۴- چشم هایم را باز می کنم

چشم هایم را باز می کنم

بله، بهار هنوز در این شهر عمق پیدا نکرده. دیشب باد می وزید، امروز هم.

و اما اولین گزارش تصویری را تقدیم می کنم:

قابل ذکر است که در این روز وقت آزاد داشتیم و مکان هایی که در تصاویر می بینید را من و سه تن از همسفرانم بدون همراهی راهنمای محلی بازدید کردیم. حتی قبل از همراهی با همسفران، حدود دو ساعت تنها قدم زدم. البته از جایی که تصویر نقشه مترو را می بینید، راهنمای محلی (یک ایرانی به نام آقای فرجی) فقط با ما بود که فقط با هم به منطقه فروش کالاهای الکترونیکی رفتیم.

نمایی از هتل ما، The Prince Park Tower Tokyo

نمایی از پذیرش هتل

نکته قابل توجه در مورد پذیرش هتل این است که مهمانان می نشینند تا اتاقشان را تحویل بگیرند یا تحویل بدهند. من برای اولین بار دیدم که مهمانان برای انجام کارهایشان در بخش پذیرش یک هتل، می نشینند. می تواند ایده خوبی باشد.

نمایی از درون هتل

نمای فضای جلوی هتل در شب: LEDهای نورانی در میان درختچه ها و بر روی درختان نصب شده اند تا فضای حیاط هتل را زیبا کنند.

این هم از توالت اتاق های هتل.

قبلا نوشتم که سیستم توالت در ژاپن خیلی جالب و البته کمی پیچیده است. شینده ام برخی از گردشگران آمریکایی از این توالت های فرنگی به عنوان سوغاتی به کشورشان می برند.

در بخش نشیمن گاه یک سنسور (به مستطیل سیاه رنگ دقت کنید) قرار گرفته است که حضور فرد را بر روی نشیمن گاه تشخیص می دهد. به محض اینکه فرد بر روی نشیمن گاه توالت بنشیند، آب درون محفظه تعویض می شود و بعد از اینکه از روی نشیمن گاه بلند شود هم این کار دوباره انجام می شود.

همچنین بر روی دیوار یک کنترل نصب شده. سنسور و کنترل با همکاری یکدیگر کارهای جالبی انجام می دهند. واقعا اسم این مکان را می شود گذاشت “مستراح” (محل راحت شدن).

وقتی فرد تخلیه اش را انجام داد یک نازل Nozzle آب را سمت مقعد اسپری می کند. موقعیت Position این نازل تنطیم هم می شود. فرد حتی می تواند فشار آب نازل را با استفاده از کنترل کم یا زیاد کند. بعد از آن، فرد می تواند از باد گرم (مثل باد سشوار) برای خشک شدن استفاده کند. این توالت حتی می تواند بدن شما را ماساژ دهد که البته من نتوانستم طرز استفاده آن را بفهمم.

همانطور که در تصویر بالا می بینید، در محفظه توالت (یک یا هر دو در) توسط این کنترل باز و بسته می شوند. همچنین با کنترل می توانید از Half Flush یا Full Flush استفاده کنید.

در قدم زدن های تنهایی به جایی رسیدم که این مجسمه ها به این شکل قرار گرفته بودند. همان طور که دیده می شود، تنشان لباس قرمز پوشیده شده بود و جلویشان یک لیوان آب قرار داشت.

نمای نزدیکتر (توضیح بالا)

این برج نارنجی رنگ Tokyo Tower نام دارد و شبیه برج ایفل ساخته شده. ۳۳۳ متر ارتفاع دارد و در منطقه Shiba-koen (همان محلی که هتل ما در آنجا قرار گرفته. در واقع فاصله برج تا هتل ما حدود ۴۰۰ متر بیشتر نیست) دومین سازه بلند در ژاپن است. در ارتفاع ۱۵۰ متری و ۲۵۰ متری برج می توان از لذت مشاهده شهر بهره برد.

گفته می شود به این دلیل رنگش نارنجی است که هواپیماها و هلیکوپترهایی که بر فراز شهر حرکت می کنند با آن برخورد نکنند. این برج در سال ۱۹۶۱ میلادی به بهره برداری رسیده.

