Merdaka نام داشت پیاده شدم. در این محل ساختمان های سنگی زیبایی وجود داشت و یک پرچم بلند به ارتفاع ۱۰۰۰ متر نصب شده بود. در این میدان بود که پرچم انگلیس را پایین آوردند و استقلال مالزی را اعلام کردند و با توجه به حضور من در سالگرد این جشن رو به روی آن مشغول چیدن صندلی ها برای مراسم بودند. در تصویر ساختمان معروف سلطان عبد الصمد را می بینید که شب ها بسیار جلوه زیبایی نسبت به روز دارد. موزه ملی و باشگاه سلطنتی نیز در این محل قرار دارند.

VdInLLXFuut1PqEN9mZmy67ZEbkiNUCvmthjjM1b.jpeg

hNxWroRsiZJgCPcHsUShjWelOwDytxs2kUwh93pM.jpeg

این روز زیبا هم با دیدن جاذبه های زیبا با رفتن به رستوران و هتل به پایان رسید و برای فردا برنامه ریزی کردم.

روز پنجم

امروز تصمیم گرفتم که به غارهای باتو ( Batu Caves)  که تپه ای صخره ای است و دارای چند غار معروف است بروم. بنابراین بعد از صرف صبحانه در هتل با گرفتن یک تاکسی با پرداخت فقط ۶ رینگیت از طریق سیستمی همانند تپسی که در آن جا فعال بود به سمت ایستگاه مرکزی مترو به نام KL Central حرکت کردم. در اینترنت خوانده بودم که بهترین وسیله برای رفتن به این غارها مترو است و کافی است در ایستگاه آخر یکی از خط ها که روی نقشه مترو بود به این محل زیبا برسم. پس از رسیدن و خروج از ایستگاه دقیقا به ورودی آن رسیدم و چشمم به کوه هایی به هم چسبیده که در امتداد کشیده شده بودند و مجسمه ای بزرگ گه زیاد هم هنری نبود افتاد.

Hw0rDwX0gXIf8uijjsHjAlkebAmi0qKM0NNx0umz.jpeg

کمی جلوتر رفتم و با دیدن عبادتگاهی در پایین کوه که دارای پله بود به راهم ادامه دادم.

OYtYUl1JEYbz9jh0Vq0U1dougHLMIYZmCpxJ12N7.jpeg

در کنار دریاچه ای کوچک که نمای زیبایی در امتداد کوه داشت, نارگیلی خنک میل کردم و در همان هنگام بارانی شروع شد.

nkYZzuN67In2aSkKTMZhCmDP8VKeYYaKuBo2pcIH.jpeg

بالاخره به فضای اصلی رسیدم. مجسمه ای طلایی رنگ و بزرگ که الهه هندو ها بود و به آن لورد مورگان می گویند در این محل قرار داشت. در کنار آن ۲۷۲ پله وجود داشت که به سمت غار معبد می رفت و بالا رفتن از آن ها برای افراد مسن شاید در هوای شرجی کمی دشوار باشد. البته نه برای جوون های قدیم ایرونی خودمون.

X3BiVsKxiZoODYlosy2ED6KpxBNN8dU7oOYNjJ1E.jpeg

هنگام بالا رفتن از پله ها تعداد زیادی میمون در حال بازی و بالا و پایین رفتن و گرفتن غذا از توریست ها بودند و از نزدیک کنار آن ها بودم.البته باید توجه کنید که ممکن است ناگهانی موبایل یا کیف دستی شما را ببرند اما  ریسک عکاسی رو پذیرفتم و لحظات زیبایی رو به یادگار گرفتم.

XFSSBDyyInmGWJ1wb4U45SN4yLb9yAoxb0068eit.jpeg

با کمی تلاش به بالای پله ها و ورودی غار اصلی رسیدم. ابتدا چند پله به سمت پایین رفتم و هوای خنک غار در هوای شرجی شهر بسیار لدت بخش بود و خستگی پله ها را از بین می برد. در گوشه کنار غار مجسمه هایی نه چندان زیبا به چشم می آمد که اصلا تعریقی نبودند و برای من جای سوال داشتند که با وجود این همه توریست چرا از اساتید ماهر برای خلق آن ها استفاده نشده است. بعد از چند متر پیاده روی دوباره به تعدادی پله رسیدم و وقتی از آن ها بالا رفتم یک معبد کوچک دیدم که هندو ها در آن مشغول نیایش بودند. بالای سر معبد , دهانه غار رو به اسمان باز شده بود و زیبایی خاصی به این مکان داده بود و از حضورم در این محل احساس خوب و شادی داشتم.

