خانه / سفرنامه / بارسلونا(۱)

بارسلونا(۱)

بارسلونا(۱)

٨/١/٩٠-بارسلون-Parc Guel

سلام.صدای ما را از بارسلونای زیبا میشنوید.آخرین مقصد ما در اسپانیا.دیروز رسیدیم به بارسلون و امروز گشت نیم روز ما شروع میشود.محل اقامت ما در این شهر  Grand Hotel Princess Sophia است در ناحیه کاتالیونیا و تقزیبا جای خوب و در مرکز شهر واقع شده و نزدیک به میدان کاتالونیا که مهمترین میدان و توریستی ترین جای بارسلوناست.بارسلونا در شمال اسپانیا و در ایالت کاتالان واقع شده است.نژاد و زبان کاتالانها با اسپانیاییها فرق دارد و این ایالت جزو مناطقی بود که سالها در جنگهای داخلی اسپانیا دنبال خودمختاری میگشت و هنوز هم در بعضی مواقع ساز ناسازگاری میزند.

اولین جاییکه برای دیدن رفتیم پارک گوئل بود.گائودی مشهورترین آرشیتکت اسپانیا و یکی از نام آورترین مشاهیر آنجاست.توریستهای زیادی به بارسلون میایند تا تنها به دیدن آثار ساختمانی گائودی نایل شوند و امروز از خوش شانسی ماست که میتوانیم یکی از پروژه های زیبای گائودی را از نزدیک ببینیم.

گائودی معمار بزرگ قرن ۱۹ اسپانیاست که در آن زمان برای ثروتمندان بارسلون خانه های زیبایی طراحی میکرد.کنت گوئل از او میخواهد که خانه ای فراخور خاندانش برای او بسازد.پروژه به این شکل بود که ۶۰ خانه مجلل در زمین بزرگی متعلق به کنت گوئل ساخته شود.در پایان این پروژه جاه طلبانه تنها به ۲ خانه محدود شد که گائودی طراحی انها را به عهده گرفت.کنت میخواسته این خانه ها را بفروشد اما قیمت خانه ها بعد از ساخت به قدری بالا میرود که هیچ کس جز شهرداری قادر به خرید آنها نمیشود.پس از آن این مکان به پارک عمومی تبدیل شده و گوئل پارک نامیده میشود.

گائودی بین سالهای ۱۸۵۲ تا ۱۹۲۶ زندگی میکرد.در آن دوران هنوز مدرنیسم ایجاد نشده بود اما کارهای گائودی همه به نوعی مدرن محسوب میشوند.شاید او را بتوان پدر هنر مدرن اروپا نامید.

از سال ۱۹۰۰ تا ۱۹۱۵ ساخت این پارک به طول مینجامد.ابتدا باغ محوطه نشانمان داده میشود.فضایی شبیه شاهراه که در ۲ طبقه ساخته شده و دورتادور باغ امتداد میابد.در روی این شاهراه اسبها حرکت میکردند و در پایین هم راه متعلق به پیاده ها بود.گائودی ۲ ساختمان طراحی شده را یکی برای نگهدارندگان پارک و دیگری برای ویزیتورها طراحی کرد.

ورودی به محوطه اصلی با عبور دری به شکل پروانه شروع میشود.ستونهایی که دورتادور این در قرار گرفته و سالنی زیر شاهراه را تشکیل میدهد به شکل درختان نخل است.اینجا کریدوری است که در بالای سر ما قرار بوده اسبها حرکت کنند و صدای نعل آنها بر سنگ فرش بالای سر بازدید کنندگان بپیچد.تمام این بخشهای ساختمانی از سنگ و سرامیک و سیمان ساخته شده اند.با دیدن این شکلهای عجیب ساختمانی بیشتر متوجه میشویم که گائودی حداقل یک قرن جلوتر از زمان خود به دنیا آمده بود. در آن زمان که هنوز مدرنیسم خلق نشده بود گائودی و طرح هایش چقدر تنها بودند!!!

کنت گوئل دستور ساخت ساختمانهایی چند طبقه را داده بود که باغهایی مصفا در جلوی انها قرار داشته باشد.این ساختمان یکی از همان ۲ ساختمان است که محل زندگی نگهبانان باغ به شمار میرفت و به نوعی ورودی قصر گوئل هم محسوب میشد.