همان طور که گفته بودم و حالا در تصویر می بینید، اتوبان از سطح زمین فاصله دارد.

این نقشه در پیاده رو نصب شده بود. جالب این است که فقط جمله YOU ARE HERE به انگلیسی نوشته شده و اسم بقیه مکان ها به ژاپنی است.

در نزدیکی هتلمان یک معبد بودایی قرار گرفته به نام ZOJOJI

این معبد از سال ۱۳۹۳ میلادی مدرسه “جودو” بوده است. در جنگ جهانی دوم به طرز بدی آسیب دید. همچنین ۵ شوگان (ژنرال – فرمانروا) از ارتش حکومتی – فئودالی Tokugava در قبرستانی که پشت یکی از ساختمان های معبد قرار گرفته، دفن شده اند.

ژاپنی ها برای وارد شدن به معبد اینچنینی با این ملاقه ها کمی آب برمی دارند و به نوبت بر روی هر دو دستشان می ریزند.

تصویر بودا و گل های نیلوفر که در دو طرفش قرار گرفته

نمایی از یکی از ساختمان های معبد

نمایی از داخل یکی از ساختمان های معبد

تسبیح بودایی

قضییه این کاغذهای پیچیده شده به این میله ها را بعدا می گویم.

در بخشی از حیاط معبد تعداد زیادی از این مجسمه ها قرار گرفته. نام این مجسمه ها به زبان ژاپنی Jizo و به زبان چینی Ksitigarbha است. Ksitigarbha یک “بودی سَتوا” (یا بوداسَف، به معنی بیدار شده یا بیدار وجود) است که در مکتب بودیسم شرق آسیا به عنوان یک راهب بودایی در نظر گرفته می شود. نام او “رحم زمین” یا “خزانه زمین” معنی می دهد. فکر می کنم وظیفه این راهب، نجات کودکان از برزخ و آهن داغ شیاطین است.

همچنین متوجه شدم که حضور این همه مجسمه “جیزو” در این معبد برای یادبود کودکانی است که متولد نشده اند، سقط شده اند یا مرده به دنیا آمده اند.

کلی مجسمه با کلی فرفره

یک کودک و یک فرفره

یکی دیگر

ظاهرا والدین کودکانی که “متولد نشده اند”، یکی از این مجسمه ها را انتخاب می کنند و بر تن آن لباس می پوشانند و یک وسیله بازی (این فرفره ها) را در اختیار او قرار می دهند. مجسمه ها، رنگی و در عین حال غمگین هستند.

وقتی این مجسمه ها را می دیدم، هنوز اطلاعاتی در موردشان نداشتم، اما همان موقع فکر کردم که هر یک از این مجسمه ها برای خودشان شخصیتی دارد. به نظرم می شود برای این مجسمه ها یک فیلم مستند ساخت.

فلسفه این مجسمه ها، من را به یاد کتاب “نامه به کودکی که هرگز زاده نشد” (اثر اوریانا فالاچی) انداخت. همچنین چند وقت پیش گزارش تصویری کوتاهی در رابطه با یک موزه – زایشگاه دیدم که در آنجا عروسک هایی قرار داده بودند که نه تنها برای خودشان اسم داشتند بلکه نقش کودکانی که مرده یا ناقص به دنیا آمده بودند را پذیرفته بودند.

این هم از نقشه مترو شهر

خوشبختانه از آنجا که متروهای بسیاری را در کشورهای گوناگون تجربه کرده ام و همچنین با راهنمایی لیدر محلی خیلی سریع منطق این متروی شلوغ را فهمیدم.

تصویری از مترو

در تصویر فروشگاه فروش وسایل الکترونیکی دست دوم که به کارخانه برگشت داده شده اند، تعمیر شده اند و به صورت نو درآمده اند را می بینید. در واقع این کالاها با عنوان فنی، Refurbishment شده اند.

نمایی از فروشگاه فروش وسایل الکترونیکی نو

 

نوشته شده توسط : سایت شخصی آرش نورآقایی

همچنین ببینید

نراق

نراق نراق را دوست دارم.به خاطر کوچه های باریک کاهگلیش.به خاطر سنگ فرشهای قدیمیش.به خاطر …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *