خانه / سفرنامه / پیش به سوی فارس

پیش به سوی فارس

پیش به سوی فارس – ۶ فروردین ۱۳۹۴

بندرعباس رسیدیم. آخرین بار حدود ۶ سال پیش در این شهر بودم

خیلی تغییر کرده است و آثار مدرنیته در شهر بسیار به چشم می آید.

مغازه های شیک، کالای لوکس، خیابانها و میدانهای زیبا و …

به همراه مسافران نوروزی با تعداد بسیار بالا باعث شده بود ترافیک وحشتناکی

در شهر وجود داشته باشد و با ۲/۵ ساعت شهرگردی توانستیم منزل یکی از بستگان

را بیابیم و پس از دیدار مفصل و خنده فراوان، شب را در آنجا به صبح رسانیدیم.

 

پس از صرف صبحانه، شازده را برای درک خلیج فارس، به کنار ساحل بردم.

 

شهر را ترک کردم و به سمت شمال آمدم، گنبد نمکی سرچاهان(احتمالا) در مسیر

تماشایی بود.

 

عکس از سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور

 

گنبدهای نمکی، پتانسیل بالای معدنی از نوع نمک، پتاس، گچ، کانیهای رادیواکتیو

نفت، آهن و … دارد. به گنبدهای نمکی جنوب ایران که در گستره ۱۵۰ هزار کیلومتر

مربعی از بندرعباس تا کازرون امتداد دارند بعلت علت تکتونیکی، دیاپیر میگویند.

در طول مسیر، نخلستانهای زیبا را نیز از نظر گذراندیم.

 

به سمت حاجی آباد و سیرجان نرفتیم و مسیر را به سوی غرب ادامه دادیم،

بعد از سه راهی گهکم بنایی کهن نظرم را جلب کرد که بدون توقف راهم را ادامه دادم.

اینجا کجا بود؟

 

امامزاده اسماعیل(ع) در بالای ارتفاع مشرف به روستای طاشکوئیه دیدنی بود.

 

داراب با باغهای مرکبات خود به استقبالمان می آید.

 

وقت محدود است و فقط به بازدید کوتاه از امامزاده سید ابوالقاسم میرسم.

 

دارابگرد هم بی خیال میشوم.

 

سروستان و کاخ زیبایش را نمیبینم و رهسپار شیراز میشوم.

 

تمام این ندیدنها برای دیدن دریاچه مهارلو بود.

 

چون یک جاذبه زمین شناختی است.

 

چون مه گرفته است.

 

چون کم آب است.

 

چون پر از نمک است.

 

چون بلورین است.

 

چون قرار است به خاطر نمکهایش مانند تالاب میقان، زجر کش شود.

 

سلام خانه – ۷ فروردین ۱۳۹۴ 

به شیراز رسیدیم. شهر عشق. اینجا هم فامیل داشتیم و پس از صرف

فالوده در کنار ارگ کریمخانی، شام را فلافل زدیم.

خوابیدیم تا صبح و پس از صرف صبحانه از کنار دروازه قرآن رهسپار دیار شدیم.

 

فقط بگویم که بالای گردنه صفاشهر بوران می آمد و رانندگان ناشی در سرازیری

از خجالت شعور در آمده بودند. نهار را در یک قهوه خانه قدیمی نزدیک شهرضا خوردیم.

چه طعمی داشت خورش بادنجان با نوشابه شیشه ای.

گاز به ماشین تا خود اصفهان.

و یک کبوتر خانه با مقیاس پراید.

 

این هم عکس نزدیک. خلاصه آمدیم و آمدیم و گذر از قم و اتوبان ساوه.

باز هم میفهمی هیچ جا خانه آدم نمیشود، شب را در خانه خوابیدیم.

 

 

نکته

۱-مسیر طی شده سفر نوروزی ۵۲۰۰ کیلومتر در مدت ۱۰ روز و هزینه صرف شده ۱/۵

میلیون تومان بود.

۲-خیلی از افراد فکر میکنن که ازدواج باعث محدودیت در آزادیهای فردی میشه، من این

سفر را رفتم تا ثابت کنم که با خانواده هم میشود به مکانهایی رفت که خیلی از افراد

مجرد هم نمیتونن یا جرات نمیکنن به اونجا برن. فعالین گردشگری باید سفر هدفمند و با

برنامه را به درون خانواده ها بیارن تا مردم با جاذبه های کشورمون و تعامل فرهنگی

بیشتر آشنا بشن.

۳-مردم ایران بدون تعصب، واقعا عالی هستن. مهربون و مهمان نواز.

۴-از نیروی انتظامی تشکر ویژه دارم، برخوردها به جز یک مورد در حد عالی بود.

۵-تشکر میکنم از آموزش و پرورش که اگه حضور نداشته باشه مردم در هوا اتراق میکنن.

۶-انتقاد از ارگانهای نظامی میکنم چون امکانات خود را در پیک گردشگری از مردم

دریغ می کنند.

۷-از اداره میراث فرهنگی و محیط زیست به خصوص در استان سیستان و بلوچستان

گله دارم که فکر میکنند مردم با علم غیب میتوانند به بازدید از جاذبه های طبیعی و

تاریخی بروند.

۸-به فرهنگ جامعه محلی، طبیعت و تاریخ احترام بگذاریم و از این به بعد به هر کسی

که اینگونه نباشد میتوانیم بگوییم داعشی.

 

نویسنده: محمد صادق سبط الشیخ انصاری

منبع : وبلاگ خیم

همچنین ببینید

شهر ممنوعه – پکن

۶/۶/۸۶ – شهر ممنوعه – پکن   اینجا شهر ممنوعه ٬ محل زندگی امپراطوران چینی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *