خانه / سفرنامه / سفرنامه داخلی / سفرنامه کردستان

سفرنامه کردستان

مجله تصویری از سفر به ایران عزیز و زیبا کردستان

سنندج(۳)

سنندج(۳) خرداد ۹۰-مریوان-اورامانات روز سوم سفر به کردستان که رسید قرار شد راهی اورامانات شویم.سالها بود که دیدن این منطقه جزئی ار آرزوهای سفر ما محسوب میشد.در این سفر ۴ روزه فرصت خوبی پیش آمد که سری به این منطقه باستانی و زیبای کردستان بزنیم.برای رسیدن به اورامان باید تا …

ادامه نوشته »

سنندج(۲)

سنندج(۲) خرداد ۹۰ – موزه سنندج و اما این چهره های معلوم الحال چه کسانی هستند؟اینها که اینگونه ماسک زده اند تا شناخته نشوند؟اینها که چهره های خطرناک دارند و شاید عامل تروریسم باشند.یعنی چه کسانی میتوانند باشند؟؟؟؟ آقا این خبرا نیست چرا جو سازی میکنی…هوای سنندج از بخت بد …

ادامه نوشته »

سنندج(۱)

سنندج(۱) خرداد ۹۰ – مسجد جامع سنندج گشت شهر سنندج را در یک صبح بهاری آغاز میکنیم.بعد از صرف صبحانه اتوبوس به دنبال ما میاید و ما راه میفتیم به همراه راننده کردمان شهر را بگردیم.به عنوان اولین مقصد گردشگری دیدار از مسجد جامع شهر را انتخاب میکنیم. جالب است …

ادامه نوشته »

به سوی برهان

به سوی برهان تیر ماه -۹۲ این تقریر برهان ‌هاست،در دل به سر با تو بگویم، یا به اخفا   دوست داشتم پسری داشتم و نامش را برهان میگذاشتم.وقتی نام برهان میشنوم سرم به احترام خم میشود.انگار خدا از حجابی بیرون آمده،رخ مینماید. برهان ،دلیل قاطع پروردگار و یکی از اسماء …

ادامه نوشته »

آن در بسته ابد، بگشاده از مفتاح لطف

آن در بسته ابد، بگشاده از مفتاح لطف تیر ماه ۹۲- مقبره بداق سلطان بوالعجب که قرنها و قرنها بگذرد و تاریخ از صاحب منصبی چنین به نیکی نام کند که مردمان هر عصر و دوران هنوز وقتی نامش را میشنوند به احترامش برخیزند.اینجا صحبت از مردی است که وقتی …

ادامه نوشته »

شگفتی آفرینش

شگفتی آفرینش فروردین ۹۲-به سوی غار آبی سهولان اگه از عشق میشه قصه نوشت میشه از عشق تو گفت میشه از گندمیای سر زلفت یه عالم شعر نوشت میشه از عشق تو گفت و دیگه از دست همه راحت شد میشه از عشق تو مرد و دیگه از دست تو …

ادامه نوشته »

عروسی عروسکها

عروسی عروسکها تیر ۹۲-عیسی کند در حوالی همان طلایی گندم زارها کمی دورتر از سهولان، روستای عیسی کند قرار دارد. روستایی با مردمانی کرد از نژاد خالص آریایی.مردمانی مهربان که وقتی مشتی گیلاس تعارفشان میکنیم از سیبهای نرسیده درختانشان مشت مشت در دامانمان میریزند از بس مشت مشت مهمان نوازی …

ادامه نوشته »

پیر شالیار

بر حسب قولی که چند ماه پیش تر داده بودم، می بایستی در زمان مراسم “پیر شالیار ” در زمستان ۹۳ خودم را به روستای “اورامان تخت” برسانم تا دو دوست و توریست استرالیایی را همراهی کنم. عکس های زیر متعلق به همان سفر است. مطالبی که در اینجا استفاده …

ادامه نوشته »