و اما ساختمان اصلی که امروزه توریستهای زیادی را برای دیدن به سمت خود میکشد.در ورودی این ساختمان همان طور که در عکس پشت سر من میبینید یک سوسمار سرامیکی وجود دارد که از دهانش هرازگاهی آب بیرون میجهد.بدانید و آگاه باشید !!! که این سوسمار فواره نیست بلکه یک پروژه عظیم معماری است.زیر ساختمان اصلی یک تانکر بزرگ آب قرار دارد که مخزن آبیاری باغ هم محسوب میشود.داخل ستونهای بالای پله ها لوله های آب تعبیه شده است که هریک در بالای سقف شکل یک ناودان را دارند.وقتی باران میبارد آب از طریق این لوله ها به سمت تانکر زیر تالار اصلی هدایت میشود تا هم برای آبیاری باغ و هم استفاده ساکنان باغ ذخیره گردد.زمانیکه این تانکر پر از آب شود از دهان سوسمار آبها بیرون میجهند

نیمی از این پروژه عطیم توسط ۸۶ ستون دوریک نگه داشته شده است.لوله های اب از درون این ستونها آب باران را به زیر کف تالار و به عبارتی به درون تانکر آب هدایت میکنند. دیدنی ترین بخش این تالار سقفهای سرامیکی ان است.شاید باورش برایتان سخت باشد اما تمام این طرحههای رنگی و پیچیده روی سقف با تکه شکسته های ظروف مثل فنجانها و نعلبکیها و کاسه کوزه ها ساخته شده است و این یعنی “پست مدرن”. پس بیخود نیست اگر بگویم که گائودی بیش از یک قرن جلوتر از زمانش حرکت میکرد یعنی در دوره ای که هنوز مدرن هم به وجود نیامده بود گائودی علاوه بر مدرنیسم پست مدرنیسم هم کار میکرد.

در آن زمان برق وجود نداشت و از روشنایی شمع استفاده میشد.پس روی سقف کنار همان طرح های عجیب سرامیکی شمعدانهایی ساخته میشد تا هنگام برافروختن با پخش نور روی تکه شکسته های اشیا و بازی سایه ها و رنگها جلوه بدیعی به تالار داده شود.

به پشت بام خانه  میرویم.جاییکه نیمکتهای سنگی-سرامیکی زیبایی دورتادور بام ساخته شده است.این نیمکتها کاملا طبیند وقتی روی انها مینشینید و به پشتیها تکیه میدهید متوجه آن میشوید انگار دور ستون فقرات شما را قالب گرفته اند.حالا میشود نشست و خیره شد به بامهای رنگین بارسلونا.به صدها رنگ درخشان سرامیکهایی که در ساختمانها استفاده شده و زیر تلالوی آفتاب بارسلون میدرخشند و شهر را دلفریب میکنند.انقدر رنگ در اینجا هست که چشم را دیوانه میکند.بامها به شکل قارچهایی روبه آسمان سر بلند کرده اند و ناقوسهای کلیسا مینوازند و اسپانیاییهای شاد میرقصند و گیتار اسپانیش میزنند و فلامینگو میرقصند زیر نور درخشان خورشید….

عاشق ترانه های قوی و زیبای اسپانیولی هستم.عاشق ترم میکنند این کلمات غریب و این سرپنجه های مردانه وقتی بر سیم گیتار میکویند.دیوانه ا م میکنند لحجه آمرانه و داغ اسپانیایی.من عاشق این سرزمین شده ام.

همان طور که پاریس است و برج ایفلش.یک بارسلونا است و کلیسای ساگرادا فامیلیای آن.که روی هر پوستر و جلد هر کتاب توریستی شهر میتوان آنرا دید.در سال ۱۸۸۲ میلادی ساخت این کلیسا آغاز شد و یک سال بعد از آن بود که نام “گائودی” به عنوان آرشیتکت و مدیر پروژه اعلام شد.تا سال ۱۹۲۶ به مدت ۴۰ سال پیاپی گائودی خستگی ناپذیر بر روی این پروژه عظیم کار کرد.او بنای ساخت را بر روی کمکهای خیریه مردم گذاشت.یعنی از ایتدا قرار بود این پروژه صرفا با همیاری مردم ساخته شود و نه حمایت دولت.

