دبی! شهر برترین های تصنعی

دبی! شهری پر از ساختمان های سر به فلک کشیده, شهر رکوردهای گینس, شهری که به نیویورک آسیا شهرت داره, شهری که انقدر بزرگنمایی و تبلیغ براش شده که هر توریستی دوست داره بره و از نزدیک این همه بزرگی و برتری رو ببینه!!!

از همون لحظه ورودتون به دبی متوجه میشید که همه ی این اغراق ها و بزرگنمایی ها, چیزی جز تبلیغ نیست و دبی در برابر هزینه خیلی خیلی بالایی که برای هر چیزی داره واقعا توقع توریست رو برطرف نمیکنه.

دبی با بندرعباس و جزیره قشم فاصله زیادی نداره ولی تونسته با این شرایط آب و هوایی یکی از برترین مکان های گردشگری و قابل مقایسه با شهر های بزرگ دنیا بشه. طوری که در سال 2017 با 16 میلیون توریست از نظر تعداد توریست بالاتر از  نیویورک و پاریس قرار گرفت.

با سلام خدمت تمامی شما دوستان عزیز لست سکندی. من مژگان هستم, توی تمام این سال ها سفرنامه هام رو (به دلیل مسایل کاری) با نام مستعار نیما علایی (همسرم) در این سایت انتشار میدادم. ولی بعد از همایش لست سکند که از نزدیک با دوستان لست سکندی آشنا شدم تصمیم گرفتم که از حالا به بعد سفرنامه هام رو با زبان خودم بنویسم.

سفر ما 6 فروردین 97 به دبی آغاز شد, و تا 16 فروردین (10روز) ادامه داشت. خیلی سال بود که قصد سفر به دبی رو داشتم ولی هر بار که تصمیم میگرفتم, مقصد جذاب تره دیگه ای من رو به سمت خودش میکشوند و دبی میموند برای سال های بعد... تا اینکه برای اولین بار امسال تصمیم گرفتیم که عید به سفر خارج از کشور و اون هم دبی بریم.

نمای دبی از فراز آسمان

1.jpg

با توجه به اینکه عید هزینه تورها چند برابر میشن از یک ماه قبل اقدام به رزرو و گرفتن بلیط هواپیما و هتل و ویزا کردم. یکی از دوستانم در آژانس هواپیمایی کار میکنه و به کمک اون تونستم تمام کارهام رو انجام بدم. بلیط هواپیما رو از مبدا اهواز به دبی نفری 825 هزار تومان با هواپیمایی نفت (کارون) خریدیم. و برای ویزا نفری 290 درهم پرداخت کردیم که خدارو شکر بعد از دو روز ویزای هر دومون صادر شد و تونستم برای هتل اقدام کنم.

از طریق سایت بوکینگ هتل ایبیس وان سنترال رو پیدا کردم که برای تاریخ مورد نظر 45 درصد آف زده بود قیمتش برای 8 شب 1800 درهم میشد. با تحقیقی که کردم متوجه شدم بهترین انتخاب در بین هتل های شیخ زاید برای ما میتونه باشه. 2 شب باقیمانده رو هم قرار شد خونه ی خاله ی نیما در عجمان باشیم.

در کل برای هشت شب هتل و ده روز اقامت در دبی با ویزا, نفری دو میلیون و چهارصد و هفتاد هزار تومان شد. این در صورتی بود که برای تاریخ مورد نظر ما آژانس ها برای هتل های 3 ستاره با کیفیت خیلی پایین که در منطقه دیره بودن شروع قیمتشون برای 5 شب از نفری سه میلیون و دویست هزار تومان به بالا بود.

هتل های دبی برای اقامت بالای سه شب, ترنسفر رفت و برگشت رایگان به فرودگاه دارند و هر هتل یک تور لیدر برای راهنمایی تورها نیز داره که طبعا قیمت های تور لیدرها بسیار بالاتر هست.

برای بعضی اماکن دیدنی دبی, از سایت های  فروش واچر های تخفیف دار, بلیط ها و واچر های جاهای مورد نظر رو خریدیم که در ادامه توضیح میدم.

صبح روز 6 فروردین به فرودگاه بین الملی اهواز رفتیم و کارهای خروجمون رو یکی یکی انجام دادیم. آخرین عوارض خروج 75 هزارتومانی رو پرداخت کردیم.

در کمال تعجب بعد از وزن کردن چمدان ها مامور کانتر به ما گفت 20 کیلو! اضافه وزن دارید و باید جریمه بدید. برای ما که بار nام بود با همین چمدان ها به مسافرت میرفتیم این حرف کاملا تعجب آور بود. من که زیر بار این حرف نرفتم و بدون اینکه حاضربشم دل و روده ی چمدونم رو وسط فرودگاه جلوی یه عالمه ادم خالی کنم تا ازشون 20 کیلو وزن کم کنم, رفتم سراغ مسئول هواپیمایی نفت و ازشون خواستم که چمدون هامون رو با یه ترازو دیگه وزن کنن. بالاخره راضی شدن و اینکارو کردن و دیدیم تازه 5 کیلو از 60 کیلو بار کمتر داریم ولی نمیدونم چرا مامور کانتر اصرار داشت که مارو برای 20 کیلو اضافه بار جریمه کنه! ناگفته نماد که رئیسشون همراهمون اومد و ازشون توضیح خواست که مامورین محترم همچنان رو حرف خودشون بودن و میگفتن حتما الان از چمدونشون وسیله هاشون رو خالی کردن که کم شده! آقای رییس یه نگاهی بمون کرد و دید که هیچی غیر از یه کیف رو شونی همراهمون نیست و به این ترتیب اولین مرحله رو با موفقیت پشت سر گذاشتیم. خدا میدونه چقدر میخواستن مارو جریمه کنن! ولی خب به بد کسایی گیر داده بودن.

بالاخره تونستیم راس ساعت 10 صبح به سمت دبی پرواز کنیم.  پذیرایی هواپیما خوب بود و بعد از 1:30 ساعت در فرودگاه دبی به زمین نشستیم.

