میدونستم باید سفر کنم، میدونستم فقط یه جابهجایی فیزیکی میتونه من رو از دست خودم، افکارم و حال و روز نزارم نجات بده. خسته بودم از سخت گرفتن قضایا واسه یه سفر. خسته بودم از وابستگی و منتظر موندن برای دوستام. از نظر روحی داغون بودم. وقتی به صورت اتفاقی …
بیشتر بخوانید »