مقدمه:

تصمیم به سفر از اونجایی شروع شد که عمان ایر اوایل ماه ژانویه تخفیف 50 درصدی رو برای تمامی مسیرهای پروازی به مناسبت بیست و پنجمین سالگردش گذاشته بود که علاوه بر اون  یک آژانسی یک کوپن 10 درصدی تخفیف واسم ایمیل کرده بود که 48 ساعت اعتبار داشت (جهت خرید کلیه خدمات سایت). این دوتا موضوع بهانه خوبی برای طرح موضوع با پدرم (که عاشق حیات وحشه) بود و در نهایت منجر به خرید بلیط شد.

عمان ایر تخفیف رو فقط برای Low Season گذاشته بود یعنی فقط تا اخر ماه May میشد از این پروموشن استفاده کرد و باتوجه به بررسی وضعیت آب و هوا متوجه شدیم که تا اواسط ماه می در تانزانیا و کنیا فصل بارش موسمی می باشد به همین دلیل تاریخ بلیط را برای 17 به 30 می 2018 انتخاب کردم و از سایت خریداری شد. مسیر رفت رو  به دارالسلام (پایتخت تانزانیا) و مسیر برگشت رو از نایروبی (پایتخت کنیا). در مورد قیمت بلیط هم اینو بگم که حدودا 4 میلیون برای هر نفر هزینشه ولی برای ما باتوجه به پروموشن عمان ایر و آژانس نفری یک میلیون و هفتصد آب خورد.

01.jpgکارت پرواز عمان ایر

 

مدت زمان ترانزیت ما درمسیر رفت در فرودگاه مسقط حدود 15 ساعت و در مسیر برگشت 7 ساعت و نیم بود. از قبل اطلاعاتی در خصوص STPC  (هتل ترانزیت) داشتم و میدونستم که بعضی ایرلاین ها برای ترانزیت بالای 8 ساعت، هتل رایگان البته تو بعضی مسیرها میدن ولی برای آفریقا، عمان ایر بابت ویزای ترانزیت و ترانسفر و هتل نفری 65 دلار میگرفت که بهترین موقعیت بود که در مسیر آفریقا از شهر مسقط هم دیدن کنیم.

 

و اما پروسه گرفتن ویزا و آمادگی برای سفر :     

  • ویزا: برای سفرمون 3 تا ویزا لازم بود ، ویزای ترانزیت عمان که با پرداخت هزینه قبل از سفر به دفتر عمان ایر در تهران انجام شد ، ویزای تانزانیا که در ایران سفارت نداره و حتما باید در فرودگاه هنگام ورود گرفته میشد، ویزای کنیا که در تهران سفارت داره (البته اینم میشد تو فرودگاه گرفت ولی چون میخواستیم خیالمون راحتتر بشه از سفارت کنیا تو تهران گرفتیم)

پروسه گرفتن ویزای کنیا از سفارت در تهران خیلی راحت بود و فقط یک سری مدارک مثل : اصل پاسپورت، بلیط رفت و برگشت، رزرو هتل، مدرک شغلی و 50 دلار به ازای هر نفر که بعد از 3 روز ویزامون حاضر شد. اطلاعات بیشتر در سایت سفارت (kenyaembassytehran.co.ke )

 

02.jpgویزای کنیا

 

  • بیمه نامه: من همیشه برای بیمه مسافرتی، بیمه سامان رو با توجه به تعهدات و پوشش هایی که داره انتخاب میکنم. خیلی راحت از سایت  بیمه نامه 15 روزه 50 هزار یورویی رو به ازای هر نفر 72 هزار تومان خریداری کردم. نکته جالب اینکه بعد از خریدم فهمیدم روی این بیمه نامه 30 درصد تخفیف هزینه تاکسی فرودگاه ( شرکت تاکسی لوکس ) بود که ما هم ازش استفاده کردیم و بجای 75 هزار تومن، 52 هزار تومن دادیم برای رفتن به فرودگاه.
  • واکسیناسیون: برای دریافت ویزای تانزانیا حتما لازمه که کارت واکسن تب زرد رو همراهتون داشته باشید و ماهم برای زدن واکسن به انستیتو پاستور مراجعه کردیم و با پرداخت 30 هزار تومان به ازای هر نفر واکسن زدیم که 10 سال اعتبار داره .