گائودی از همان ابتدا یک کارگاه تخصصی در کنار کلیسا ساخت و مسئولیت آموزش به کودکان یتیم پرورشگاهی را به عهده گرفت تا توسط همانها این کلیسا ساخته شود.علاوه بر آن بچه های یتیم صدها معمار-مجسمه ساز-نقاش و آرتیست هم در ساخت این پروژه با گائودی همکاری میکردند.وقتی طرح اولیه گائودی آماده شد مردم شروع به اعتراض کردند و موافق نقشه او نبودند.اما به مرور زمان نقشه کلیسا مورد طبع مردم واقع شد و شروع کردند به کمکهای مالی.همان طور که قبلا هم گفته بودم گائودی هنرمندی بود که حداقل ۱۰۰ سال از زمان خودش جلوتر بود به همین دلیل هم فهم هنر او و پروژه هایش از سمت مردم عادی سخت مینمود.

طبق نقشه گائودی قرار بود ۱۸ برج با ۳ در اصلی در مجموعه کار شود که بعد از گذشت ۱۲۰ سال هنوز ۳ برج و یک در دیگر باقی مانده است.از این ۱۸ برج ۱۲ تای آن به نام حواریون مسیح و به آنها هدیه شده است و هریک بیش از ۱۰۰ متر ارتفاع دارند.یکی دیگر  با ۱۷۲ متر به حضرت مسیح دیگری با ۱۴۰ متر به حضرت مریم و بالاخره  ۴ تای باقیمانده با ۱۳۰ متر به ۴ کاتولیک مومن اهدا شده اند.

نوک برجها با سمبلهایی شبیه میوه درخت کاج و میوه های درختان دیگر تزیین شده است.کاج در فرهنگ مسیحی به این معنیست که :به کلیسا خوش امدید.لابلای شاخ و برگ کاج هم مجسمه کبوترهایی در حال پرواز قرار دارد که انها هم نماد صلح و آرامشند.

وقتی به کلیسا از روبرو نگاه میکنید دیوارها تیره ترند اما وقتی به پشت کلیسا میرسیم با نمایی تازه تر و روشن تر روبرو میشویم و این خود نشان دهنده تفاوت زمانی در ساخت بخشهای بناست.

گائودی در ابتدا طرح این کلیسا را در کشور فرانسه ارائه کرد که به شدت مورد تشویق و حمایت قرار گرفت اما وقتی طرح را به اسپانیا آورد مردم علاقه ای به آن نشان ندادند. گائودی پیش بینی میکرد ساخت طرح ۴۴ سال طول بکشد اما کار به جایی رسید که بعد از گذشت ۱۲۰ سال هنوز ۱۰۰ سال دیگر را تخمین میزنند برای به پایان رساندن پروژه عظیم کلیسای ساگرادا فامیلیا.

از  کلیسا که بیرون میاییم راه میفتیم با اتوبوس جاده پیچ در پیچ تپه Moonjuvi  را گرفتن و بالا رفتن.اینجا دیگر بلندترین نقطه بارسلوناست.بام شهر محسوب میشود و از اینجا میتوان همه شهر را به همراه دریای زیبایش دید.جایی که ۱۷۲ متر از سطح دریا بالاتر است.در این نقطه از شهر ۳ پارک عمومی وجود دارد.بونجووی-ول-ایشیوداریا…

وقت نداریم به دیدن پارکها برویم پس راهمان را کج میکنیم تا استادیوم المپیک بارسلونا…

سال ۱۹۹۲ اسپانیا میزبان بازیهای جهانی المپیک بود بر همین اساس این استادیوم در آن سال گشایش یافت تا بخشی از بازیها در آن برگزار شود.مشعل المپیک در کنار در ورودی آن هنوز دیده میشود.

همچنین ببینید

چین

چین ۶/۶/۸۶ – کاخ تابستانی – پکن اینجا کاخ تابستانی است.۸۰۰ سال پیش حکومت جین …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *