خانه / سفرنامه / سفرنامه خارجی (صفحه 33)

سفرنامه خارجی

مجله تصویری از سفر ایرانیان به سراسر دنیا

سفر به آلاچاتی

سفر به آلاچاتی در خیال خود یک شهر را تصور کنید: آرام، شاد و پر از نور آفتاب؛ سرشار از رنگ، با در و پنجره‌هایی که فقط دیدنشان هم آدم را سر ذوق می‌آورد… شهری پر از گل؛ شمعدانی و کاغذی و پیچک…شاخه‌هایی که با در و دیوار و آسمان عشق …

ادامه نوشته »

گنبدهای فیروزه‌ای شهری سبز… (سفرنامه ازبکستان – شهر سبز)

گنبدهای فیروزه‌ای شهری سبز… (سفرنامه ازبکستان – شهر سبز) حالا که زیبائی‌های سمرقند را تماشا کرده‌ و از آن گذشته‌ایم، به شهرسبز می‌رویم؛ زادگاه امیر تیمور‌ لنگ! با یک سواری از جلوی ریگستان و همراه با دو مسافر دیگر… مقصد راننده شهر کتاب است؛ کتاب با سمرقند حدود شصت کیلومتر …

ادامه نوشته »

از آواز سمرقند (۲)

از آواز سمرقند (۲) به مجموعه شاه زنده که رسیدیم، نفس در سینه‌مان حبس شد… یک چیزی می‌گویم از معنای کاشی‌کاری افسانه‌ای، یک چیزی می‌شنوید… شاهکار غریبی‌ست. در تمام زندگیم هیچ‌گاه آبی فیروزه‌ای را این گونه درخشان و افسونگر ندیده بودم! فقط یک لحظه تصور کنید چه منظره‌ای می‌تواند در …

ادامه نوشته »

آرامستان شاه زنده ، شهر زیبای خاموشان

آرامستان شاه زنده ، شهر زیبای خاموشان «شاه زنده» یک افسانه نیست! یک شخصیت حقیقی است از صدر اسلام که رهسپار ماور‌اءالنهر می‌شود‌؛ سرانجامش اما، افسانه است و افسون دارد… چنان افسانه‌ای که بشود با آن یک شهر ساخت؛ یک کتاب نوشت… یک کتاب پر از نقش و نگار! پر …

ادامه نوشته »

از آواز سمرقند (۱)

از آواز سمرقند (۱) تو را در جشن لاله‌های سمرقند و بخارا دیدم؛ در گریبانت عطر خراسان می‌پیچید تو شعر می‌خواندی؛ من سما می‌رفتم در جشن لاله‌های جادۀ سمرقند و بخارا خربزه‌ها دهان وا کرده بودند اساطیر بیابان یک به یک بیدار می‌شد در یک قدمی ما صدای خشم مغول …

ادامه نوشته »

باز باران

باز باران چرخ سفر این بار طوری چرخید که برنامه اولین سفر به جنوب شرق آسیا با کمی تغییر دوباره اجرا شود. همان کشورهای مسیر اما کمی متفاوت… در سنگاپور بعد از هفت سال دوباره رسیدم به منظره پست قبلی و باز هم در هوای بارانی… عکس قبلی را از …

ادامه نوشته »

تلخ و شیرین یک پایتخت (آخرین قسمت سفرنامه ازبکستان)

تلخ و شیرین یک پایتخت (آخرین قسمت سفرنامه ازبکستان)  نزدیک چهار ساعت طول کشید تا قطار، فاصله سمرقند به تاشکند را بپیماید. سمرقند از سال ۱۹۲۴ به مدت شش سال پایتخت ازبکستان بود تا در سال ۱۹۳۰ تاشکند جایگزین آن شد. تاشکند یعنی شهر سنگی؛ نام قدیم آن چاچ بوده …

ادامه نوشته »

رنگ بودا

رنگ بودا  سفرنامه اندونزی قصه این سفر را یک عکس نوشت؛ یا شاید هم عکاس آن عکس… نه نام عکاس را به خاطر دارم و نه ملیتش را؛ تنها چیزی که بر لوح ضمیرم نشست، تندیس‌های سنگی بودا و زیبایی معصومانه سنگ‌های معبدی بود که در تصویر دیده می‌شد. یک …

ادامه نوشته »

سفرنامه خجند (بخش اول تاجیکستان)

یادش بخیر… دوره‌ی پیش دانشگاهی را می‌گویم! شیطنت‌های آخر کلاس، زیر سر ما شش نفر بود… من و شیرین و شکوفه، نفیسه و عذرا و شهره… شهره خجندی! آن موقع نمی‌دانستم خجند کجاست؛ در واقع حدس می‌زدم شهری از خراسان باشد. فکرش را نمی‌کردم از ما نباشد! این جا نباشد! …

ادامه نوشته »

سفر به بردیا – قسمت سوم: قبیله‌ی تاروها | کشور نپال

همه‌ی اون اتفاقات افتاد که من برسم به این نقطه که فلورین دستم رو بگیره و با هم بریم به یکی از بی‌نظیرترین تجربه‌های زندگیم: زندگی با یکی از بدوی‌ترین قبایل نپال، قبلیه‌ی تاروها. از اون هتلی که توش موندم تا محل زندگی تاروها چیزی حدود سه ساعت از بین جنگل راه …

ادامه نوشته »