پذیرایی هواپیما

2.jpg

دبی دو فرودگاه بین المللی داره:1- فرودگاه بین المللی دبی 2- فرودگاه بین المللی آل مکتوم.

در حال حاضر اصلی ترین فرودگاه همون فرودگاه دبی هست و فرودگاه آل مکتوم که بزرگترین فرودگاه جهان هست, استفاده کمتری داره.

فرودگاه دبی پیشرفته و بزرگ بود و تا چشم کار میکرد هواپیماهای مدرن و به نام دنیا رو میشد در اون دید. خوبی فرودگاه داشتن گیت های بازرسی متعدد بود که نیازی به ایستادن طولانی مدت در صف نداشت. بعد از چک پاسپورت و ویزا و اسکن چشم, مهر ورود به کشور امارات در ویزا زده شد.

فرودگاه دبی

3.jpg4.jpg

بعد از تحویل گرفتن چمدان ها, از فری شاپ خریدهامون رو انجام دادیم و به سمت خروجی رفتیم که راننده هتل با گرفتن اسممون در دست, منتظرمون ایستاده بود. با یه ون شخصی فقط ما دو نفر رو سوار کرد و به سمت هتل حرکت کردیم.

فاصله هتل ایبیس وان سنترال تا فرودگاه حدودا 15 دقیقه بود. ورودمون به هتل حدودا ساعت 2 ظهر بود و بلافاصله اتاق رو به ما تحویل دادن.

از همون بدو ورود به هتل از انتخابم حسابی خوشحال شدم و با دیدن نظم و تمیزی و بزرگی هتل خودمون هم باورمون نمیشد که این هتل 3 ستاره باشه! از همه مهمتر جای عالی هتل بود.

نمایی از ساختمان و لابی هتل

5.jpg6.jpg7.jpg8.jpg

 

در مورد هتل به طور جداگانه و مفصل در بخش نقد و بررسی هتل ها توضیح دادم و میتونید از این قسمت مطالعه کنید.( https://lastsecond.ir/dashboard/reviews/5172)

ولی این رو بگم که این هتل یکی از بهترین هتل های سه ستاره ای بود که تا به حال رفتم! از همه نظر این هتل در حد عالی قرار داشت. در بهترین خیابان دبی یعنی شیخ زاید کنار ایستگاه مترو بود. جاهای خوب و مهم به این هتل نزدیک بودند. صبحانه هتل عالی بود. دیزاین و تمیزی هتل درجه یک بود, ما واقعا از این هتل راضی بودیم.

اتاق و سرویس بهداشتی اتاق

9.jpg10.jpg

من قبل از سفر نقد هتل های سه ستاره رو خیلی خونده بودم که همه بلااستثنا در مناطق دیره و مرکز شهر بودن. تو این مناطق برای یه توریست اصلا به صرفه نیست که هتل بگیره. غیر از هزینه های بالاتر رفت و امد, امکانات و تمیزی هتل های سه ستاره تو این مناطق اصلا تعریفی نداره و بیشتر نقدهایی که خوندم ناراضی بودن.

بعد از تحویل اتاق یه استراحت کوتاه کردیم. یه دور کوچیک اطراف هتل زدیم, هتل در یک مجموعه خیلی خوبی قرار گرفته بود که هرچیزی که میخواستیم به راحتی در دسترسمون قرار داشت.

فضای باز هتل

11.jpg

ساختمان های معروف شیخ زاید در نزدیکی هتل

12.jpg

کنار هتل دوتا هتل دیگه به نام های ایبیس ورد ترید سنتر و نووتل قرار داشت, که مهمانان هتل ایبیس میتونستن به صورت رایگان از استخر هتل نووتل استفاده کنن.

استخر هتل نووتل

BJel8ZaPbRWcsBA8wdp1IBxQKaGFfVDJWkbBiDx3.jpeg

رستوران هتل نووتل

14.jpg

هتل یه سالن ورزشی خوب داشت که با توجه به اینکه از صبح تا شب ما در حال فعالیت و قدم زدن بودیم حتی سمت این سالن نرفتیم.

اطراف هتل یه مجموعه تجاری با رستوران های فراوان بود که تو این بخش بیشتر رستوران های زنجیره ای شناخته شده شعبه داشتن.

فقط با 500 متر پیاده روی از داخل این مجموعه دوست داشتنی به خیابان اصلی شیخ زاید میرسیدیم که ایستگاه متروی World Trade Center دقیقا در این بخش قرار داشت.

خیابان شیخ زاید و ایستگاه مترو ورد ترید سنتر

15.jpg

سمت مقابل خیابان شیخ زاید, فست فودهای زنجیره ای برگر الویشن, برگر کینگ و مکدونالد و .... شعبه داشتند.

ساحل جمیرا هم که در نزدیکی هتل قرار داشت و به راحتی میتونستیم به JBR یا همون جمیرا بیچ بریم.

از همه مهمتر برای تفریحات شبانه دوتا هتل عالی مقابل هتل قرار داشتن یکی شرایتون و دیگری کراون پلازا. کراون پلازا چهارشنبه شب ها پرشین نایت داره که ورودی ونوشیدنی برای خانم ها تا ساعت 12 شب رایگان و برای اقایون 50 درهم بود.

حدودا طرفای ساعت 8 شب با مترو به سمت دبی مال رفتیم. اولین و مهمترین چیزی که لازم داشتیم هدبند گپرو بود که بتونیم تو پارک آبی و جاهای دیگه به راحتی ازش استفاده کنیم.

انقدر دبی مال بزرگ بود که به راحتی نمیتونستیم مغازه های مورد نظر رو پیدا کنیم. تا اینکه وقتی به وای فای رایگان دبی مال وصل شدیم برامون ایمیل اومد که اپ دبی مال رو دانلود کنید و فروشگاه های مورد نظرتون رو پیدا کنید. با اپ دسترسی و پیدا کردن فروشگاه ها خیلی راحت شد.

نمایی از فواره های معروف در کنار برج الخلیفه

16.jpg

نمای برج الخلیفه از دبی مال

17.jpg

کمی در دبی مال چرخیدیم و متوجه شدیم که قیمت ها خیلی بالاتر از اون چیزی هستن که بشه خرید کرد و از همون اول پرونده خرید رو بستیم. فقط دنبال یه هدبند گپرو بودیم که بالاخره تونستیم در فروشگاه زنجیره ای شریف دی جی پیداش کنیم.

نمای از بخش داخلی دبی مال

18.jpg19.jpg

بعد از گشت و گذار به بخش فودکورت دبی مال رفتیم و از واچر های رایگانی که داشتیم واچر هاردیز رو انتخاب کردیم و برگر سفارش دادیم. که کیفیت خوبی داشت. دوتا برگر کمبو با سیب زمینی و نوشابه گرفتیم که فقط پول یه برگر رو حساب کردیم  و در کل 35 درهم شد.

ساعت حدودا ده شب شد بود و به سمت نمایش فواره ها رفتیم که از ساعت 6 عصر شروع میشدن. انقدر جمعیت زیادی برای تماشای این نمایش ایستاده بودن که 30 دقیقه اول تقریبا چیزی ندیدیم و همونجا منتظر موندیم تا برای سانس بعدی در جای مناسبی جا بگیریم.

بالاخره تونستیم این نمایش معروف رو ببینیم و چون در بخش پایینی ایستاده بودیم حسابی با پرتاب ذره های آب خیس شدیم.

حدودا ساعت 11:30 به هتل برگشتیم و روز اولمون رو به پایان رسوندیم.

روز دوم 7/01/97: (مرکز خرید ابن بطوطه, دبی مارینا و کشتی کاپیتان جک, مدینه الجمیرا و امارات مال)

امروز صبح بعد از آماده شدن به رستوران هتل رفتیم که با یه سلف سرویس کامل و عالی برای صبحونه رو به رو شدیم. اصلا توقع همچین صبحونه ای رو برای  هتل سه ستاره نداشتیم! به جرات میتونم بگم صبحونه اش در حد هتل های 5 ستاره بود. همه چی روی این میز ها پیدا میشد. از غذاهای گرم و سرد, میوه و سبزیجات, انواع پنیرها, مربا ها و کره ها, سوسیس و کالباس,  انواع مختلف تخم مرغ  و کیک ها و نون ها و خلاصه هر چیزی که برای صبحونه بشه سرو بشه روی این میزها بود. با صبحونه کامل از خودمون پذیرایی کردیم.

بخشی از میزهای صبحانه هتل

20.jpg21.jpg

بخشی از صبحانه های انتخابی ما در هر روز

22.jpg23.jpg

سالن های صبحانه در فضای باز و بسته

24.jpg25.jpg

من همیشه عادت دارم قبل از سفر برنامه تمام روزهام رو مشخص کنم تا در طول سفر درگیر برنامه ریزی نباشم. دبی از نظر تعداد اماکن دیدنی و توریستی به نظر من خیلی محدود هست ولی برخلاف تصورم رفت و امد به این اماکن با وسایل حمل و نقل عمومی خیلی زمانبر و خسته کننده است. نقشه توریستی شهر دبی برای انتخاب مسیرهای نزدیک به هم خیلی کمک مون کرد تا نهایت استفاده رو از زمانمون ببریم.

نقشه توریستی بخش دیره (بخش قدیم دبی)

26.1.jpg

نقشه توریستی بخش شیخ زاید (بخش جدید دبی)

26.2.jpg

نقشه مترو

26.3.jpg

متاسفانه مترو دبی برای تمام قسمت های توریستی ایستگاه نداره و اجبارا باید برای رسیدن به مراکز تفریحی از ترکیب مترو و اتوبوس استفاده کرد. با استفاده از گوگل مپ بهترین مسیرها رو از مکان هایی که هستید میتونید پیدا کنید.

روز اول رو طبق برنامه به مرکز خرید ابن بطوطه, دبی مارینا و کشتی کاپیتان جک, مدینه الجمیرا و امارات مال اختصاص داده بودیم.

با مترو خودمون رو به ایستگاه Al Jafiliya Station رسوندیم (ظاهرا ایستگاه ابن بطوطه به خاطر تعمیرات بسته شده بود و به همین خاطر گفتن این ایستگاه باید پیاده بشیم)و از اونجا ما رو به سمت اتوبوس هایی راهنمایی کردن وبقیه مسیر رو با اتوبوس رفتیم. بالاخره بعد از حدود یک ساعت و نیم به ابن بطوطه رسیدیم.

ایستگاه مترو دبی

26.jpg27.jpg

ابن بطوطه در واقع مرکز خریدی هست که بر اساس داستان جهانگرد معروف به همین اسم ساخته شده و هر قسمت این مرکز خرید مشابه با کشوری طراحی شده که ابن بطوطه به اونها سفر کرده.

یکی از ورودی های ابن بطوطه

28.jpg

ابن بطوطه از سن 21 سالگی جهانگردی رو شروع کرد و در نهایت موفق به دیدن 6 کشور جهان شد. گرچه امروزه به راحتی میشه این 6 کشور رو دید ولی در زمان ابن بطوطه این سفرها 24 سال  زمان برد. بماند که در طول این مسیر ها چه سختی هایی رو متحمل شده, از دزدان دریایی تا بلاهای طبیعی مثل طوفان و ... راپشت سر گذاشته. کشورهایی که ابن بطوطه دیده شامل: مصر, ایران, چین, هندوستان, تونس و اندلیس(بخشی از اسپانیا) میشن.

وقتی تو این مرکز خرید قدم میزدیم, از هر بخش به بخش دیگه ای که میرفتیم یه معماری و سبک جدید میدیدم, این مرکز خرید واقعا متنوع و دیدنی هست, تو هر بخشش با یه مجسمه و بنای جذاب روبه رو میشدیم. یکی از جاذبه های این مرکز خرید سقف اون بود که از سپیده دم شروع میشد تا به شب میرسید. حتی وزش باد رو هم شبیه سازی کردن که حس فضای باز رو القا کنه.

هر بخش با معماری و سبک همان کشور ساخته شده. مثلا بخش ایران رنگ ابی فیروزه ای همه جا دیده میشه, گنبد های بزرگ و کاشی کاری شده, لوسترهای بزرگ و برنجی از مشخصه های بارز بخش ایرانی هست.

بخش ایران

29.jpg30.jpg

بخش جذاب بعدی, هند هست, یکی از پرطرفدارترین بخش های مرکز خرید وجود یه مجسمه فیل بزرگ در انتهای این بخش هست. گنبد های بلند این قسمت برگرفته شده از تاج محل هستند.

بخش هند

31.jpg32.jpg

بخش چین با اون کشتی بزرگی که در حوضچه وسط قرار گرفته حسابی طرفدار داره. مشخصه چین هم سنگ های مرمر و رنگ قرمز و طلایی و نقش و نگارهای اژدهاس که در هر گوشه ای به چشم میخوردن.

بخش چین

33.jpg34.jpg

بخش مصر با اون سبک و سیاق زمان فرعونیان, حسابی جلب توجه میکنه, گوشه به گوشه این بخش اثاری از مومیایی ها و بناهای سنگی و نخل های بلند رو میشه دید.

بخش مصر

35.jpg36.jpg37.jpg38.jpg

تونس به خاطر مساجد معروفی که داره, اینجا هم تا حدودی این مساجد رو شبیه سازی کردن با همون سبک و سیاق معماری عربی و تونسی.

بخش تونس

39.jpg40.jpg

اخرین بخش که اسمونش دیگه تاریک میشه و پر از ستاره های روشن میشه, با معماری اندلیسی طراحی شده که  اجرها و کاشی های قرمز رنگ, قوس و تاب های زیاد و سالن های بزرگ از مشخصه های بخش اندلیس اسپانیا هست.

در این مرکز خرید چندتا فروشگاه مثل  Max و کوتون و ال سی واکی  بود که قیمت هاشون به نسبت برای خرید کردن مناسب بودن.

بعد از گشت و گذار در ابن بطوطه نزدیکترین مکان, دبی مارینا بود که از قبل واچر کروز کاپیتان جک رو از سایت خریده بودیم. سوار اتوبوس شماره 8(Gold Souq Bus Station) شدیم و به راننده از روی اپلیکیشن اینترتاینر, مکان باجه فروش بلیط کاپتان جک رو نشون دادیم.

راننده مارو نزدیک این مکان پیاده کرد و به کمکم گوگل مپ بقیه راه رو که حدودا بیست دقیقه پیاده روی بود طی کردیم.

منطقه دبی مارینا از روی منطقه "فالس کریک" کانادا ساخته شده. آبراهه ای به طول سه کیلومتر توسط مهندسین به این بخش هدایت شده. این ابراهه مناظر زیبایی رو برای دبی مارینا به وجود اورده.

منطقه دبی مارینا

41.jpg

پیاده روی دبی مارینا حدود 7 کیلومتر مساحت داره که توی این پیاده رو انواع رستوران های زنجیره ای و کافی شاپ ها قرار دارن. مرکز خرید معروف "دبی مارینا مول"  هم در این پیاده رو قرار داره.

منطقه دبی مارینا

42.jpg43.jpg44.jpg

این منطقه واقعا جذاب بود با ساختمان های بلند در کنار آبراهه مصنوعی, و فضاهای سبز و درختان نخل در کنار هم فضای بینظیری رو ساخته بودن.

نهایتا به ایستگاه مورد نظر رسیدیم و بعد از نشون دادن واچر در اپلیکیشن اینترتاینر هزینه یک بلیط که 60 درهم بود رو حساب کردیم(واچر رو هم 30هزار تومان خریده بودیم) مارو به سمت کروز کاپیتان جک راهنمایی کردن.

داخل کروز کاملا به سبک سنتی طراحی شده بود. با کوسن های راحتی بزرگ که در طول این 1:30 ساعت میتونستیم روشون لم بدیم و از مناظر زیبا لذت ببریم.

کروز کاپیتان جک

46.jpg

در این کروز فقط  ما و یه خانواده چینی با کلی بچه بودن.

یه سری قایق های زرد هم اونجا بودن که مثل قایق های بادی بودن ولی چون سقف نداشتن تو این افتاب سوزان تحمل 1:30 ساعت زیر افتاب بودن, سخت بود. ولی ظاهرا هیجان و سرعت این قایق ها بیشتر بود.

قایق های زرد گردشگری

45.jpg

با این کروز به صورت رفت و برگشت کل ابراهه مصنوعی که 3 کیلومتر بود رو دور زدیم و تمامی ساختمان ها و هتل های معروف و بزرگ که کنار این آبراهه قرار داشتن رو دیدیم. یه چرخ و فلک خیلی بزرگ نیز کنار این ابراهه در حال ساخت بود که به زودی افتتاح میشه و با این عظمت قطعا میشه کل دبی و شهرهای اطراف دبی رو از بالا دید.

چرخ و فلک بزرگ دبی

47.jpg

مناظر مسیر کروز

48.jpg49.jpg50.jpg

بعد از یک ساعت و نیم گردش, به ایستگاه اول برگشتیم. مقصد بعدیمون مدینه الجمیرا بود که در نزدیکی دبی مارینا قرار داشت. تصمیم داشتیم جوری به مدینه الجمیرا برسیم که غروب اونجا باشیم.

با گوگل مپ شماره اتوبوسی که به این مکان میرفت رو پیدا کردیم و خودمون رو به ایستگاه رسوندیم. بعد از حدود یه ربع به مدینه الجمیرا رسیدیم.(شماره اتوبوس 8-Gold Souk Bus Station هست)

ورودی مدینه الجمیرا

51.jpg

بازار مدینه الجمیرا به ونیز دبی معروف هست. در اینجا یه ابراهه مصنوعی از بین ساختمان های مجموعه رد میشه که مناظر زیبایی رو به وجود میاره. یکی از جذابیت های مدینه الجمیرا ویوی خیلی خوب از تنها هتل 7 ستاره دنیا, یعنی برج العرب هست. عکس های خیلی خاص و خوبی میشه از اینجا گرفت.

ویوی زیبایی از برج العرب و مدینه الجمیرا

52.jpg

وارد مدینه الجمیرا که شدم من رو یاد بازارهای قدیمی ایران انداخت, شبیه ترین بازار به اینجا همون بازار وکیل شیراز هست. مغازه های با اجناس سنتی کوچک که توی دالان هایی کنار هم قرار گرفتن. اجناس به شدت گرون بودن و هر چیزی ده برابر بیرون بود. حتی سمت رستوران ها و کافی شاپ ها هم نمیشد رفت. یه سالاد فصل یا ماست خیار که ارزون ترین چیزها بودن حداقل 80 درهم قیمتشون بود.

بازار مدینه الجمیرا

53.jpg

وسط این مجموعه یه ساختمان وجود داره که برای حفظ تاریخ اعراب اون رو با الهام از ارگ  قدیم عربی ساختن.

ساختمان شبیه سازی شده ارگ عربی

54.jpg

از دالان های باریک و تاریک و سنتی این مجموعه که رد شدیم به یه محوطه باز رسیدیم که ونیز دبی از اینجا قابل دیدن بود.

ونیز دبی

55.jpg56.jpg

مناظر این قسمت واقعا جذاب بودن. کافه هایی که اینجا هستن با هر گرونی که داشتن مارو ترغیب کردن تا مدتی رو تو این هوای خنک و مطبوع بهاری بشینیم و با خوردن یه چایی از مناظر لذت ببریم.(دوتا استکان چایی و نبات 30 درهم شد) قلیون هم در کافه های اینجا داده میشد که بهش شیشه میگفتن. هر قلیون 80 درهم بود.

کافه ها و رستوران ها مدینه الجمیرا

57.jpg

بهترین زمان ممکن به مدینه الجمیرا رسیده بودیم. عصر و غروب و در نهایت شب ها بهترین زمان برای بازدید از این مجموعه هست.

بالاخره بعد از استراحت و تماشای غروب از این زاویه, از گوگل مپ مسیر بعدی رو چک کردیم که نزدیکترین مکان برای این ساعت, امارات مال بود.

کمی پیاده روی کردیم تا به ایستگاه اتوبوس(Burj Al Arab Hotel1) رسیدیم.(اتوبوس شماره 81-Mall Of Emirates Metro Bus Station )توی مسیر پارک آبی وایلد وادی رو دیدیم. از بیرون معلوم بود که پارک جمع و جور و کوچکی هست ولی یه خوبی که داشت این بود که در مرکز شهر قرار داره و برای رفت و برگشت نیاز نیست هزینه های بالایی رو پرداخت کرد.

با اتوبوس به سمت امارات مال رفتیم. انقدر گرسنه بودیم, اولین کاری که کردیم به فود کورت رفتیم. بین واچر ها نگاه کردیم دیدیم واچر برگر فیول روداریم که در امارات مال هم شعبه داره.

برگر فیول

58.jpg

برگر فیول یکی از بهترین برگرهایی بود که تا حالا امتحان کرده بودیم. هزینه برگرش با واچر به صرفه درمیومد ولی هزینه نوشابه و سیب زمینی اش اصلا به صرفه نبود و یه سیب زمینی رو 16 درهم و یه نوشابه قوطی معمولی 11 درهم میداد که با واچر هم نبودن و جدا باید تهیه میشدن. خلاصه هزینه دوتا برگر و یک نوشابه و یک سیب زمینی با واچر 60 درهم شد. بعد از تجربه امروز برای روزهای بعد به این نتیجه رسیدیم که به جای اینکه سیب زمینی و نوشابه رو با مبلغ 27 درهم از فست فودها بگیریم, یه کامبو مکدونالد که شامل برگر دبل و نوشابه و سیب زمینی سایز بزرگ هست رو به مبلغ 21 درهم بگیریم خیلی به صرفه تر در میاد و علاوه برحجم بیشتر سیب زمینی و نوشابه یه دابل برگر مکدونالد هم برای میان وعده هامون باقی میمونه.

بعد از اینکه انرژی گرفتیم, امارات مال رو حسابی گشتیم و چند دقیقه ای نظاره گر پیست اسکی بودیم.

مرکز خرید امارات مال

59.jpg

به این فکر میکردیم که چطور اماراتی ها معنی و مفهوم غیر ممکن رو زیر سوال بردن و هرچیزی که اراده کردن در کشورشون فراهم کردن. درسته همه چی کاملا مصنوعی هست ولی همینکه تونستن با همین کارها این همه توریست رو از سراسر دنیا به کشورشون جذب کنن, جای تحسین داره.

پیست اسکی امارات مال

60.jpg61.jpg

طبق معمول از هیچ فروشگاهی نتونستیم خریدی داشته باشیم و فقط وقتمون رو با گشت و گذار و دیدن عظمت این مال به سر بردیم.

حدودا ساعت 10:30 شب از امارات مال با مترو به سمت هتل برگشتیم و روز دوممون رو هم به پایان رسوندیم.

روز سوم- چهارشنبه 8/01/97: (مرکز شهر دبی, )

امروز تصمیم داشتیم که به مرکز شهر دبی بریم. یه سری خرید مثل ایرپاد و اپل واچ به سفارش برادرم باید انجام میدادیم که بهترین قیمت رو در مرکز شهر داشتن.

با مترو به سمت ایستگاه Al Ras Metro Station رفتیم و از اونجا به سمت میدان جمال رفتیم. این قسمت مرکز فروش لوازم الکترونیکی بود. روز قبل در مراکز خرید از نمایندگی هایی مثل شرف دی جی و اپل, قیمت رو پرسیده بودم. قیمت ایرپاد در این نمایندگی ها 690 درهم بود ولی تو مرکز شهر با احتساب مالیات 620 درهم میشد. کیف ایرپاد هم که اینجا 30 درهم بود, نمایندگی ها 60 درهم میدادن.

خلاصه کلی خوش به حال برادرم شد و تونستیم براش علاوه بر قیمت خیلی پایین تر از ایران, حتی از قیمت های دبی هم مناسب تر خرید کنیم. یه فرصتی هم پیش اومد تا بتونیم اسکله دبی, بازار ادویه و بازار طلا فروش ها رو ببینیم.

مرکز شهر دبی

62.jpg63.jpg

امروز هوا حسابی گرم بود, همش با خودم میگفتم آخه چطور مسافرها میتونن در فصل های گرم سال به دبی سفر کنن! تو اون فصل ها با این شرایط دو دقیقه هم نمیشه در سطح شهر پیاده روی کرد و تمام طول سفر یا باید با تاکسی جا به جا شد یا اینکه در مراکز خرید سرپوشیده بود.

با پرس و جو بالاخره بازار ادویه یا همون Dubai Spice Souk رو پیدا کردیم که یکی از جاذبه های گردشگری دبی به حساب میاد. بازار ادویه داخل کوچه پس کوچه های باریکی قرار داره که شکل مغازه ها کاملا سنتی هستن. قدمت این بازار به 50 سال میرسه و بافت کاملا سنتی رو در این بازار میشه دید.

کنار هر مغازه کیسه های بزرگی از انواع ادویه ها و میوه های خشک و ترشی جات قرار داره. فروشنده ها از هر ترفندی برای فروش اجناسشون استفاده میکنن.

بازار ادویه دبی(عکس از اینترنت)

64.jpg

بالاخره بعد از دیدن کلی مراکز خرید مدرن دبی دیدن این بازار برامون لذت بخش بود ولی بوی تند ادویه ها و گرمای هوا بهمون اجازه گشتن بیشتر رو نمیداد.

به خاطر بوی خیلی تند و شدید ادویه ها من اصلا نتونستم خیلی تو این بازار بمونم و خیلی زود از بازار ادویه بیرون اومدیم و به سمت بازار طلا فروشی یا Dubai Gold Souk رفتیم. این دو بازار در نزدیکی همدیگه قرار دارن. با اینکه قصد خرید طلا نداشتیم ولی دیدن مکانی که بیش از 20 درصد خرید طلای جهان اینجا انجام میشه لذت بخشه.

بازدید از این بازار برای ما حکم بازدید از یه موزه ی طلا رو داشت. انقدر طلاها سنگین و بزرگ بودن که ما به این فکر میرفتیم که چه کسی میتونه این طلاهارو بخره!

بازار طلای دبی(عکس از اینترنت)

65.jpg65.1.jpg

بعد از کلی دیدن ویترین های مغازه ها با کلی آه و حسرت از این بازار بیرون اومدیم. من که کل اون روز رو با دیدن این طلا ها افسرده شده بودم و با خودم عهد بستم که دیگه از این شکنجه های روحی و روانی به خودم در سفر ندم.

تو این منطقه یه رستوران سنتی پیدا کردیم و شاورماهای لبنانی رو امتحان کردیم. به حدی طعم این ساندویچ خوب بود که اگر میشد هر روز میومدیم و از این شاورماها میخوردیم.  هزینه نهار امروز برای دوتا ساندویچ و نوشابه 25 درهم شد.

انقدر امروز گرما کشیده بودیم و راه رفته بودیم که دیگه رمقی برامون نمونده بود و تصمیم گرفتیم به هتل برگردیم و یه استراحت کوتاهی کنیم.

طبق معمول عصر به محوطه باز هتل اومدیم و چای و نسکافه و کیک خوردیم و یه انرژی تازه گرفتیم. هرچقدر که آفتاب ظهر داغ و سوزان بود خداروشکر عصر ها هوا فوق العاده بهاری و لذت بخش میشد و ادم دوست داشت ساعت ها تو این فضا بشینه و به بلبل ها و گنجشک ها غذا بده. ترکیه اطراف ادم رو همیشه سگ و گربه های خسته میگیرن ولی اینجا پر از پرنده های پرو بود که اصلا از ادم ها نمیترسیدن و هر وعده غذایی که داشتیم تو هتل رو با این پرنده های دوست داشتنی میخوردیم. کلی از زمان صبحانه مون صرف بازی و غذا دادن به این پرنده ها میشد.

برای شب تصمیم گرفتیم که به خیابان الرقه بریم. تعریف این خیابان در منطقه دیره رو زیاد شنیده بودیم. یکی از خیابان های دبی که شب های زنده ای داره.

مجددا با مترو به ایستگاه Union رفتیم.  چندتا مرکز خرید هم در اینجا قرار داشت که میگفتن قیمت های خوبی دارن و میشه ازشون خرید خوبی کرد. ما هم به امید یه خرید خوب برای خودمون و سوغاتی هامون,  اول به فروشگاه دی تو دی که یکی از شعبه هاش اینجا بود, رفتیم. انقدر کیفیت اجناس پایین و بد بود که نمیشد به این اجناس نگاه کرد. تنها چیزی که در این فروشگاه قابل خریدن و به صرفه بود, نماد های شهر دبی بود که قیمت های خیلی پایین و مناسبی داشتن و ما تونستیم نماد برج عرب و برج خلیفه رو با اندازه متوسط هر کدوم 10 درهم بخریم. که همین نمادها در جاهایی دیگه قیمتی بین 30 تا 100 درهم داشتن!

از دی تو دی که دیدن کردیم به سمت مرکز خرید الغریر رفتیم. مثل مراکز خرید دیگه اینجا هم قیمت ها خیلی بالا بود.

مرکز خرید الغریر

66.jpg

گشت کوتاهی در این مرکز خرید داشتیم و با گوگل مپ به سمت مرکز خرید Reef Mall رفتیم. این مرکز خرید که کلا هیچی نداشت و به حدی کوچک بود که در عرض 10 دقیقه همه اش رو گشتیم.

مرکز خرید ریف

67.jpg68.jpg

نزدیک Reef Maal انصار گالری هم بود که اون هم یه جایی مثل همون دی تودی با اجناس بی کیفیت و ارزون بود که واقعا ارزش خرید نداشتن.

گشتن تو مراکز خریدی که در انتها منجر به خرید نشه و فقط باید با ویندو شاپینگ خودت رو سرگرم کنی به نظرم خیلی خسته کننده اس و انرژی ادم رو حسابی میگیره. غیر از نمایندگی های ورزشی بقیه مغازه ها حتی لباس هایی که با سلایق ما جور باشن هم نداشتن! من تعجب میکنم که چطور میگن دبی برای خرید خوبه!

در نهایت خسته و ناامید از یه خرید خوب, به سمت خیابان رقه (All Riga) رفتیم.

خیابان رقه در روز

69.jpg

خیابان رقه در شب

70.jpg

خیابان Al Riga مکان خوبی برای پیاده روی شبانه و رستوران گردی هست. هوا حسابی مطبوع بودو قدم زدن بین این همه توریست که هر کی سرگرم کاری هست لذت بخشه, بین رستوران هایی که تماما علاوه بر بخش داخلی, قسمتی رو هم در پیاده رو داشتن, یک رستوران عربی انتخاب کردیم. اینجا هم شاورماهای لبنانی میفروختن, هنوز مزه شاورمایی که نزدیک بازار ادویه خورده بودیم زیر زبونمون بود, چون ساندویچ هاش کوچک بودن سه تا شاورما سفارش دادیم و یه مفتح با گوشت هم سفارش دادیم که بینهایت خوشمزه بود. قیمت غذا اینجا خیلی مناسب بود. حجم مفتح انقدر زیاد بود که یه ظرف برای دو نفر کافی بود. در کنار مفتح, سالاد و ماست و یه سس مخصوص هم سرو می شد. در کل شام امشب همراه با نوشابه 30 درهم شد.

رستوران عربی ساندویچ کلوب

71.jpg

مفتح

72.jpg

با خوردن غذا حسابی انرژی گرفتیم و خستگیمون در رفت. مسیر رو همچنان ادامه دادیم. توی این خیابون چندتا شعبه فروشگاه های ارزون مثل ارزالهدایا و فروشگاه بالیوود بود که یک از یک اجناس بی کیفیت تری داشتن.

در نهایت به یکی از شعب جویس ورد رسیدیم. علاوه بر آبمیوه های این فروشگاه, ویترین و دکور مغازه های جویس ورد بسیار خاص و مشتری جذب کن هستن.

ویترین جویس ورد

73.jpg

بخشی از فروشگاه رو با میوه های طبیعی, سازه های میوه ای خیلی جذاب درست کرده بودن. کلی توریست جمع شده بودن تا این محوطه خلوت بشه و بتونن با این سازه های میوه ای عکس بگیرن.

سازه هایی با میوه های کاملا طبیعی

74.jpg75.jpg76.jpg

ما هم بعد از کلی عکس بازی, دوتا آبمیوه طبیعی سفارش دادیم. قیمت تمام آبمیوه ها برای لیوان کوچک 7, متوسط 10 و بزرگ 15 درهم بود. که قیمتشون نسبت به دبی واقعا مناسب بود. آبمیوه ها حسابی طبیعی و تازه بود.

بالاخره بعد از کلی پیاده روی, خودممون رو به مترو رسوندیم و تقریبا با آخرین مترو که حدودا ساعت 11:30 شب حرکت میکرد, به هتل برگشتیم.

برنامه بعدی امشب استفاده از برنامه های شبانه هتل کراون پلازا بود که چهارشنبه شب ها مخصوص ایرانی هاست. ما هم که از هر لحظه باید استفاده میکردیم, با وجود خستگی زیاد دلمون نیومد این برنامه رو از دست بدیم. ورودی تا قبل از ساعت 12 شب برای خانم ها رایگان و برای اقایون 50 درهم هست.بالاخره ساعت 3:30 صبح دل کندیم و به سمت هتل رفتیم. انقدر امنیت خیابان های این اطراف بالاس که حتی احساس ناامنی هم بهمون دست نمیداد. تا هتل کلا 10 دقیقه پیاده فاصله بود.

 

روز چهارم 9/01/97:

امروز تصمیم داشتیم که به میراکل گاردن و گلوبال ویلیج بریم. به خاطر همین صبح خیلی عجله ای نداشتیم.  انقدر خسته بودیم که قید صبحانه خوشمزه هتل رو هم زدیم و تا ساعت 11 خوابیدیم.

با این خواب حسابی جون گرفتیم و برای برنامه های امروز اماده شدیم و با مترو به سمت امارات مال رفتیم.

بعد از یه گشت کوتاه به فود کورت امارات مال رفتیم و 2تا مکدونالد کمبو که هر کدوم 21 درهم بودن و یه سوخاری KFC , 15 درهم خریدیم. نهار رو که خوردیم به سمت اتوبوس ها رفتیم.( ساعت حرکت اتوبوس ها از 14 هست.)

مکدونالد

77.jpg

کرایه اتوبوس برای میراکل گاردن نفر 7.5 درهم بود. حدودا 1 ساعت تو راه بودیم تا بالاخره رسیدیم.

امروز هم هوا حسابی گرم بود و خیلی گرما کشیدیم. میراکل گاردن بینهایت جذاب و دیدنی بود. اینکه وسط یه صحرا تو دل یه بیابون همچین باغی ساخته بشه واقعا جای تحسین داره. شاید اگر این باغ رو تو هر کشور و شهر دیگه ای میدیدم انقدر برام جذاب نمیشد ولی اینکه ببینی چطور از تو دل این بیابون چنین باغی اون هم به خواست و دست بشر ساخته شده جای حیرت داره. با دیدن این باغ به اسم این باغ پی بردم که واقعا غیرممکنی وجود نداره و برای این بشر هر کاری شدنی هست, فقط کمی تا اندکی مدیریت می خواد.

میراکل گاردن

78.jpg79.jpg80.jpg81.jpg82.jpg

جاهای دیدنی پارک مسقف نبودن. بهتر بود که بعدازظهر برای دیدن این پارک میومدیم ولی از اون طرف هم برای رفتن به گلوبال ویلیج دیر میشد.

زیبایی های باغ و گل های رنگارنگ انقدری بود که زیر این آفتاب سوزان ارزش دیدن رو داشته باشه. وسط راه یه صدای گوشنوازی از قسمت آمفی تاتر به گوشمون رسید. خودمون رو به محل رسوندیم. اقایی در حال نواختن فلوت بود که واقعا در این کار تبحر داشت. علاوه بر این موزیک زیبا, اینکه چطور زیر این افتاب سوزان به صورت پیوسته داره ساز میزنه واقعا تعجب برانگیز بود.  کمی اینجا نشستیم و خستگی در کردیم, دوباره رفتیم و قسمت های بعدی رو دیدم. هر قسمتی واقعا متفاوت دیزایین شده بود و سازه های هر بخش متفاوت با بخش دیگه ای بود. جذاب ترین بخش مربوط به هواپیمای امارات بود که یک هواپیمای با شکوه از جنس گل در وسط باغ گذاشته بودن.

میراکل گاردن

83.jpg84.jpg86.jpg87.jpg

بعد از هر یه ربع پیاده روی نیاز به تجدید قوا داشتیم. خودمون رو به یکی از قسمت های استراحتگاه رسوندیم. اینجا هر بطری اب 7 درهم, نوشابه کوکاکولا 10 درهم و هر اسکوپ بستنی 12 درهم بود که برای ادامه مسیر راهی غیر از خرید نداشتیم.

یه بطری آب و یه بستنی دو اسکوپه و یه نوشابه خریدیم که در کل 41 درهم ناقابل شد!

خدارو شکر افتاب داشت کم جون تر میشد و بعد از یه استراحت زیر تونل های گلی که با چترهای رنگارنگ تزیین شده بودند, جون دوباره گرفتیم و بقیه مسیر رو ادامه دادیم. بخش بعدی یک تراس زیبا بود که اون بالا میتونستیم به صورت 360 درجه کل پارک رو ببینیم. اینکه معماری این باغ به شکل دایره هست از این بالا خیلی دیدنی بود. چندجایی رو که هنوز ندیده بودیم رو شناسایی کردیم و به سمتشون رفتیم.

بعد از اینکه مطمین شدیم که کل باغ رو گشتیم به سمت درب خروجی رفتیم. کنار درب خروجی راننده های تاکسی به سبک ایرانی ها سمتمون میومدن. از یکیشون برای گلوبال ویلیج پرسیدیم که با قیمت 60 درهم مواجه شدیم. اینها تاکسی نبودن و ماشین های شخصی بودن که به هیچ عنوان نباید با این ماشین ها رفت.

چند تاکسی کنارمون ایستاد و ازشون در مورد کرایه پرسیدیم که همه میگفتن 40 درهم بدون تاکسی متر. تا یکی از این تاکسی ها قبول کرد که برامون تاکسی متر بزنه. دوتا خانوم روس هم میخواستن به گلوبال ویلیج برن و با هم یه تاکسی گرفتیم که هزینه تاکسی 25 درهم شد و تقسیم بر 2 اش کردیم.

روزهای دوشنبه, در دبی روز خانواده به حساب میاد و برای ورود به گلوبال ویلیج خانم ها باید با شلوار و لباس آستین دار پوشیده باشن و اقایون مجرد هم اجازه ورود ندارن.

گلوبال ویلیج حدودا 10 دقیقه تا میراکل گاردن فاصله داشت.  به محض اینکه رسیدیم با جمعیت زیادی رو به رو شدیم. بلیط ورودی گلوبال ویلیج نفری15 درهم بود. طرفای ساعت 7 به گلوبال ویلیج رسیدیم که افتاب در حال غروب کردن بود  و هوا حسابی مطبوع شده بود و از اون گرمایی که در میراکل گاردن کشیدیم خبری نبود.

ورودی گلوبال ویلیج

88.jpg89.jpg

به همین خاطر لذت قدم زدن و بازدید کردن از این مجموعه زیبا چند برابر شد. ورودی این مجموعه با نمایی زیبا از مسکو بود. در بدو ورود بسیاری از بناهای معروف دنیا از جمله برج ساعت لندن, پیزا, تاج محل و بناهای دیدنی دیگه قرار داشتن.

ورودی مسکو

cIX2j3iZKow0lo2c9kswwjqwmGZ6SQN7VY2zABTt.jpeg

نمایی از گلوبال ویلیج

1phtcHjvqk6vG3vbOdX9vgKg2SlKqah1eDYMLpSu.jpeg

با ورود به این محل در نصف روز میشه با آثار معروف و برجسته ی دنیا آشنا شد. گلوبال ویلیج واقعا دیدنی و عالی هست و ارزش رفتن رو داره.

تو این محوطه زیبا قدم زدیم و از یه سالن و کشور به سالن و کشور دیگه میرفتیم. از ساعت 8 شب به بعد برنامه های جذاب این مجموعه شروع میشد. توضیحات بیشتر مربوط به این بناها رو به عکس ها میسپارم.

ورودی چین

92.jpg

ورودی هند با تاج محل

93.jpg

برج ساعت لندن

94.jpg

سالن اپرا استرالیا

95.jpg

ورودی ترکیه

96.jpg

اهرام ثلاثه مصر

97.jpg

اولین برنامه نمایش کشور هند در امفی تاتر این مجموعه بود. رقص و هماهنگی این گروه واقعا جذاب  بود. نیم ساعت بی وقفه با مدل های لباس متنوع و صحنه های جالب نمایش اجرا کردن.

نمایش کشور هند

98.jpg