oWCE6XOiJRkdIOSvGwJHVSDYgyMWx2VG6gI05WRD.jpeg

PoUJsem5tMGiaNtc9MUykm6wZ6zzdWTULIiP1awN.jpeg

بعد از حضور در غار و کمی استرحت به سمت پله ها بازگشتم و در مسیر پایین آمدن ورودی غار دیگری را دیدم که توریست ها به سمت آن می رفتند و اسم آن Dark Cave بود. این غار بسیار تاریک بود و برای ورود به آن باید بلیط تهیه می کردیم و خود را برای مواجه شدن با انواع حیوانات غار نشین مانند مار , عنکبوت , خفاش و ……. آماده می کردی. من نیز به همراه گروهی و راهنما وارد آن شدم. البته در ابتدا کمی استرس زا بود ولی بعد رفع شد. عکسی از  ورودی , خروجی آن به سمت شهر  و تابلوی قبل از ورود برایتان می گذارم. لحظات جالبی بود و به همه این محل رو پیشنهاد می کنم به خصوص ترسو ها.

fbCXgRu0tWMPycwzcJA0FYy0ZHlyO4PjuKpaVGiK.jpeg

5EqYgADQjQDBHK9MXBqX9Y865UFgVaGzfpLfZt2t.jpeg

BKjtsDJBf5iRzcIB1KOpEynDFNFyoC6YstNOxS8o.jpeg

بعد از بیرون آمدن و پایین آمدن از پله ها هوا تقریبا تاریک شده بود و به ایستگاه مترو رفتم و به ایستگاه KL Central برگشتم و با تاکسی به سمت هتل رفتم. قبل از ورود رو به روی هتل در رستوران هندی ها برنج با مرغ تند خوردم که بسیار هم لذیذ بود ولی به همه پیشنهاد نمیدم. آنقدر تند بود که مرغ ها به رنگ قرمز درآمده بودند. قیمت یک پرس برنج و مرغ با نوشیدنی ۱۱ رینگیت بود.

WJL5gM0YDTU1GFHFheOdZgJD9dW9jX7MqGM1LpZN.jpeg

کلی نوشیدنی خوردم تا طعم تند آن را فراموش کنم.خخخخخ. و سر انجام این روز زیبا و پر از لحظه های خوب هم به پایان رسید.

روز ششم

امروز تصمیم گرفتم تا بعد از صرف صبحانه به مسجد جامع بروم که با استفاده از گوگل مپ در موبایل حدود ۲۰ دقیقه با پای پیاده از هتلم فاصله داشت. برای رسیدن به مسجد از بازارچه هندی ها که جنس های چینی ارزان می فروخت دیدن کردم  و سوغاتی هایی گرفتم. وقتی به مسجد زیبای جامع رسیدم محو زیبایی آن شدم و با اجازه نگهبانی چون لباسم برای ورود مناسب نبود ,  چند عکس از بیرون مسجد گرفتم.

fqJ9U8cZMXhe4iIyLuRIR6PSMxmq777UcRwmZoyq.jpeg

qkic6GW9YWVpnrs0ShjKGqTaVpIdj9YPFSxiaTZd.jpeg

بعد از بازدید از مسجد جامع با استفاده از نقشه گوگل مپ به سمت خیابان معروف بوکیت بین تنگ ( Bukit Bintang ) حرکت کردم .این خیابان قلب تپنده شهر تا شب است و توریست ها در آن موج می زنند. برج های سر به فلک کشیده و صدای ترن هوایی جلوه عجیبی به این منطقه داده بود و پر از فروشگاه های بزرگ و مراکز خرید و رستوران بود و قیمت صرافی های آن برای تغییر واحد پول هم بسیار مناسب بود. بعد از کلی پیاده روی و گشتن در خیابان با گرسنگی زیاد , رستورانی را انتخاب کردم و غدای متفاوتی در آن جا امتحان کردم.

1CcdIuKnt3Y71a1a2q8eSEtdj6SnK3JsIArSeOsw.jpeg

جای همه شما خالی تا شب در این خیابان مشغول تفریح و گشت و گذار شدم.

zYyElhUumM6O71a3EiT7C5F9M41I9yHDDJ7KA5eS.jpeg

روز هفتم

امروز با توجه به زمان سفرم , بعد از صرف صبحانه به قصد خرید از هتل بیرون رفتم و در فروشگاه بزرگی به نام جکل مال(Jakel Mall) نزدیک هتل بعد از ساعتی جستجو , پیراهن های نخی و خنک زیبایی که علاقه خاصی به آن ها دارم را پیدا کردم و هر کدام را با کلی چک و چونه به قیمت ۱۳۰ رینگیت خریدم و به نظرم بهترین سوغاتی برای خانواده از مالزی بود و به همه پیشنهاد می کنم.

7yWPDRIrfzNwswHMv033Bxl6aYtwdz0HdQg5RgP0.jpeg

به هتل رفتم و لباس ها را در آنجا گذاشتم و برای صرف غذا به رستورانی هندی رفتم. به طور متوسط ۲۰ رینگیت برای یکپرس با نوشابه.

GGtHhIxTNvXdUFMrnMLlZzasS1S9hwNLr4FqP0GX.jpeg

پس از صرف غذا به سمت خیابان بوکیت برای گشت و خرید در فروشگاه های بزرگ رفتم و بعد از خرید و دیدن فروشگاه های بزرگی مانند lot 10 , Pavilion, Low Yat Plaza که فروشگاه لو یات پلازا مخصوص لوازم الکترونیکی و لپ تاپ و کامپیوتر و …… بود به سمت خیابان معروفی به نام جلان آلور رفتم که به بهشت غذا ها معروف بود. این خیابان در حد شهرتی که داشت نبود ولی دیدن آن خالی از لطف نیست. بارانی هم می آمد و هوا را لطیف کرده بود. در این خیابان می توانید انواع غذا های مالایی , چینی , تایلندی و ….. را امتحان کنید و غذاهای جدیدی را با چشم خود ببینید. از خوردن غذاهای جدید نترسید و حداقل یک بار آن ها را امتحان کنید. من هم در یک رستوران نشستم و غذایی را امتحان کردم.

cxhH69HZaIUNllweSEIlG4ifap9E4cHJPZbD4G4f.jpeg

 

lwYHa9PXvVQ4IxwJGxU7O5zc4ym1PCTAnIYBgsqf.jpeg

vYwoPlDd9ASQ3dE3mFayLPNBvcxCxI9AG0bOvrXB.jpeg

بعد از صرف غذا و نوشیدنی ها با یک تاکسی به سمت هتل  آخرین مرکز خرید به نام سنترال مارکت ( Central Market) رفتم. در این مرکز خرید ماسک های چوبی و فلزی و سوغاتی های چوبی مختلف را می توانید به عنوان یادگاری از این کشور با قیمت مناسب خرید کنید. اجناس این فروشگاه قدیمی در هیچ کجای شهر یافت نمی شود و حتما به شما دیدن آن را پیشنهاد می کنم. قیمت ها از ۱۵ رینگیت به بالا بود.

EKhWmCHN3H5QwoqJntXdMllbenn0bBYMicqMdPw5.jpeg

8xdr5RuEvGXXMpO2fL2QsdCBEsK2XoJtG6mIgnD7.jpeg

fefXQeRjajBcoxZcT92JQAXsDf230ktJ9RxNkpEv.jpeg

این روز پر خاطره را با نوشیدن نارگیل نزدیک سنترال مارکت و برگشت با تاکسی به هتل به پایان رساندم.

RPCiWZefSzCF0po9zHU2DRzvT1FFM51k0NxqUhew.jpeg

روز هشتم

روز آماده شدن برای برگشت به کشور عزیزم بعد از حدود یک ماه سفر به دو کشور تایلند و مالزی فرا رسید و کلی دلم برای تهران با همه بدی هاش تنگ شده بود بجز آب و هوای آلودش. بعد از خداحافظی با کارکنان مهربان هتل به فرودگاه شهر کوالا لامپور(KLIA) رفتم و از آنجا به ابوظبی و بعد به تهران بازگشتم و این سفر رنگارنگ و پر از تجربه های جدید و خاطراتی طلایی به پایان رسید و صفحاتی دیگر از دفتر زندگی را پر کردم.

APVK9IvYMChs6UG828tgGkRiFKNqjAC3AxtkipTV.jpeg

مالزی

از دید من مالزی کشوری آزاد است وفرهنگ آن ها ترکیبی از هندی ها , چینی ها و مالایی ها می باشد. همه ادیان با آرامش در کنار هم زندگی می کنند و این موضوع و توریست در کنار صنعت الکترونیک باعث پیشرفت آن ها شده است. خود خارجی ها هم وقتی به کشوری مسلمان سفر می کنند البسه مناسب می پوشند و احترام مکان های مذهبی را نگه می دارند. به نظرم خرید در مالزی بر خلاف آنچه شنیده بودم ارزان نبود و تنوع زیادی نداشت. شهر پر از هندی ها بود؛ گویی به هندوستان آمده ام. شب ها خیابان های فرعی امنیت کافی ندارند و حتی امکان سرقت وسایل شما زیاد است. بهترین وسیله گردش اتوبوس های گردشگری می باشد اما اگر تعداد شما زیاد باشد تاکسی در داخل شهر ارزان و کرایه آن نهایت تا ۱۱ رینگیت است. امیدوارم توانسته باشم کمکی هر چند کوچک برای سفر های شما هم وطنان کرده باشم.

به امید داشتن شهری با هوای پاک , شاد و پر از توریست و رونق اقتصادی

نویسنده : کیاوش فراهانی

منبع:لست سکند