03.jpgکارت واکسن تب زرد

برای مالاریا هم به خانه بهداشت غرب تهران واقع در خیابان استاد معین مراجعه کردیم که با توجه به مدت سفر به هر نفر 8 قرص (8 هزار تومن) داد که باید از دو هفته قبل از سفر شروع و تا یک ماه بعد از سفر ادامه پیدا می کرد (هفته ای یک دونه)

04.jpgقرص مفلوکین(مالاریا)

 

  • ارز مسافرتی: برای یک سری از مسیر های نزدیک نفری 500 یورو و برای مسیر ما نفری 1000 یورو با نرخ دولتی (یورویی 5 هزار و صد تومان) میدادن که باید به یکی از پنج بانک ملی ، ملت ، سامان ، تجارت و پارسیان مراجعه میکردیم. حداکثر 4 روز قبل از سفر باید به بانک مراجعه و با مدارک لازم و پرداخت هزینه، حواله ارزی رو دریافت کردیم (ارز رو بعد از گیت خروج تو سالن ترانزیت میدن)

شروع سفر:

پروازمون 26 اردیبهشت ساعت 5:25 دقیقه صبح بود و ما برای ساعت 1:30 دقیقه بامداد تاکسی رو هماهنگ کردیم که بیاد دنبالمون.

 

05.jpgتاکسی جهت عزیمت به فرودگاه

بعد از رسیدن به فرودگاه برای اولین بار عوارض 220 هزار تومنی رو افتتاح کردیم (واقعا خیلی زور داشت) و رفتیم سالن ترانزیت برای گرفتن ارز مسافرتی. از شانس بد ما متصدی بانک فقط 500 یورویی داشت و پول درشت بهمون داد. هواپیما مدلش امبرایر(Embraer) بود که ساخت کشور برزیل هست و نسبتا کوچک بود (دوتا ردیف 2 نفره) و راس ساعت بلند شد و با صبحانه نسبتا خوبی ازمون پذیرایی شد.

06.jpgصبحانه عمان ایر

 

ساعت 7:15 دقیقه صبح بود که رسیدیم مسقط و مستقیم رفتیم کانتر ترانزیت عمان ایر. بعد از چک کردن پاسپورت و پر کردن یک فرم، برگه ای رو بهمون دادن که با همون برگه ویزا برامون صادر شد و رفتیم تو شهر. این برگه شامل : ترانسفر رفت و برگشت، هتل همراه با صبحانه ناهار شام بود.

 

07.jpg08.jpgفرودگاه مسقط

تاکسی فرودگاه مستقیم مارو برد هتل ایبیس(IBIS)  که بعد از خوردن صبحانه در هتل به جای اینکه بهمون اتاق سه تخته بدن، دوتا دوتخته دادن. در مورد هتل میتونم بگم که با اینکه سه ستاره بود ولی هتل واقعا خوبی بود.

09.jpgهتل ایبیس مسقط

 

10.jpgاتاق هتل ایبیس

 

11.jpgصبحانه هتل

هوای مسقط بسیار گرم و شرجی بود تا حدی که آدم پیاده تو خیابونها وجود نداشت. بعد از یک استراحت کوچک، رفتیم مسقط جراند مال ( چون حرف گ ندارن ) برای تبدیل یوروهامون. هزار یورو رو تبدیل کردیم به 1155 دلار و بعد از گشت و گذاری تو جراند مال برگشتیم هتل و ناهار خوردیم.جالبیش این بود که میگفتن اول یورو رو به ریال عمان تبدیل میکنن و بعد ریال عمان رو به دلار که 2 مرتبه کمیسیون بگیرن.

12.JPGنمایی از مرکز خرید جراند مال

 

13.JPG داخل مرکز خرید جراند مال

 

14.JPGناهار هتل ایبیس

 

عصر رفتیم مسجد سلطان قابوس و برگشتیم هتل برای شام. بعد از صرف شام که بسیار مجلل بود هتل برامون تاکسی گرفت و برگشتیم فرودگاه برای ادامه ی پروازمون به سمت دارالسلام با عمان ایر.

15.jpg شام هتل

ساعت 21:25 پروازمون به دارالسلام بود که با هواپیمای بویینگ 737 که کاملا نو بود انجام شد. مدت زمان پرواز 6 ساعت و نیم بود و ساعت 4 صبح رسیدیم به فرودگاه جولیوس نیر دارالسلام.

16.jpgبویینگ 737 عمان ایر

17.jpgفرودگاه جولیوس نیر دارالسلام

18.jpgمسیر پرواز روی مانیتورهای هواپیما

 

خیلی راحت با پرداخت 50 دلار ویزامون رو گرفتیم و جلوی فرودگاه سیمکارت وداکام  ((Vodacom رو به مبلغ 10 دلار شامل سه دلار شارژ و بقیه هم بابت هزینه سیمکارت و بسته یک هفته ای اینترنت پرداخت کردیم. تاکسی های فرودگاه هزینه 40 تا 50 دلاری برای رفتن به هتل اعلام میکردن که با کلی چونه زدن به 15 دلار راضی شدن و به سمت هتل حرکت کردیم . هتل ما در دارالسلام سافاری این(Safari inn) بود که از بوکینگ برای یک شب 30 دلار (برای سه نفر) رزرو کرده بودیم. در مورد هتل میتونم بگم که خیلی معمولی بود و ما هم فقط یک جایی برای خوابیدن میخواستیم. ساعت 6 صبح اتاق رو بهمون تحویل داد و رفتیم داخل اتاق.

19.jpgهتل سافاری این دارالسلام

 

جمعه 18 می : ساعت 11 صبح از هتل زدیم بیرون و اولین کاری که کردیم تبدیل پول بود. 50 دلار دادیم و 112 هزار شیلینگ تانزانیا گرفتیم. پس تا قبل از کنیا هرجا حرف از شیلینگ شد، هر شیلینگ رو 2 تومن خودمون حساب کنید(البته با نرخ دلار بانک مرکزی). اطراف هتل چرخی زدیم، از هتل ما تا جایی که ایستگاه کشتی زنگبار (مقصد دوم ما در تانزانیا) قرار داشت تقریبا سی دقیقه پیاده راه بود پس حرکت کردیم به طرف محل فروش بلیط کشتی زنگبار تا هم با فضای شهر آشنا بشیم و هم آمار قیمت بلیط رو بگیریم.

 

20.jpgعکس از شهر دارالسلام

در مورد دارالسلام میتونم بگم که شهریست که فقر رو میشه به وضوح اونجا دید، کنار خیابونها مغازه هایی بود که غذاهای عجیب و غریب زیادی داشت که راستش چون ظاهر خوبی نداشت آدم رغبت نمیکرد اونجا غذا بخوره. واسه ناهار اومدیم هتل و کنسروهای تهران رو ترجیح دادیم به مریض شدن. بعد از ظهر هم رفتیم بیرون چرخی زدیم که چیزهای جالبی دیدیم مثل پوست کندن پرتغال تازه!

21.jpg پوست کندن پرتغال توسط میوه فروش

هزینه ها: 150 دلار ویزا برای سه نفر، 10 دلار سیمکارت، 15 دلار تاکسی، 30 دلار هتل، 9500 شیلینگ(تانزانیا) خرید میوه

 

شنبه 19 می: دیشب تو اینترنت سرچ کردیم و مناسب ترین پرواز از زنگبار به آروشا (نزدیکترین شهر به مرز کنیا ) رو پیدا کردیم که قیمتش نفری 54 دلار بود. صبح به هرجا زنگ زدیم قیمت های بالای 100 دلار و حتی 150 دلار اعلام میکردن واسه همین مجبور شدیم با اوبر بریم فرودگاه به دفتر اوریک ایر (Auric Air). بعد از خرید بلیط زود برگشتیم و اتاق رو تحویل دادیم و با اوبر رفتیم به سمت اعظم مارینه (محل فروش بلیط و سوار شدن به کشتی). هزینه بلیط به ازای هر نفر فرد غیرمقیم 35 دلار بود (که البته میشد با گرفتن برگه سوری اقامت تانزانیا نفری پنجاه هزار شیلینگ بدیم) ولی خب ما این کاررو نکردیم.

 

22.jpgبلیط کشتی اعظم مارینه

23.jpg23_.jpgکشتی زنگبار

راس ساعت 12:30 حرکت کرد و ساعت 2 بعدازظهر به جزیره زنگبار رسید. بعد از زدن مهر ورود توی پاسپورت ها وسایلمون رو تحویل گرفتیم. اولین مقصدمون توی زنگبار ساحل نونگوی (ساحل شمالی جزیره) بود. یک تاکسی با نرخ 40 هزارشیلینگ مارو برد تا نونگوی که حدودا 100 کیلومتره و نود دقیقه زمان برد. اسم راننده ابراهیم بود که شمارشو گرفتیم واسه روزای بعدی.

24.jpgابراهیم و تاکسی

حدودا ساعت 4 بود که رسیدیم به هتل، اسم صاحب هتل ماتیوس بود که خیلی مهمون نواز بود. بعد از کمی استراحت ماتیوس مارو برد تا مسیر ساحل رو بهمون نشون بده ساحل خیلی بزرگ نبود ولی شن های سفید و آب شفاف دریا ساحل رو دیدنی میکرد.

25.jpgساحل نونگوی

هزینه ها: 162 دلار خرید بلیط زنگبار به آروشا(هواپیما)، 105 دلار بلیط فری(کشتی) دارالسلام به زنگبار، 75 هزار شیلینگ کرایه تاکسی

یکشنبه 20 می : صبح زود رفتیم ساحل و حسابی شنا کردیم که واقعا لذتبخش بود و غیر قابل توصیف و بسیار تمیز و خلوت. بعدش یک توپ والیبال اجاره کردیم و با دوتا ماسایی ( قوم اصیل افریقایی) والیبال ساحلی بازی کردیم . قصد داشتیم که دو روز نونگوی بمونیم ولی ماتیوس بهمون گفت که زیباترین ساحل جزیره تو محله ای به اسم کندوا (kendwa) است. بعد از برگشتن از ساحل ، ماتیوس برامون ماشین گرفت و 20 دقیقه بعد تو کندوا بودیم. هتل کندوا برای یک خانم ایتالیایی بود و فراتر از انتظار ما بود که به ساحل هم خیلی نزدیک بود. اسم هتلمون تو کندوا رویال پالم بود که برای شب اول 55 دلار و برای شب دوم خوده مانولا(صاحب هتل) گفت 35 دلار بدین.

26.jpgهتل رویال پالم کندوا

 

بعدازظهر رفتیم ساحل که به قدری زیبا بود که شگفت زده شدیم. ساحلی بسیار بزرگ و تمیز که واقعا خلوت بود و قابل مقایسه با نونگوی نبود. کنار ساحل دوتا فروشگاه لوازم چوبی محلی و دست ساز بود که از اونا هم دیدن کردیم ولی چیزی نخریدیم.

27.JPG28.JPGساحل کندوا

هزینه ها: هتل نونگوی 40 دلار، هتل کندوا 55 دلار، ناهار و شام سی هزار شیلینگ

دوشنبه 21 می : صبح زود قبل از طلوع آفتاب رفتیم ساحل و حسابی تو دریا شنا کردیم. کنار ساحل آدمهایی بودن که تورهای مختلفی رو پیشنهاد میدادن به جزیره های کوچکتری که اطراف زنگبار بودن. بعد از کلی چونه زدن، تور غواصی و ناهار نزدیک جزیره ممبا (mnemba) جزیره ی اختصاصی بیل گیتس رو به قیمت 65 دلار برای سه نفر خریدیم و کشتی اومد دنبالمون و بعد از 2 ساعت رسیدیم به جزیره بیل گیتس.طبق گفته های افراد بومی این جزیره تا 300 سال آینده در اجاره ی بیل گیتس بوده و هیچکس حق ورود به آن را ندارد.

29.jpgجزیره بیل گیتس(mnemba)

نزدیک های جزیره بیل گیتس قایق ایستاد و پریدیم توی آب و حسابی غواصی کردیم.توصیف زیبایی دنیای زیر آب و صحنه های مشاهده شده با نوشتار واقعا ممکن نیست. بعد به ساحلی نزدیک جزیره رفتیم که ناهار بخوریم. ناهار برنج و خورشت بود و ماهی تونا (Tuna Fish) که بسیار لذیذ بود هم برامون درست کرده بودند.

30.jpg31.jpg31_.jpg ناهار و ماهی تونا و میوه های اسلایس شده

 

تو مسیر برگشت دلفینها رو دیدیم که قایق ایستاد و کلی لذت بردیم از دیدنشون که حدود 12 تایی بودند.

32.jpgدلفینها

اومدیم هتل و یک مقدار استراحت کردیم و مجددا به ساحل رفتیم برای خوردن آب نیشکر. لیمو رو بین شاخه ی نیشکر میذاشتن و آب نیشکر رو میگرفتن که واقعا عالی بود.

33.jpgمعجون فوق العاده و ترکیبی نیشکر

تو رستوران هتل همیشه موزیک های آفریقایی میذاشتن که خیلی شاد بود و آدم رو به وجد میاورد.که خواننده این موزیک های شاد کسی نبود جز باب مارلی(BOB MARLEY)

34.jpgبرده ماسایی در هتل کندوا

هزینه ها: غواصی به همراه ناهار برای سه نفر 65 دلار، هزینه هتل کندوا برای شب دوم 35 دلار (بعد از چونه زدن)، غذا و میوه 20 هزار شیلینگ

سه شنبه 22 می : مردد بودیم که بریم استون تاون (stone town) یا نه چون توی کندوا خیلی خوش گذشته بود اما به سختی از کندوا دل کندیم و زنگ زدیم ابراهیم که بیاد و مارو به استون تاون ( قسمت قدیمی جزیره) ببره. تو مسیر برگشت رفتیم به مزارع ادویه و اونجا فرد راهنمایی وجود داشت که انواع و اقسام گیاه ها و درخت ها رو برامون توضیح داد و بعدشم برامون انواع میوه ها رو سرو کرد که بسیار دلچسب بود.همزمان با بازدیدمون یکی از افراد با برگ های درختان واسه هر 3 نفرمون کلاه و کراوات درست کرد که خیلی قشنگ و زیبا بود و بسیار هنرمندانه.

 

35.jpg35_.jpgگیاه مخصوص ساخت رژلب

 

36_.jpg36.JPGکلاه و کراوات بافته شده برای ما با برگ آناناس

 

37.JPGلذت نوشیدن نارگیل تازه با طعم بهشتی

ساعت 4 رسیدیم استون تاون ولی چیزی نبود که انتظارشو داشتیم. هتلمون نزدیک یک بازار ماهی بود(هتل فونگونی پالاس) که برای اومدن و رفتن به هتل باید از جلوی این بازار ماهی رد میشدیم که بوی بسیار بد و غیرقابل تحملی داشت ! عصر توی استون تاون چرخی زدیم و به بازار فرودهانی رفتیم. نشد جایی بریم چون هم هوا تاریک میشد هم ترجیح دادیم زود برگردیم هتل.

38.JPGنمایی از استون تاون از بالای هتل

هزینه ها: تاکسی 50 هزار شیلینگ، هتل 50 دلار،ناهار و شام 25 هزار شیلینگ

 

چهارشنبه 23 می : قرار بود ساعت 1 ظهر ابراهیم بیاد دنبالمون که بریم فرودگاه پس صبح زود بیدار شدیم و بعد از چرخی تو شهر و صرف صبحانه تو هتل ، آماده رفتن شدیم.

39.JPGصبحانه هتل فونگونی پالاس

 

40.jpgنقشه کلی شهر زنگبار

 

پروازمون ساعت 3 بود، قرار بود از زنگبار بریم آروشا که بتونیم به راحتی بریم کنیا. با یک ساعت تاخیر سوار هواپیما شدیم و اما هواپیما ! تجربه ی فوق العاده ای بود. یک هواپیمای ملخی که با خلبان و کمکش فقط 12 نفر ظرفیت داشت. اسم این هواپیما کاراوان بود که ساخت کشور کانادا هست اولش خیلی ترس و دلهره داشتم ولی واقعا مطمئن بود و بسیار خوب که تو ارتفاع تقریبا پایینی هم پرواز میکرد که منظره های بسیار جالبی دیده میشد.

41.jpgهواپیمای ملخی کاراوان

 

42.jpg کارت پرواز اوریک ایر

 

43.jpgخلبان پرواز

 

44.jpg45.jpgنمای شهر از داخل هواپیما

پروازمون تو دارالسلام توقفی یک ساعته داشت و دوباره بلند شد و طرفای ساعت 7 عصر رسیدیم به شهر آروشا. شهر آروشا به دلیل نزدیک بودن به کوه کلیمانجارو هوای خیلی خنکی داشت .

46.jpg منظره کلیمانجارو از داخل هواپیما

فرودگاه آروشا وسط بیابون بود(یعنی منطقه ای بیرون از شهر و غیر مسکونی) و فقط باید از خوده فرودگاه تاکسی میگرفتیم اما بازم اصل چونه زدن رو رعایت کردیم و با قیمتی مناسب ماشین گرفتیم و رفتیم به اتاقی که از بوکینگ رزرو کرده بودیم به نام حکیما هاوس. صاحب خونه ای که اتاق رزرو کرده بودیم اسمش جکسون بود و حدودا 7 تا اتاق برای اجاره داشت و مهمون هایی از آلمان و هلند هم اونجا بودن که البته کوله گرد(BackPacker) بودند. اینم بگم که جکسون واقعا آدم مهمون نواز، مهربون و خیلی بامعرفتی بود در کنار آشپزی حرفه ای که بلد بود.

وقتی رسیدیم اونجا شب بود و بهمون پیشنهاد داد که با قیمت 20 هزار شیلینگ غذا برامون درست کنه و ما هم قبول کردیم که در عرض 45 دقیقه یک ماکارونی خوشمزه همراه با گوشت تکه ای واسمون درست کرد که خیلی هم خوشمزه بود.

47.jpgشام پخته شده توسط جکسون

هزینه ها : تاکسی 27 هزار شیلینگ، 20 هزار شیلینگ غذا، 60 هزار شیلینگ هزینه اتاق

 

پنجشنبه 24 می : دیشب با جکسون حسابی رفیق شدیم و بهش گفتیم که فردا صبح میخوایم بریم برای نایروبی بلیط اتوبوس بگیریم و در کمال ناباوری گفت خودم صبح میرم براتون میخرم!

صبح که بیدار شدیم جکسون برامون صبحانه درست کرده بود و بعد از صرف صبحانه بلیط هایی که خریده بود رو بهمون داد که واقعا خیالمون رو از بابت بلیط اتوبوس راحت کرد. بلیطمون برای ساعت 5 عصر بود که بعداز صرف ناهار(که اونم جکسون برامون پخت) رفتیم و سوار اتوبوس شدیم و اما اتوبوس!

48.jpgبلیط اتوبوس

49.pngتصویر یادگاری در ترمینال اتوبوس با جکسون(پروفایل واتساپ جکسون)

50.jpg منزل جکسون

اتوبوس خیلی جدید نبود و با سرعتی در حدود 140 کیلومتر برساعت میرفت که واقعا با جاده هایی که افریقا داره وحشتناک بود. ساعت 8 رسیدیم به مرز و بعد از چک کردن پاسپورتها و کارت واکسن تب زرد، مهر ورود کنیا رو برامون زدن و دوباره سوار اتوبوس شدیم و 10 شب رسیدیم به نایروبی پایتخت کنیا.

هزینه ها: 66 هزار شیلینگ بلیط اتوبوس، 40 هزار شیلینگ غذا و ترنسفر، 500 شیلینگ(کنیا) تاکسی

 

جمعه 25 می : دیشب رسیدیم نایروبی و اومدیم به خونه ای که از بوکینگ رزرو کرده بودیم. نایروبی برخلاف شهرهای تانزانیا پیشرفته و مدرن به نظر میرسید. واحدی که اجاره کردیم تو یکی از محله های خوب نایروبی به اسم kileleshwa  بود.

51.jpg نایروبی

صبح بیدار شدیم و روز اول رو گذاشتیم برای آشنایی با شهر و رفتیم بیرون. هوای خنک، ماشین های لوکس، آدمهای سیاه پوستی که دیگه حس فقر رو بهت منتقل نمیکردن و حس امنیت از ویژگیهای نایروبی بود.

واحد پولی کنیا هم شیلینگ بود اما این کجا و آن کجا. از اینجا به بعد منظورم از شیلینگ، شیلینگ کنیاست . هر شیلینگ کنیا معادل 50 تومان ما بود که برای تبدیل قیمت اجناس حسابی مارو به زحمت انداخت. اولین کاری که کردیم این بود که رفتیم به YAYA Center  و 100 یورو رو به 11500 شیلینگ کنیا تبدیل کردیم.

52.jpg شیلینگ کنیا

سیم کارت هم باید میخریدیم پس همونجا رفتیم به فروشگاه سافاری کام (safaricom) و به ازای هر سیمکارت 100 شیلینگ که برای سه سیمکارت و شارژشون مجموعا 700 شیلینگ دادیم.

از فردا فقط 4 روز زمان داشتیم پس با صاحب خونه صحبت کردم تا جاهای دیدنی رو بهمون معرفی کنه از فردا شروع کنیم.

53.jpg مکانهای پیشنهادی صاحب خانه

هزینه ها: سیمکارت 700 شیلینگ(کنیا)، میوه و غذا و خرید آب معدنی 2 هزار شیلینگ

 

شنبه 26 می: اولین جایی که برای دیدن انتخاب کردیم جنگل کارورآ بود. خوشبختانه تو نایروبی اوبر کار میکرد پس اوبر گرفتیم و رفتیم جنگل و بعد از پرداخت ورودی 600 شیلینگ به ازای هر نفر، وارد جنگل شدیم.

54.jpgورودی کارورآ

55.jpgنقشه جنگل کارورآ

 

درخت هایی که ارتفاعشون به 40 متر میرسید ! بعد از پیاده روی یک ساعته به آبشاری رسیدیم که خیلی بزرگ نبود ولی زیبا بود.

56.jpgآبشار

تو مسیر حیوونی رو دیدم که شبیه آهو بود و طبق گفته ی مامورهای پارک ، از ارتفاع افتاده بود و مرده بود.

57.jpg

بعد از دیدن 2 غار نسبتا کوچک در مسیر برگشت به سمت درب خروج، اوبر زدیم و رفتیم برای دیدن موزه ملی نایروبی.

همه چیز خوب بود تا رسیدیم به گیت خرید بلیط موزه و دیدیم که باید نفری 1500 شیلینگ برای دیدن موزه بدیم که همین دلیل باعث شد از دیدن موزه صرف نظر کنیم و برگردیم هتل.

58.jpg موزه ملی نایروبی

 

نزدیک خونه پارک جنگلی Arboretum بود که عصر رفتیم اونجا. پارک بزرگی بود و ارزش دیدن داشت. توی قسمتی از پارک که خصوصی بود مراسم عروسی درحال برگزاری بود که ما هم برای دیدن عروسی تا جلوی در رفتیم ولی حیف دعوت نبودیم !

59.jpgArboretum

هزینه ها : تاکسی ها 800 شیلینگ، ورودی جنگل برای سه نفر 1800 شیلینگ، هزار شیلینگ غذا

 

یکشنبه 27 می: یک روز خاطره انگیز ! برنامه ریزی امروز برای پارک ملی حیات وحش نایروبی بود(Natinal Park Nairobi). صبح ساعت 7 رفتیم به سمت پارک و رسیدیم به اولین گیت پارک که ازمون سوال کردن ماشین دارین یا نه و خودشون برامون یک تویوتا  مخصوص حیات وحش هماهنگ کردن و اومد جلوی گیت.

60.jpgتویوتا لندکروز سافاری

هیجان انگیز بود. هزینه ی ورودی پارک نفری 43 دلار بود و ماشین ازمون 105 دلار گرفت که فقط خودمون سه نفری تو ماشین بودیم . اولش یکم حالمون گرفته شد چون خیلی هزینش زیاد شده بود اما وقتی رفتیم داخل پارک همه چیز تغییر کرد.

61.jpg ورودی پارک ملی نایروبی

سقف ماشین کامل باز بود و ایستاده به تماشای مناظر طبیعی و حیات وحش پرداختیم. راننده ماشین های پارک از طریق بی سیم باهم در ارتباط بودن و هر حیوونی که میدیدن سریع به همدیگه خبر میدادن و همه میومدن اونجا. پارک بسیار بزرگ بود به طوری که ما 5 ساعت با ماشین تو پارک بودیم و هیچ جای تکراری نرفتیم !

62.jpgراننده سافاری

فقط میتونم بگم فوق العاده بود، از شیر و گراز و کرگدن گرفته تا آهو و زرافه و اسب آبی و بوفالو و ... با دوربین دوچشمی که راننده بهمون داد تماشای حیات وحش دلچسب تر هم شده بود. ون های عمومی و خیلی شلوغ هم برای حیات وحش بود (که قیمتش مناسبتر بود) ولی باید نشسته بیرون رو میدیدن که کیفی نداشت. در مورد پارک و زیبایی هاش فقط میتونم چندتا عکس بذارم که شاید مقداری از اون همه زیبایی رو توصیف کنه.

63.JPG64.JPG65.JPG66.JPG67.JPG68.JPG69.JPG70.JPG

تا ساعت 2 تو پارک ملی حیات وحش نایروبی بودیم و بعدش برای خرید سوغاتی رفتیم مرکز خرید گالریا که نزدیک پارک ملی بود. شنیده بودیم بهترین محل برای خرید بازارهای محلی ماسایی هست که هر روز هفته یک جای خاصی از شهر هستن. تو مرکز گالریا ماسایی ها بودن و ازشون چندتا چیز خریدیم ولی بعدا فهمیدیم که بازار ماسایی اصلی اونجا نبوده !

بعد از اینکه برگشتیم هتل و یکم استراحت کردیم طرفای ساعت 8 شب بود که رفتیم هایپرمارکت نایواس(24 ساعته باز هست) که در محله وست لند قرار داره و همه اجناسی که روزهای قبل خریده بودیم اونجا نصف قیمت بود. غذا و یه مقدار خوراکی خریدیم و چای هم برای سوغات.

71.jpgنایواس مارکت

هزینه ها: ورودی پارک و هزینه لندکروز 235 دلار، تاکسی 1500 شیلینگ، سوغات 8 هزار شیلینگ،غذا 2500 شیلینگ

 

دوشنبه 28 می: با راننده ای که دیروز رفتیم(اوبر) تا پارک ملی حیات وحش هماهنگ کردیم که بیاد و مارو با قیمت ده هزار شیلینگ ببره دریاچه ناکورو و بعدش نایواشا و هرکدوم هم 3 تا 4 ساعت توقف داشته باشیم. صبح ساعت 6 اومد دنبالمون و حدود ساعت 9 رسیدیم دریاچه ناکورو.توی مسیر منظره های فوق العاده ای وجود داشت که با قراردادن چندتا عکس ازشون گذر میکنم.

72.JPG73.JPG

وقتی رسیدیم ناکورو متوجه شدیم که ورودی اونجا نفری 60 دلاره در صورتی که راننده بهمون گفته بود 5 دلار. ما هم بیخیال شدیم و برگشتیم به سمت نایواشا نکته جالب این بود که توی مسیر پلیس جلوی ماشین رو گرفت و بعد از چک کردن مدارک گفت که کمربند عقب رو نبستین. راننده گفت که اینا دنبال بهونه هستن و بالاخره میخوان یه پولی بگیرن. گفت که باید هزار شیلینگ بدین وگرنه باید بریم اداره پلیس و ما هم 500 شیلینگ دادیم و قضیه تموم شد.

رسیدیم دریاچه نایواشا که وقعا غیر قابل توصیف هست یه قایق برای دو ساعت اجاره کردیم سه هزار شیلینگ که حسابی مارو دور تا دور دریاچه چرخوند و از دیدن اسب های آبی و دیگر موجودات توی جزیره ها لذت بردیم. اونجا یه جزیره هم وجود داشت که خیلی بزرگ و سرسبز بود و طبق گفته راننده قایق متعلق به آشپز دومین رئیس جمهور کنیا هست که بهش هدیه داده.

74.JPGنایواشا

75.JPGاسب های آبی

76.JPG77.JPG77_.JPGبرای ناهار هم ماهی سالمون و تیلاپیا ی تازه صید شده گرفتیم و واسه ی طبخ دادیم آشپزخونه هایی که اونجا وجود داشت و به همراه اوگالی (نوعی ترکیب برنج و سبوس) نوش جان کردیم که واقعا خوشمزه بود.

78.jpg79.jpgناهار نایواشا

هزینه ها: 500 شیلینگ اخاذی پلیس، 3 هزار شیلینگ قایق، ناهار 1500 شیلینگ،10 هزار شیلینگ تاکسی،5500 شیلینگ تسویه اتاق

 

سه شنبه 29 می: دیشب با سرچ زیاد بازار اصلی ماسایی رو میگن پیدا کردم که برنامشون رو براتون میزارم که هرروز یکجا جمع میشن و قیمت هاشون قابلیت چونه زنی بسیار زیاد داره.

 

80.pngبرنامه بازار ماسایی

81.jpg82.jpgبازار ماسایی

 

از اونجا چندتا مجسمه با قیمت خیلی خوب خریدیم و اوبر گرفتیم و اومدیم که جمع و جور کنیم برای رفتن به فرودگاه.

ساعت 9 شب با اوبر رفتیم فرودگاه جوموکنیاتا. جالبیش این بود که قبل از عوارضی مربوط به فرودگاه ، همه ی ماشینها باید تمام مسافرا رو پیاده کنن و از درب مخصوص وارد بشن و فقط راننده با ماشین از اونجا رد میشه که حسابی میگردن و دوباره بعد از عوارضی ما رو سوار کرد و به سمت ترمینال فرودگاه حرکت کرد.

83.jpgفرودگاه جوموکنیاتا

کارت پرواز رو گرفتیم و برای خروج از فرودگاه فقط به ما که ایرانی بودیم 3 تا فرم دادن که پر کنیم که در نوع خود جالب بود و از هیچکس چنین چیزی نخاستند.

سوار هواپیما شدیم و هر کدوم 3 تا صندلی رو در اختیار گرفتیم که راحت بخابیم تا مسقط. عمان ایر هم که با 2 سری شام مفصل ازمون پذیرایی کرد و بعد از یه توقف 7 ساعته در مسقط عازم تهران شدیم.

هزینه ها : سوغات 7500 شیلینگ، تاکسی هزار شیلینگ، ناهار هزار شیلینگ

 

نکات قابل توجه:

  • امنیت در زنگبار و کنیا از تانزانیا بیشتر هست اما امنیت موضوعی نسبی است و احتیاط شرط عقل. پس در تمام مکانها مراقب وسایل شخصی خود باشید.
  • برنامه سفر رو طوری تنظیم کنید که با تاریکی هوا به محل اقامت خود بازگردید.
  • توی نایروبی برای خرید مایحتاج روزانه به هایپرمارکت ها مراجعه کنین(مثل نایواس) چون آب معدنی اونجا قیمتش نصف مغازه ها بود.
  • اکثر افراد اونجا از آب جوشانده شده استفاده میکنن چون قیمت آب نسبتا بالا هست اما ما ترجیح دادیم که از آب معدنی استفاده کنیم.
  • چونه زدن تو بازار ماسایی قانونش حدودا 30% رقم اعلامی فروشنده هست. حواستون باشه که خرید بهتری داشته باشین. در اصل میشه گفت به جز اجناس اندکی که در هایپرمارکت ها وجود داره همه چیز قابلیت چونه زدن و تخفیف گرفتن داره حتی هزینه هتل!!!!
  • توی دارالسلام و نایروبی اوبر کار میکنه پس بهترین و مناسب ترین وسیله برای جابجایی هست اما توی بقیه شهرها قیمت رو ابتدا قطعی کنین بعد سوار شین.
  • جهت خرید سوغات تانزانیا و زنگبار خیلی ارزونتر از نایروبی هست پس اشتباه ما رو تکرار نکنین.
  • سه تا کلمه که خیلی شنیده و من هم یاد گرفتم واستون میگم البته به زبان سواحیلی. جیمبو(سلام) – کاریبو(خوش آمدید) – هاکونوماتاتا (مشکلی نیست) اما نگران زبان نباشین چون همه به خوبی انگلیسی رو بلد هستن.
  • کادو دادن وسیله ای حتی بسیار کوچک به بچه های خردسال خیلی خوشحالشون میکنه حتما انجامش بدین حس خوبیه.
  • همه ی هتل ها و محل های اقامت هم خیلی راحت از سایت BOOKINGرزرو میشه کرد درست مثل من.

در پایان این سفرنامه اگر کم و کاستی وجود داشت بابت اینکه اولین سفرنامه بنده هست پیشاپیش عذرخواهی میکنم.

 

نویسنده : امیر

برگرفته از سایت : لست سکند